اجتماعی

محمدرضا یوسفی
روز 25 ماه رجب بنابر قول مشهور در میان علماء، روز شهادت امام موسی بن جعفر(ع) می باشد. شیخ مفید در کتاب الارشاد در وصف امام کاظم بیان می کند که وی عابدترین، بخشنده ترین انسان عصر خویش بود. تضرع بسیار در درگاه الهی داشته و بسیار به فقیران رسیدگی می کرد. از جمله دعاهایی که ایشان زیاد بیان می کردند « اللهم انی اسئلک الراحه عند الموت و العفو عند الحساب» بوده است.
القاب و اوصاف زیادی برای امام هفتم بیان شده است، اما مشهورترین آنها کاظم یعنی فرو برنده خشم است. بر این اساس قدری در این باره سخن می گویم تا با الهام از محضر پر فیض آن امام همام برای زندگی امروزی خویش درسی مهم بگیریم.
معنای کظم غیظ:
ابن فارس در کتاب لسان العرب در تبیین معنای کظم چنین بیان می کند که کظم به معنای بستن سر مشکی است که مملو از آب است. احتمالا بعدها این کلمه چنانچه راغب اصفهانی بیان می کند در مواردی به کار رفته است که گلوی فردی را چنان فشار می دهند که راه نفس کشیدن بسته می شود همانند بستن سرمشک که راه خروج آب بسته می شود.
غیظ نیز در لغت به معنای غضب شدید است. هنگامی که غضب مانند کوه آتشفشان از درون انسان فوران می زند، به آن حالت غیظ گفته می شود.
با توجه به توضیحی که در مورد دو کلمه کظم و غیظ بیان شد، هنگامی که این دو کلمه با یکدیگر به کار می رود به معنای فرو بردن خشم است. همانطور که مشک آب اگر بسته نشود آب آن بیرون می ریزد در اینجا نیز اگر انسان خشم خویش را کنترل نکند این خشم به بیرون ریخته می شود و به گونه های مختلفی ممکن است به خود فرد یا دیگران آسیب برساند. ممکن است به توهین، تهمت و.. از انواع آزارهای کلامی و یا به صورت زد و خورد و آسیب های جسمی خود را نشان دهد. انسانی که خشم خود را فرو می خورد باعث می شود که خشم امکان بروز خارجی پیدا نکند.
زمینه های بروز خشم:
غضب نیز مانند برخی دیگر از غرائز انسانی، برای ادامه زندگی و تداوم حیات بشری ضروری است. به دلیل همین غریزه بشری است که انسان می تواند از جان، مال، ناموس، وطن، دین خود و.... دفاع کند. اگر این قوه بشری وجود نداشته باشد ادامه زندگی بشر دچار اختلال می گردد. اما این غریزه بشری که این چنین مفید است اگر از حد خویش گذشته و حالت افراط به خود بگیرد به فرد و جامعه آسیب رسانده، به صورت عقده های روانی، کینه توزی، پرخاشگری، تهدید، ناسزاگویی، توهین و سایر آزارهای کلامی و احیانا جسمی خود را نشان می دهد.
افراد به هنگام خشم و با توجه به شرایطی که دارند واکنش های مختلفی از خود بروز می دهند. خداوند متعال در مورد منافقان چنین بیان می کند که:
﴿..وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ عَضُّواْ عَلَيْكُمُ الاَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُواْ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ﴾ ( آل عمران/ 119)
« منافقان هنگامی که به شما می رسند، می گویند ما نیز ایمان آورده ایم، اما هنگامی که با خود خلوت می کنند از شدت عصبانیت نوک انگشتانشان را گاز می گیرند.»
منافقان از روی ناچاری و برخلاف میل باطنی خویش، از موفقیت مسلمانان اظهار شادمانی کرده و برای تثبیت موقعیت خود، اظهار مسلمانی می کردند اما در باطن از این پیشرفت ها عصبانی بوده به گونه ایی که از شدت عصبانیت، نوک انگشتان خویش را گاز می گرفتند. به لحاظ روانشاختی این حالت یکی از واکنش های افراد عصبانی به هنگامی است که خود را از اظهار منویات درونی خویش ناتوان می بینند.
گاه نیز انسان عصبانی شده سخن و یا رفتاری نامناسبی انجام می دهد. قوم بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی در مبارزه با فرعون موفق شده و با معجزات الهی مانند شکافته شدن رود نیل و گذر از بسیاری از مشکلات به سرزمینی رسید که میعادگاه تحقق جامعه ایده آل می توانست باشد. لذا حضرت موسی برای مدتی از میان قوم خویش رفت تا دستورالعمل های اداره زندگی جدید را دریافت دارد زمان به دلایلی به طول کشید و مدت تمدید گشت به هنگامی که موسی شادمان از در دست داشتن این قوانین به میان قوم خویش بر می گشت متوجه شد که قضیه گوساله سامری رخ داده است و برخی فریب وی را خورده اند در این زمینه خداوند می فرماید:
﴿وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَي إِلَي قَوْمِهِ غَضْبَانَ اَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِى مِن بَعْدِيَ اَعَجِلْتُمْ اَمْرَ رَبِّكُمْ وَاَلْقَي الالْوَاحَ وَاَخَذَ بِرَاْسِ اَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ اُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِى فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الاعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِى وَلاَخِى وَاَدْخِلْنَا فِى رَحْمَتِكَ وَاَنتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ﴾ ( اعراف/ 150 ـ 151)
« و هنگامی که موسی خشمگین و اندوهگین به سوی قوم خود بازگشت، گفت پس از من بد جانشینانی برایم بودید. آیا در مورد فرمان الهی عجله کردید؟ سپس الواح را به زمین انداخت و سر برادر خود را گرفت و به سوی خود کشید برادرش گفت ای برادر این گروه مرا تحت فشار قرار دادند و کاری نمی توانستم بکنم و نزدیک بود مرا نیز به قتل برسانند موسی گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود قرار ده و تو مهربانترین مهربانان هستی» ( ترجمه آزاد)
در اینجا نیز حضرت موسی وقتی دید با آن همه مرارت ها چگونه به این سادگی گروهی به انحراف کشیده شدند از کوره در رفت و الواح را بر زمین زد و از شدت عصبانیت با برادرش برخورد نمود.
موارد یادشده چند مورد از زمینه های بروز خشم و غضب را بیان می کنند.
اثرات بروز خشم:
در کتاب غرر از امیرالمومنین(ع) روایت شده است که « الغضب یفسد الباب و یبعد عن الصواب» غضب موجب می شود که انسان کارهایی را انجام دهد که پیوند با افراد و راه های برون رفت از مشکلات را سخت می کند و تصمیم گیری در حالت عصبانیت معمولا منطقی و درست نمی شود. باز از ایشان روایتی در همین کتاب نقل شده است که « شده الغضب تغیر المنطق و تقطع ماده الحجه و تفرق الفهم» یعنی انسانی عصبانی به دلیل و فعل و انفعالاتی که به هنگام عصبانیت در جسم ایشان رخ می دهد به درستی نمی تواند سخن بگوید و قدرت استدلال خویش را از دست می دهد و تمرکز ذهنی وی از بین می رود و در نتیجه سخنی می گوید که به ضرر خودش تمام می شود و یا باعث بروز کدورت و اختلاف و... می شود.
شاید به همین دلیل باشد که امام صادق(ع) می فرماید « الغضب مفتاح کل شر» غضب می تواند کلید ورود به هر بدی از توهین و پرخاشگری تا قتل نیز باشد. بر این اساس ضرورت دارد تا انسان به مدیریت خشم خویش پرداخته از بروز نتایج ناگوار جلوگیری نماید چنانچه امام باقر(ع) در مورد ویژگی های مومن حقیقی می فرماید: « اذا غضبوا لم یظلموا» به هنگام غضب ظلم نمی کنند. ایشان در جایی دیگر به پیامدهای منفی غضب اشاره می کند. انسان گاه از روی غضب گناه بزرگی کرده و امکان جبران نیز برایش فراهم نمی شود و عذاب الهی گرفتار می گردد. بر این اساس ایشان می فرماید یکی از راه های کنترل خشم، تغییر وضعیت است اگر ایستاده هستید بنشینید، اگر نشسته اید، بایستید یا راه بروید به هر روی از فضایی که خشم تحقق یافته است خارج شوید.
تفاوت سرکوب خشم و کظم غیظ:
خداوند متعال از جمله صفات مومنین را چنین بیان می کند که
﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ ( آل عمران /134)
« (مومنان) و خشم خود را فرو می برند و از خطای دیگران می گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد»
اول فروخوردن خشم را بیان می کند اما این کافی نیست زیرا گاه انسان از روی ناچاری خشم خود را فرو می برد اما در درونش آتش است و انسان تا مدتی گریبان خود را می گیرد تا اینکه آرام آرام آتش خشم فرو کش کند. گاه این سرکوب منجر به کینه و حقد می شود لذا فرد به دنبال فرصتی است تا زهر خود را بریزد. از این رو خداوند پس از کظم غیظ و فرو بردن خشم به عفو و گذشت اشاره می کند. عفو در لغت به معنای پاک کردن است پس فرد اولا خشم خود را فرو می برد و ثانیا گذشت می کند از این رو آتش درون خویش را نیز خاموش کرده، زمینه کینه ورزی را از بین می برد و این همان احسان است که خداوند می فرماید که محسنین را دوست دارد. در تاریخ نقل شده است که گاه افرادی که تحت تربیت و فضای شامیان رشد کرده بودند بدون علم و آگاهی نسبت به ائمه(ع) کینه ورزی داشته و هنگامی که با آنان مواجه می شدند لب به دشنام می گشودند اما ائمه از جمله امام کاظم(ع) نه تنها واکنش منفی نشان نمی دادند و با آنان با اخلاق پسندیده برخورد می کردند بلکه به دنبال فرصتی بودند که با احسان و بزرگواری خویش آنان را متوجه حقیقت امر نمایند لذا گاه آنان از مسیر اشتباه خویش برمی گشتند. پس میان سرکوب خشم که موجب کینه توزی، به هم خوردن سیستم عصبی و ... است و کظم غیظ تفاوت است کظم غیظ همراه با عفو و احسان بوده و پدیده ایی اخلاقی است.
کظم غیظ نه تنها پدیده ایی اخلاقی و نشانه تعالی روحی فرد است بلکه از جهات دیگری نیز قابل توجه می باشد. اولین فایده این مسئله به خود انسان بر می گردد. فردی که خشم خود را فرو می برد و عفو می کند خود آرامش خواهد داشت و این نتیجه بزرگ و کارکرد مهمی است. دوم اینکه به لحاظ اجتماعی در موقعیت بالایی قرار می گیرد و به چشم بزرگ وی را می نگرند.
ضرورت توجه به مهار خشم در دنیای معاصر:
در دنیای امروز به کارکردهای پدیده خشم توجه دقیق تری شده، آثار منفی آن بیشتر از گذشته بررسی شده است. لذا مسئله مدیریت خشم و ضرورت آموزش های لازم در این مورد تاکید شده است.
در دنیای امروز به ویژه برای کشورهایی مانند ما، آستانه تحمل آدمها کاهش یافته است. سختی امور معیشتی، ترافیک و ... زمینه های بروز خشم را بیشتر نموده است لذا گاه با اندک بهانه ایی خشم بروز می کند. برخی موقعیت ها و شغل ها نیز به گونه ایی هستند که زمینه ساز خشم هستند به عنوان مثال مربیان کودکان استثنایی، والدین آنها، مربیان پیش دبستانی و ... از جمله این موارد می باشند. از این رو در دنیای پیشرفته مسئله مهارت کنترل خشم جدی گرفته شده است.
آمارهای اندکی که از وضعیت خشم در ایران ارائه شده است نشان می دهد که باید نحوه مواجهه با این مسئله را بیش از پیش جدی بگیریم. به عنوان نمونه مدیر کل پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد که در شش ماهه اول سال 1393 در مجموع 60039 نفر با موضوع نزاع به پزشکی قانونی مراجعه کرده اند. این رقم به معنای حدود هر چهار دقیقه یک مراجعه می باشد. بیش از 20 هزار نفر از این موارد به مراجعه زنان که نوعا مربوط به نزاع های خانوادگی و زد و خورد های زناشویی است، تعلق دارد. توجه به این نکته لازم است که موارد زیادی از نزاع ها به پزشکی قانونی کشیده نمی شود لذا اگر آنان مورد توجه قرار گیرند آمار بالاتر خواهد رفت. در واقع منشأ بسیاری از موارد یاشده عدم کنترل خشم می باشد.
همچنین در مطالعات متعددی در کشورهای مختلف نشان داده شده است که یکی از عوامل مهم گرایش نوجوانان به سیگار، مواد مخدر و... عدم کنترل خشم توسط فرد نوجوان می باشد که منجر به انزوای وی از جمع شده و گرایش به این امور تقویت می گردد. در ایران گرچه آماری وجود ندارد اما در مطالعه ایی که در سال 1382 بر روی 75 هزار نفر نوجوان بین 14 تا 19 سال در سراسر ایران انجام شد این نتیجه به دست آمد که 27.5% از این نوجوانان در معرض اعتیاد می باشند و این می تواند زنگ خطر و هشداری برای مسئولین و جامعه باشد.
بر این اساس ضرورت توجه و بررسی موضوع کنترل خشم یک اولویت در جامعه قلمداد می شود. امروزه می توان از طریق آموزش کنترل خشم و تقویت این مهارت از آسیب هایی که از این ناحیه به جامعه وارد می شود، کاست. آموزش این مهارت می تواند به تحکیم خانواده، بهبود روابط کاری، افزایش بهره وری،کاهش اعتیاد نوجوانان و... کمک کند. جا دارد تا در نظام آموزش و پرورش به مهارت های ضروری زندگی توجه ویژه شود. ما در دوران دوازده ساله آموزشی خود با انبوه اطلاعاتی روبرو می شویم که بسیاری از آنها هیچ فایده روشنی در زندگی آینده دانش آموز ندارد. اما پدیده خشم از مسائلی است که کمتر کسی در زندگی با مواردی از آن روبرو نشود لذا جای دارد تا آموزش کنترل و مدیریت خشم جدی گرفته شود. برخی از تحقیق های موردی توسط گروه های علمی و به صورت پراکنده در ایران نشان داده است که برگزاری دوره های آموزشی توانسته است به کاهش بروز خشم کمک کند.
زندان های امام کاظم(ع):
هارون از نفوذ معنوی رو به گسترش امام(ع) در هراس بود لذا به دنبال یافتن بهانه ایی برای دستگیری و حبس وی بود. هنگامی که اراده کرد تا امام را دستگیر کند به مدینه آمد. در حضور دیگران به زیارت قبر رسول خدا(ص) رفته در آنجا از وی عذرخواهی کرده و دلیل دستگیری موسی بن جعفر را ترس از وقوع فتنه در جامعه و جلوگیری از خون ریزی در میان امت رسول خدا بیان می کند. سپس دستور داد تا امام(ع) را دستگیر و به بصره به نزد عیسی بن جعفر نوه منصور دوانیقی و پسر عموی هارون که حاکم بصره بود فرستاد. امام یک سال در آنجا در حبس بود و زمان خویش را به عبادت می پرداخت. عیسی در برابر فرمان قتل که از سوی هارون صادر شد مقاومت نمود به هارون نوشت که این مرد دائما به عبادت می پردازد و در دعاهای خویش هیچ کس را از جمله شما و من را که به وی چنین ظلمی کرده ایم را نفرین نمی کند از این رو اگر وی را از اینجا نبرید وی را آزاد می کنم. هارون نیز دستور داد تا امام را به بغداد آوردند و وی را به فضل بن ربیع سپرده تا امام را حبس کرده و او را به قتل رساند. فضل نیز پس از مدتی با دیدن وضعیت امام از این فرمان استنکاف ورزید لذا این بار وی را به دست فضل بن یحیی برمکی فرزند وزیر هارون سپردند تا وی چنین اقدامی کند او نیز با دیدن عبادت های امام تحت تاثیر قرار گرفته از این امر سرپیچی نمود تا اینکه امام را به نزد سندی بن شاهک فرستادند که مردی در سنگدلی شهره بود.
در ایامی که امام در حبس سندی بن شاهک بود هارون کسی را به نزد امام فرستاد تا وضعیت وی را از نزدیک گزارش دهد امام به وی فرمود به هارون بگو هر روز که می گذرد یکی از روزهای سخت زندگی من تمام می شود و هر روز که می گذرد یکی از روزهای خوش تو به پایان می رسد اما روزی من و تو در یکجا به هم می رسیم و آنجا معلوم می شود که زیانکار کیست؟
شیخ طوسی به نقل از یحیی بن خالد نقل می کند که هارون مرا به سوی امام فرستاد تا از طرف او این پیام را به امام برسانم که الان من مطمئن شده ام که تو گناهی مرتکب نشده ای؛ اما من قسم خورده ام که تا وقتی که تو به گناهت اعتراف نکنی و از من طلب عفو نکنی آزادت ننمایم. از آنجایی که نمی توانم از قسم خویش دست بردارم پس برای آزادیت، اعتراف به گناه ( ناکرده) کن و از من نیز طلب عفو نما. پاسخ امام به وی در نوع خود جالب بود امام فرمودند که مرگ من نزدیک است. کنایه از اینکه شما قصد قتل مرا کرده اید ولی هیچ دلیل موجهی نیافته اید در آخر می خواهید از من اعتراف ساختگی بگیرید تا توجیهی بر صحت کارتان باشد.
وقتی آنان با حیله های خویش موفق نشدند دستور دادند تا سندی بن شاهک امام را مسموم کند که چنین کرد. امام پس از مسموم شدن بیمار شد وی را در اتاق مناسبی قرار دادند و از قضات و افراد موجه شهر دعوت کردند تا برای بازدید از وضعیت امام به دیدن وی بیایند. آنها از وضعیت امام بازدید کردند و هارون گفت شایعه کردند که امام در مکان بدی جای دارد و مورد آزار و اذیت قرار می گیرد اما همان طور که مشاهده می کنید امام در اینجا قرار دارد و وضع مکانی وی مناسب است البته قدری کسالت دارند. در این هنگام که در بستر بیماری بودند سر را به بالا آوردند و فرمودند آنها دروغ می گویند سه روز است که من مسموم شدم و به زودی از دنیا خواهم رفت. سه روز بعد امام دار فانی را وداع گفتند.
امیدوارم با ذکر و یاد این امام همام و توجه بیشتر به خصلت و لقب کاظم وی، درس مهمی برای زندگی در جهان امروز گرفته به راهکارهای مدیریت خشم بیش از پیش توجه نماییم.

خواندن 70379 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 13 مرداد 1394 ساعت 14:39
Share this article

About author

Super User

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بازگشت به بالا