Super User

Super User

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
محمدتقی فاضل‌میبدی : جریان کربلا، تقابل عدل و ظلم است، تقابل عقل و جهل است و تقابل دین حقیقی با شبه‌دینی است که ابزار شده بود.
صحنه عاشورا تقابل دو نوع دینداری بود. دین عدالتجو و حکومت به ظاهر دینی و ظالمانه. دین در تاریخ دو گونه خود را نشان داده است. گاهی به شکل ارزش و اخلاق در میان مردم که انسان‌های وارسته‌ای از متن آن برخاستند و از جهت اخلاق و انسانیت، کامل بودند. گاهی هم خود را در عرصه قدرت و ثروت نشان داد و به عنوان یک ابزار در خدمت طرفداران قدرت و ثروت قرار گرفت. به تعبیر دیگر دین پوششی برای توجیه کارهای طالبان قدرت و ثروت بود که نخستین‌بار در حکومت امویان پیدا شد و دین خدا ابزاری شد تا بر اموال مسلمین و قدرت تسلط پیدا کنند.
امام حسین(ع) در یکی از سخنانش می‌فرماید: «وَاسْتَأثَروُا فی‌أموالِ الْفُقَراءِ و المَساکینَ» یعنی پس از قدرت گرفتن، اموال فقرا و مساکین را در اختیار خودشان گرفتند. مثل بنی‌امیه که واقعا اسلام نیاورده بود و اسلامشان برای این بود که از راه نفوذ وارد شوند، ثروت‌های کشورهای اسلامی را صاحب شوند و رسوم جاهلیت را دوباره بازگردانند و نخستین کسی‌که حقیقت‌شان را آفتابی و روشن کرد، امام علی(ع) بود که در نامه‌ای از اینکه اسلام آوردن یک چیز است و تظاهر به اسلام کردن چیز دیگر، سخن گفت. «مَا أَسْلَمُوا وَلَكِنِ اسْتَسْلَمُوا، وَأَسَرُّوا الْكُفْرَ، فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَیهِ أَظْهَرُوهُ» اینها اسلام نیاوردند و به ظاهر اسلام آوردند و کفرشان را پنهان نگه داشتند و همین که عده‌ای طرفدار پیدا کردند، حقیقت خود را ظاهر کردند. بنابراین دین شاید برای نخستین‌بار است که اینجا خودش را به شکل یک ابزار برای توجیه کارها نشان می‌دهد؛ حکومتی که ادعای جانشینی پیغمبر را می‌کند.
جریان عاشورا را نباید با نگاه رازآلود، رمزآلود و آسمانی نگاه کنیم که امام حسین(ع) بود و مسائل سرّی و ارتباط با خداوند و راز و رمزی که در حقیقت عاشورا نهفته است. اگر بنا را بر این گذاشتیم، امام حسین(ع) را در برهه‌ای از تاریخ منحصر کردیم و باید در موزه‌های تاریخ به آن نگاه کرد. اما اگر حقیقت عاشورا را تحلیلی و عقلایی نگاه کنیم که چرا این قیام صورت گرفت، آن‌وقت به درد امروزمان هم می‌خورد.
در عاشورا باید به سه موضوع دقت کرد؛ نخست اینکه چه زمینه‌هایی باعث شد کسی به نام معاویه 20 سال خلافت کند و 40 سال ریاست داشته باشد و خلافت اسلامی را تبدیل به سلطنت موروثی کند؟ دوم، چگونگی خود واقعه عاشوراست. سوم که از همه مهم‌تر است اینکه به عاشورا به عنوان حقیقت تاریخی نگاه و آن را تحلیل کنیم که در روزگار امروزمان می‌تواند موثر باشد.
امام حسین(ع) در یکی از نامه‌ها خطاب به مردم کوفه که می‌خواست حرکت خود را به یک قاعده تاریخی تبدیل کند، از قول پیامبر خدا می‌گویند: «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ‌اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِاللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ‌اللَّهِ یعْمَلُ فِی عِبَادِاللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ یغَیرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِیقاً عَلَى‌اللَّهِ أَنْ یدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ».یعنی هرکسی حکومت جاهلی دید که حلال خدا را حرام می‌کند، تعهدش را با اسلام می‌شکند، با سنت پیغمبر مخالفت می‌کند- و از همه بدتر- در حق بندگان خدا گناه و تجاوز به حقوق مردم می‌کند، اگر بلند نشود، حرکت نکند، قیام نکند، سخن نگوید، سزاوار است که خداوند در روز قیامت همانجا که ظالم را می‌برد، او را هم ببرد. تبدیل قیامش به قاعده تاریخی که هرکس در مقابل حاکم ظالمی قرار گرفت، وظیفه دارد با زبان و فعلش، ظلم را از سر مردم کم کند. توجه به این اصل که اسلام آمده تا مردم را از ظلم نجات دهد و نه فقط از کفر. اسلام، کفر را از بین برد. ظلم زاییده کفر است، کفر را از بین برد تا ظلم از بین برود. قرآن هم خوانده شود به ظاهر خوانده می‌شود.
شب عاشورا در اردوگاه یزید قرآن خوانده می‌شد. لشکر بنی‌امیه حامی ظلم بود. درحقیقت صحنه عاشورا تقابل عدل و ظلم و دفاع از حقوق انسان‌هاست. در این نگاه بشر در تاریخ وظیفه دارد از حق انسان در هر کجا که تجاوز شد، دفاع کند. معاویه برای اینکه بتواند حکومت به ظاهر دینی خود را حفظ و مردم دیندار جاهل را طرفدار خود کند، نگذاشت مردم با دین خدا آشنا شوند و بنای تحریف دین را گذاشت. از این‌رو به عده‌ای از روحانیون و وعاظ رایج آن زمان پول خوبی داد تا بالای منبر در مذمت علی‌ابن‌ابیطالب سخن بگویند و علی را از چشم مردم بیندازند تا حقیقت اسلام ناب آن روز که علی بود، الگوی مردم قرار نگیرد. چون اگر علی الگو قرار می‌گرفت، دیگر کسی زیر بار معاویه نمی‌رفت. یکسری احادیث هم از قول پیغمبر خدا در مدح و تعریف خود جعل کرد که در تاریخ بی‌نظیر و کم‌نظیر بود.
تا قبل از معاویه انتقاد از خلفا آزاد بود و زن و مرد پای خطبه‌های خلیفه انتقاد می‌کردند. معاویه جلوی انتقاد را گرفت و در یکی از خطبه‌های نمازجمعه از اینکه من بین شما و زبان شما فاصله‌ای نمی‌گذارم و هرچه می‌خواهید بگویید، سخن گفت که مادامی که مزاحم مُلک و حکومت ما نباشید، آزادید هرچه می‌خواهید بگویید. درحقیقت خط قرمز آزادی، دایره قدرت و حکومت خودش بود. بنابراین با دست‌اندازی به ثروت مردم، تحریف دین خدا و جلوگیری از انتقاد و آزادی بیان، ثروت دست عده‌ای خاص و قدرت دست معاویه متمرکز شد. کسی حق چون و چرا نداشت و برخی از وعاظ و مداحانی که در خدمت خلیفه بودند، بنای تحریف دین خدا را گذاشتند.
امام حسین(ع) سال 58 که هنوز معاویه سر کار است در مراسم حج در منا خطبه‌ای در مذمت علمای دین می‌خواند که از قرآن که در آن خداوند، علمای یهود و مسیحیت را مذمت می‌کند، درس نگرفته‌اید. آنها که حرف زور می‌گفتند و مال زور می‌خوردند که همان «گفتار گناه‌آلود و ثروت بادآورده» است. امام‌حسین(ع) قبل از آنکه معاویه یا بنی‌امیه را مذمت کند، عالمان دین را مذمت می‌کند که در مقابل معاویه ساکت نشستند و چنین شجره خبیثه‌ای درست شد. ختم کلام اینکه جریان کربلا، تقابل عدل و ظلم است، تقابل عقل و جهل است و تقابل دین حقیقی با شبه‌دینی است که ابزار شده بود.
یکشنبه, 02 شهریور 1399 07:05

عاشورا؛ حماسه‌ای انسانی

فاضل میبدی: بهره‌گیری از فلسفه عاشورا؛ مستلزم قرائت عرفی و تاریخی است. عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است، اما ما امام حسین(ع) را مصادره و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است.
عاشورا مکتبی انسان‌ساز و آگاهی‌بخش است که با گذشت ۱۴۰۰ سال از آن واقعه عظیم، همچنان در ذهن و ضمیر انسان‌ها جای دارد و در متن خود پیام‌ها و دستاوردهای شگرفی را به تاریخ بشریت عرضه کره است. درباره نهضت و قیام امام حسین(ع) مباحث فراوانی مطرح شده است، هرچند که عرصه گسترده‌ای برای تحقیق و مطالعه در این خصوص وجود دارد و با هر بار اندیشیدن در رابطه با نهضت حسینی می‌توان پیام‌ها و درس‌های زیادی از آن فراگرفت که پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی باشد. خبرگزاری ایکنا در اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و پژوهشگر دینی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید:
حرکت امام حسین(ع) رازآلود نیست
قرائت قدسی از عاشورا برای انسان امروز، درس‌آموز نیست
عاشورا فقط مختص به شیعیان و مسلمانان نیست
امام حسین(ع) را مصادره کرده‌ایم
سلامتی انسان در اسلام بر هر چیزی مقدم است
شهادت برای امام حسین(ع) هدف نبود
بهره‌گیری از عاشورا مستلزم قرائت عرفی و تاریخی است
حکومت‌ها مانع فهم واقعی از عاشورا شده‌اند
 ایکنا ـ آیا نهضت امام حسین(ع) نوعی قیام به معنای مصطلح آن در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی تعریف می‌شود یا یک حرکت اصلاح‌طلبانه و اصلاح‌گرانه با رویکرد امر به معروف و نهی از منکر؟
نمی‌توان این اسم‌ها را به آن اطلاق کرد. این حرکت، یک تکلیف الهی بود که بر دوش همه مسلمانان هست، لذا زمانی که امام حسین(ع) می‌خواست از مدینه خارج شود، این مبنای کلی را از قول پیامبر(ص) نقل کرد که ایشان فرموده‌اند: «هر کس حاکم ظالمی را ببیند که حلال خدا را حرام می‌کند و تعهدات الهی را زیر پا می‌گذارد و در مقابلش نایستد، سزاوار است که در قیامت در جایگاه همان حاکم ظالم قرار بگیرد». بنابراین این‌طور نیست که اسم این حرکت را قیام بگذاریم، بلکه تکلیف الهی است و منحصر به شخص امام حسین(ع) نیز نیست و خودشان فرموده‌اند که همه بشریت را شامل می‌شود. انسان در هر کجا در مقابل پدیده‌ای مثل حکومت یزید قرار بگیرد، باید وظیفه‌اش را انجام دهد. من بر این باورم که اسم این حرکت را باید انجام تکلیف و وظیفه گذاشت و این حرکت منحصر به شخص امام حسین(ع) نیز نیست.
ایکنا ـ دیدگاهی در این زمینه وجود دارد که سید بن طاووس و دیگران مطرح می‌کنند، مبنی بر اینکه در این حرکت، امام حسین(ع) اراده و اختیاری از خودش نداشت، این تکلیف الهی بود که بر ایشان عرضه شد و مکلف بودند که همراه با خانواده در این مسیر حرکت کنند. آیا منظور شما همین دیدگاه است؟
نه من این دیدگاه را قبول ندارم و اصلاً این دیدگاه از بیانات امام حسین(ع) مستفاد نمی‌شود. نگاه‌ها به جریان کربلا به دو صورت می‌تواند باشد؛ یک حرکت رازآلود که فقط منحصر به امام حسین(ع) بوده، مثل دیدگاه سید بن طاووس و لذا حرکتی فردی، رازآلود و قدسی است و خدا می‌خواسته ایشان را این‌طور ببیند و تقدیر الهی بوده است. من معتقدم این‌طور نیست. حرکت امام حسین(ع) نه رازآلود، بلکه پدیده‌ای تاریخی است و امام حسین(ع) به عنوان عضوی از خاندان پیامبر(ص) مانند همه انسان‌ها تکلیفی الهی بر دوش دارد، یعنی در برابر ظلمی قرار گرفته که باید با آن مبارزه کند و این رازآلودگی ندارد، بلکه پدیده‌ای تاریخی است، همان‌طور که ما در برابر حکومت پیشین ایستادیم و آن را ساقط کردیم، چون ظلم می‌کرد و در مقابلش ایستادیم. امام حسین(ع) به عنوان عضوی از خاندان پیامبر(ص) در برابر یزید قرار گرفت و این دستور خداوند منحصر به ایشان نیست، برای همه بشریت است. اگر قصه تاریخی کربلا را با نگاه سید بن طاووس ببینیم، هیچ نوع آموزندگی برای بشر امروز ندارد.
نمی‌توان گفت شهادت برای امام حسین(ع) هدف بوده است. هیچ وقت شهادت برای ایشان هدف نبود. هدف، نجات انسان‌ها از ظلم یزید بود و اینکه یک نفر خودش را فدای انسان‌ها کند، امری طبیعی و عقلایی است.
ماجرای کربلا از این نظر می‌تواند برای بشر امروز آموزنده باشد که اگر انسان امروز هم در مقابل حکومتی مثل امویان قرار گرفت، همان کاری را انجام دهد که امام حسین(ع) انجام داد. اینکه بگوییم این تقدیر الهی فقط برای امام حسین(ع) بوده است که با خانواده خود در این مسیر حرکت کرده و به شهادت برسد، یعنی اگر جبر و دستور الهی بوده باشد، امتیازی برای امام حسین(ع) تلقی نمی‌شود. امتیاز آن این است که ایشان در برابر ظلم ایستاد و به تکلیف و دستور الهی عمل کرد و این دستور برای همه بشریت در طول تاریخ است.
ایکنا ـ حال که به بحث تکلیف اشاره کردید، دوگانه‌ای وجود دارد با عنوان حق و تکلیف یا رویکرد تکلیف‌مدارانه و حق‌مدارانه و این رویکرد تکلیف‌مدارانه، چندان رویکرد حق‌مدارانه را در خودش جای نمی‌دهد. فکر نمی‌کنید چنین دیدگاهی جنبه‌های دنیوی، عرفی و انسانی را از واقعه عاشورا سلب می‌کند و رویکرد عرفی‌گرایانه به نهضت امام حسین(ع) را به حاشیه می‌برد؟ شما می‌گویید واقعه عاشورا یک تکلیف بود، در این صورت آیا جنبه‌های حق‌مدارانه آن یعنی جنبه‌های انسانی و اخلاقی‌اش را نادیده می‌گیرید؟
شریعت و دین مقاصدی دارد که بخش عمده آن‌ها، دنیوی است، مثل حفظ جان انسان‌ها، نجات انسان‌ها، مبارزه با ظلم و حفظ خود شریعت. یزید، حاکمی بود که جان و کرامت انسان‌ها را تهدید می‌کرد، همان‌طور که در واقعه حرّه بعد از عاشورا مرتکب این کار شد و همچنین دین خدا را نیز تهدید می‌کرد. پس مقاصد شریعت در حال نابودی بود و امام حسین(ع) نیز به عنوان امام معصوم یا منصوب این وظیفه را دارد که در مقابل این جریان بیدادمنش بایستد. همه این‌ها قابل تحلیل است و هیچ راز و رمزی در آن نهفته نیست. اگر امام حسین(ع) به عنوان یک شخص رابطه رازگونه‌ای با خدا داشت، بحث دیگری است، ولی اینکه ایشان از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آمد و در مقابل یزید ایستاد و جنگید، ناشی از تکلیفی بود که بر دوش خود احساس می‌کرد و مرتب می‌گفت که ما وظیفه داریم در مقابل چنین جریانی بایستیم و تا مرز شهادت پیش برویم؛ ولی نمی‌توان گفت شهادت برای امام حسین(ع) هدف بوده است. هیچ وقت شهادت برای ایشان هدف نبود. هدف، نجات انسان‌ها از ظلم یزید بود و اینکه یک نفر خودش را فدای انسان‌ها کند، امری طبیعی و عقلایی است. امام حسین(ع) نمی‌خواست بگوید کشته شدن در راه دین وظیفه و حق است، بلکه می‌خواست بگوید دفاع از انسان‌ها و مبارزه با ظلم یک حق، وظیفه و تکلیف است و ایشان آن را به خوبی انجام می‌دهد؛ اسمش را هر چه می‌خواهید بگذارید.
ایکنا ـ در واقعه عاشورا، امر قدسی و امر عرفی چه نسبتی با هم پیدا می‌کنند و از این منظر، چه تحلیل‌هایی می‌توان ارائه داد؟ منظور از امر عرفی، جنبه‌های دنیوی، زمینی و اخلاقی مرتبط با انسان است و منظور از امر قدسی، نگاه متافیزیکی و آسمانی به واقعه عاشورا. اینکه نهضت امام حسین(ع) در ذیل امر عرفی می‌گنجد یا امر قدسی؟
اصل دین که منشأ آن وحی است، امری کاملاً قدسی و آسمانی محسوب می‌شود، ولی این دین و شریعت در متن تاریخ و در یک جغرافیا آمده و برای انسان‌های عرفی و زمینی پیام دارد؛ لذا متن دین به زبان عربی است. مثال‌های قرآن، عرفی است، همین‌طور نحوه تعامل پیامبر(ص) با مردم عرفی بود. ایشان با دشمنان خود می‌جنگید، شکست می‌خورد، پیروز می‌شد و این‌طور نیست که بگوییم در هر برخوردی، قدسی رفتار می‌کرده و سیره ایشان کاملاً عرفی بوده است. بر همین منوال، درست است که حرکت امام حسین(ع) منشأ آسمانی داشت، ولی برخورد ایشان با دشمن مثل تمام جنگ‌های تاریخ کاملاً عرفی بود. اگر بگوییم جریان کربلا کاملاً قدسی است، پس چرا فقط امام حسین(ع) و یاران‌شان شهید شدند و طرف مقابل از بین نرفت؟
ایکنا ـ در واقع شما معتقدید در حرکت امام حسین(ع)، امر قدسی و امر عرفی به نوعی به وحدت می‌رسند؟
اگر بخواهیم از واقعه عاشورا برای زندگی امروز بهره ببریم، باید به این واقعه، تاریخی و عرفی نگاه کنیم و این تلقی را داشته باشیم که امام حسین(ع) در پیشگاه خداوند این وظیفه را داشت که در برابر ظلم بایستد و حکومتی مثل یزید را که در لباس دین آبروی اسلام را می‌برد، رسوا کند و تا مرز شهادت هم رفت و شهید شد. اینکه بگوییم از ابتدا برای شهادت و اسارت حرکت کرد، شخصاً نمی‌توانم بپذیرم. اگر این تلقی را داشته باشیم، این حرکت منحصر به فرد، رازگونه و قدسی می‌شود و به درد بشر امروز هم نخواهد خورد، فقط باید آن را در موزه تاریخ نگاه کرد و برایش گریست.
قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است. ولی اگر بخواهیم آن را در چرخه گریه و شفاعت و وادادگی بیندازیم، فقط هویت‌بخشی به شیعه و نه حتی مسلمانان است. ما امام حسین(ع) را مصادره کردیم و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است تا پای قصه‌اش نشسته و گریه کند.
منبع اصلی آن قدسی است و حرکت امام کاملاً عرفی است. در مسیر حرکت امام حسین(ع) تا کربلا، عقل طبیعی بشری حکم می‌کند. بعضی از اصحابشان برمی‌گردند، مسلم را به عنوان سفیر به کوفه می‌فرستد تا از مردم بیعت بگیرد، ولی در نهایت به شهادت می‌رسد. اگر امام حسین(ع) یقین داشت که در کوفه چنین اتفاقی می‌افتد، مسلم را به آنجا نمی‌فرستاد. او را به این قصد فرستاد که از مردم بیعت بگیرد. امام به کربلا آمد تا وظیفه‌اش را انجام دهد، ولی وقتی می‌خواست برگردد، حر بن یزید ریاحی در مقابلش ایستاد و راه را بر او بست. امام گفت اجازه بدهید برگردم، آن‌ها گفتند بیعت کن، ایشان فرمود این کار را انجام نمی‌دهم و بین مرگ و شهادت، زندگی با ذلت را انتخاب نمی‌کنم، مرگ با عزت از زندگی با ذلت بسیار بهتر است. یا می‌گوید مرگ را سعادت می‌بینم، یعنی اگر قرار باشد بین بیعت و کشته شدن یکی را انتخاب کنم، بیعت نمی‌کنم و تا مرز شهادت پیش می‌روم‌. من حق دارم که بیعت نکنم، حکومتی که بخواهد به زور بیعت بگیرد، نباید زیر بار آن رفت، یعنی آزادی و انتخاب بشر امر بزرگ و مقدسی است که باید از آن دفاع کرد. امام حسین(ع) از اختیار و آزادی خودش دفاع کرد و هیچ‌گاه زیر بار زور نرفت.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جهان به سمت عرفی شدن و به تعبیری سکولار شدن پیش می‌رود و جامعه و انسان مدرن با بحران‌های متعددی مثل بحران هویت، اخلاق و معنویت مواجه است، فکر می‌کنید واقعه عاشورا چه پیام و دستاوردی برای انسان و جامعه مدرن می‌تواند داشته باشد تا آن‌ها را از این بحران‌ها نجات بدهد؟
اگر این واقعه را درست قرائت کنیم، برای همه بشریت مفید است. شما به هر جای دنیا که بروید، اعم از دنیای سکولار، لائیک و دیندار، در آنجا ظلم و حکومت ظالمانه بد و عدالت و آزادی خوب است. اگر واقعه عاشورا را تقابل عدل با ظلم، عدل با جهل، تحرک با جمود و دین واقعی با دین حق‌بازی در نظر بگیریم و تحلیل کنیم، برای همه بشریت درس‌آموز است. قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است. ولی اگر بخواهیم آن را در چرخه گریه و شفاعت و وادادگی بیندازیم، فقط هویت‌بخشی به شیعه و نه حتی مسلمانان است. ما امام حسین(ع) را مصادره کردیم و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است تا پای قصه‌اش نشسته و گریه کند. این نوع قرائت از جریان عاشورا به نظر من یعنی محدود و کوچک کردن امام حسین(ع) که به درد بشریت و شیعه امروز هم نمی‌خورد. فقط برای این است که بگوییم می‌خواهیم برایش گریه کنیم، نذری بدهیم و شفاعت بگیریم. اگر این‌ها باشد، امام حسین(ع) را خراب کرده‌ایم، ولی اگر جریان عدل و ظلم را درک کرده و به جریان دین واقعی و حکومت دینی غیر واقعی نگاه کنیم، برای همه بشریت مفید خواهد بود، مثل قهرمانان بزرگ تاریخ که در برابر ظلم می‌ایستادند.
ایکنا ـ به بحث محدود و کوچک کردن امام حسین(ع) اشاره کردید، می‌توان گفت امروز دو نوع نگاه و رویکرد به شخصیت ایشان وجود دارد؟
تحریف کردن، نگاه مصادره کردن و هویتی است، نه نگاه حقیقت‌جویانه. اینکه مداحی بیاید و با شعرخوانی و جزع برای خودش شخصیت و هویت بسازد، به نظر من هیچ ارزش انسانی و تاریخی ندارد و فقط می‌توان به عنوان هویت‌بخشی برای عده‌ای خاص به آن نگاه کرد که متأسفانه این نگاه در میان ما در حال غلبه است، یا امسال که مسئله کرونا پیش آمده، بعضی از این روضه‌خوانان، مداحان و روحانیان گفتند که باید مجالس شفا را برگزار کنیم، ولو اینکه بر اثر کرونا کشته شویم. این بدترین نگاه به جریان امام حسین(ع) است.
ایکنا ـ در واقع می‌شود گفت امروز دو نوع نگاه به شخصیت امام حسین(ع) وجود دارد؛ یکی رویکرد ابزاری که به دنبال امروزی کردن ایشان است و رویکرد دیگری که به دنبال حسینی کردن امروز است و بیشتر کشف حقیقت و واقعیت حرکت امام را برجسته می‌کند. درست است؟
ایشان برای این به کربلا نرفت که شهید شود و ما بگوییم به هر طریقی که کشته شویم، مطلوب است. اصلاً این‌طور نیست. امام به کربلا رفت و شهید شد تا انسان‌ها سالم بمانند و از هر نوع مهلکه‌ای نجات پیدا کنند. در اسلام، سلامتی انسان بر هر چیزی مقدم است و حتی اگر سلامتی انسان با نماز و روزه و حج نیز در تعارض قرار بگیرد، بر این فرایض مقدم است. در واقع اصل دین به مثابه شریعت، نجات جسمی و روحی انسان است. هر چیزی که جسم و روح انسان را تهدید کند، باید کنار گذاشته شود. اگر برگزاری مراسم عزاداری جسم و روح انسان‌ها را تهدید کند، باید آن را کنار بگذارند، چون در این صورت خلاف هدف دین و امام حسین(ع) خواهد بود. امروز عده‌ای این قضیه را حیثیتی و هویتی ساخته‌اند، مثل اینکه بگوییم هیچ وقت با کشوری مذاکره نمی‌کنیم، برای اینکه می‌خواهیم عزت خودمان را حفظ کنیم، علاوه براین باید در نظر داشته باشیم عزت انسان موقعی حفظ می‌شود که اقتصاد، آزادی و آزادگی و امنیت شغلی‌اش درست باشد. اینکه همیشه با کشوری تنش داشته باشیم و در داخل، اقتصاد سالمی وجود نداشته باشد، تفاوت طبقاتی و مشکلات معیشتی وجود داشته باشد، کرامت انسانی مخدوش و تن‌فروشی رواج یافته باشد و ...، چگونه عزتی است؟ عزت انسان را باید رعایت این اصول قرار دهیم، نه اینکه بگوییم هدف ما این است که در مقابل کفر بایستیم، ولو به قیمت جان همه انسان‌ها. به نظر من هیچ وقت هدف اسلام این نبوده است. اینکه بگوییم عزاداری امام حسین(ع) را برگزار می‌کنیم، به هر قیمتی که باشد، در اسلام چیزی با عنوان به هر قیمتی وجود ندارد، یعنی مرز آن حفظ جان و عزت انسان است.
در رابطه با جریان عاشورا باید مسائلی را حل کنیم؛ اول اینکه منشأ این پدیده تاریخی چه بوده است؟ اگر بگوییم منشأ آن دستور و خواست خدا بوده، به نظر من فایده‌ای ندارد، ولی اگر بگوییم منشأ آن این بوده که چیزی با عنوان حکومت دینی ایجاد شده که برخی افراد در آن نفوذ کرده‌اند و از دیگران استفاده ابزاری و سوءاستفاده می‌کنند و کسی حاکم شده است که به نام دین هر کاری می‌خواهد انجام می‌دهد، یعنی منشأ زمینی و انسانی برای آن قائل شویم، این نگاه به نظر من آموزنده است.
اگر این حرکت درست قرائت می‌شد، برای حکومت‌ها خیلی خطرناک بود و یکی از عواملی که باعث تحریف یا بد قرائت شدن این واقعه شد، حکومت‌ها بودند. وقتی حکومت‌ها بخواهند جریانی را تحریف کنند، یک‌سری مداح و وعاظ را استخدام می‌کنند تا آنها قصه را برای توده مردم تحریف کنند تا همه آن جنبه تحریک احساسات داشته باشد، نه تحریک عقلانیت.
اتفاقات رخ داده در عاشورا را باید درست بشناسیم. با این حرف‌ها که ملائکه یا زعفر جنّی می‌خواستند به امام حسین(ع) کمک کنند و حرف‌هایی از این قبیل، چیزی به دست نمی‌آوریم، بنابراین باید نگاه تاریخی و درست به این جریان داشته باشیم. مسئله سوم این است که بعد از شناخت منشأ و اتفاقات جریات عاشورا، امروز این واقعه چه درسی می‌تواند برای ما داشته باشد؟ این حرکت برای امروز ما موقعی می‌تواند مؤثر باشد که دو مسئله اول را با دید عقلانی نگاه کنیم، در این صورت مسئله سوم پاسخ داده می‌شود که داستان امام حسین(ع) همانی است که مولوی در دفتر ششم مثنوی آورده، به این صورت که مولوی در روز عاشورا وارد شهر حلب می‌شود و می‌بیند مردم مشغول گریه و عزاداری‌ هستند، می‌خواست آن‌ها را امتحان کند، پرسید که چه کار می‌کنید، جواب دادند برای شخصی که ششصد سال پیش در کربلا کشته شد عزاداری می‌کنیم. مولوی از وضع و حالشان پرسید و جواب شنید که مردمانی گرسنه و بیچاره هستیم. اینجا بود که مولوی گفت: «پس عزا بر خود کنید این خفتگان/ چون که بد مرگیست این حال گران/ بر خود و دین خرابت نوحه کن/ که نمی‌بیند جز این خاک کهن». گفت به حال خودتان گریه کنید که چنین وضع و حالی دارید، حرکت ششصد سال پیش برای شما چه تأثیری داشته است. ما هم باید ببینیم که اتفاق هزار و چهارصد سال قبل در زندگی ما چه تأثیری داشته، آسیب‌های اجتماعی‌مان کمتر شده یا بیشتر و عزت مسلمانان بیشتر شده است یا کمتر، همین‌طور در مورد امنیت، معیشت، اخلاق، معنویت و ... وضعیت چگونه است؟ اگر بهتر شده، پس حرکت امام حسین(ع) برای ما آموزنده بوده، ولی اگر با همه حسین گفتن‌ها، انحطاط اخلاقی و معنوی داریم، معلوم می‌شود که هیچ ربطی به امام حسین(ع) نداریم، ولو اینکه در سال صدها و هزاران مجلس برایش برگزار کنیم.
ایکنا ـ به نظر شما در طول تاریخ چه عواملی باعث شده که اهداف و فرهنگ متعالی عاشورا در جامعه نهادینه نشود؟ چه از نگاه درون‌دینی و چه از نگاه برون‌دینی؟
به نظر من اگر این حرکت درست قرائت می‌شد، برای حکومت‌ها خیلی خطرناک بود و یکی از عواملی که باعث تحریف یا بد قرائت شدن این واقعه شد، حکومت‌ها بودند. حاکمان در تحریف جریان عاشورا نقش زیادی داشتند. وقتی حکومت‌ها بخواهند جریانی را تحریف کنند، یک‌سری مداح و وعاظ را استخدام می‌کنند تا آن‌ها قصه را برای توده مردم تحریف کنند تا همه آن جنبه تحریک احساسات داشته باشد، نه تحریک عقلانیت، چون اگر به تحریک عقلانیت کمک کند، مردم به این نتیجه می‌رسند که پس باید در مقابل ظلم و زور و استبداد ایستاد، همان‌طور که امام حسین(ع) این کار را انجام داد. ولی اگر احساسات تحریک شد، توجیه‌گر ظلم و ستم‌ها می‌شود. چون این جریان بر مبنای تقابل عدل و ظلم بوده است، حاکمان مستبد تاریخ بیشتر سعی می‌کردند این جریان را تحریف کنند و موفق هم بودند، چه کسانی که تاریخ را می‌نوشتند و چه کسانی که روضه‌اش را می‌خواندند و هر کس در این مسیر گام برمی‌داشته، بیشتر جنبه تحریک احساسات داشته، نه تحریک عقلانیت.
متأسفانه فقط عزا گرفته و گریه کرده‌ایم، ولی آموزندگی و فایده آن را برای بشر امروز نادیده گرفته‌ایم. به قول مرحوم مطهری، عوامل تحریف زیاد دارد و یکی از عوامل تحریفش همین روضه‌خوان‌ها و ملاها هستند.
رضا احمدی
شهید بهشتی در سال 1359 در داشگلاه صنعت نفت آبادان در تجلیل از دکتر شریعتی به جمله ای از آيت الله منتظـرى، اشاره می‌کند. «دوست عزيز و فقيه مجاهد مـا می‌گوید: «امـروز، امـروز اسـت؛ ديـروز، ديـروز» ايشان اگر ديروز مطلبى را گفته باشد و امروز رأيش عوض شـده باشـد، مى گوييم آقا، ديروز شما آنجور گفتيد! ايشان مى‌گويـد «ديـروز، ديـروز بود، امروز امروز است». يعنى من يك آدم متحجر نيستم. ديروز تـا حـالا فكر كرده‌ام، مطالعه كرده‌ام؛ و به يك جمع‌بندى تازه رسيده‌ام.
انسان از بدو تولد تا مرگ مسیری را طی می‌کند. هر روز از زندگی که می‌گذرد، چیزهای جدیدی را می‌آموزد و این آموخته‌ها در فهم، استنباط، رفتار و کردار او تاثیر می‌گذارد؛ پس زندگی انسان خطی افقی نیست که قابل تغییر نباشد. انسان نمی‌تواند در طول عمر خود یک فهم و برداشت از محیط خود داشته باشد که اگر چنین باشد، در مسیر تکاملی قرار ندارند بلکه انسانی ایستا و در جا زده است.
انسا ن‌های اندیشه ورز، دارای مبانی مدون هستند که همیشه براساس آن مبانی رفتار می‌کنند. یکی از مبای کلیدی اندیشه‌های آیت الله منتظری، « انا فی کل یوم رجل » بود. «امـروز، امـروز اسـت؛ ديـروز، ديـروز» همینطور که جسم انسان لحظه به لحظه در حال تغییر است ، افکار او هم این چنین است. آیت الله منتظری در حیات فکری، سیاسی و اجتماعی خود در یک خط افقی حرکت نمی‌کرد، بلکه سیر صعودی و تکاملی  داشت. او بر اساس میراث اندیشه آیت الله بروجردی «انا فی کل یوم رجل»  عمل می‌کرد. این رفتار برای بسیاری غریب و غیرقابل پذیرش بود؛ زیرا این کار برخلاف این باور است که «حرف مرد همیشه یکی» است؛ بدین خاطر بعضی با ایشان زاویه می‌گرفتند. 
در ادامه به چند نمونه از آرای ایشان که دستخوش تغییر شد اشاره می‌شود
۱.   تغییر فتوای ایشان در بحث ارتداد که تغییر اندیشه را موجب ارتداد نمی‌دانست.
۲.  تغییر نگاه ایشان در احتکار
۳.  حکومت  و حاکمیت هدف نیستند، بلکه وسیله برای تحقق عدالتند
۴.  تحول اندیشه ایشان درباره ولایت فقیه
۵.   احکام در معاملات پدیده عرفی است
۶.   منتقد دشمن نیست، اگر با ما مخالف باشد. و ...
 
پنج شنبه, 30 مرداد 1399 06:27

سلامی متفاوت بر محرم

هادی سروش
عزاداری محرم بدون شک یک مستحب موکَد است؛ پیامبررحمت(ص)فرمود: "شهادت حسین(ع)حرارتی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد نمی شود. - ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا."(جامع احادیث ۵۵۶/۱۲)
 "عزاداری جمعی" یکی از نشست های ممدوحی است که در راستای "کسب معرفت" بوده و مورد تاکیدِامام صادق(ع)است که فرمود: "به دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید وآنچه مربوط به ماست را زنده کنید. ؛ تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا".(بحار ،۳۵۲/۷۱)
"عزاداری های خانگی" نیز از سنت های خوب پیشینیان بوده و مستندبه سیره ائمه اطهاراست؛امام باقر(ع) خطاب به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت بروند، فرمودند:"در خانه بر حسین؛عزاداری و گریه کن".(کامل الزیارات۳۱۸)
 قِوام عزاداریِ محرم امام حسین(ع) منحصر به "عزاداری جمعی وظاهری" نیست. بلکه در مواقع ضرورت مانند شیوع بیماری یا وجود ظالم، باید از روح عزاداری که "عزادارای قلبی و فکری"است، بهره برد. این سنخ عزاداری اگر بالاتر از عزاداری ظاهری نباشد ، کمتر نخواهد بود و همان فضائل را خواهد داشت.
بررسی روایات در مورد امام حسین فرآیند روشنی را در مورد ارتباط با حضرت حسین (ع) در دو مقام ارتباط قلبی و ارتباط فکری را ترسیم میکند.
عزاداری قلبی
در این سنخ عزاداری؛ سخن از آه کشیدن و سوختن است که بخودی خود ؛ تسبیح است که امام صادق (ع) فرمود: "نفس المهموم لظلمنا تسبیح .." (امالی مفید۳۳۸) و آدمی را مورد دعای مستجاب آن حضرات قرار میدهد؛ امام صادق(ع) بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران، چنین دعا می کرد:خدایا...آن دیدگان را که اشکهایش در راه عاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده. (بحار الانوار.ج۹۸ص۸)
اینجا دو خصوصیت است: اولا ؛خود این آه و اشک باعث قرب به خداست. امام صادق(ع)فرمود: "نزد هرکس که از ماو مظلومیت ما یاد شود وچشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند". و ثانیا؛
نشستن و به مظلومیت امام حسین فرو رفتن و بغض در گلو گره کردن اهمیت دارد. چون این انرژی؛ روزی آزاد خواهد شد و در برابرظالم کاری میکند کارستان. بخش مهمی از دستورات امامان شیعه بر "جمع کردن بغض ها"؛ برای نقش آفرینی های آینده است‌.
امام باقر(ع) در روایتی "لبیک یا حسین‌" را اینگونه تفسیر فرمود: "اگر بدن و زبانم به استغاثه و استنصار تو در کربلا جواب نداد، اما قلب و گوش و چشمم به تو جواب می‌دهد.من امروز باهمه وجودم هستم؛ فقد اجابک قلبی و سمعی وبصری و رأیی وهوای علی التسلیم " ( کامل الزیارات)
برای این مهم‌ یعنی ؛ "عزاداری قلبی" ؛ اُنس با دو چیز در اینجا ضروری است:اولا ؛ خواندن روزانه زیارت عاشورا و ثانیا ؛ خواندن کتابهای مقتل و گوش دادن روضه ها و درتنهایی اشک ریختن ،بسیار عالی است.
عزاداری فکری
همانطوریکه دراسلام سه نوع عبادت است: بدنی و مالی و عبادت فکری ، عزاداری هم براین سه قسم است:
۱. عزاداری بدنی که عزاداری فیزیکی مانند روضه ومداحی وسینه زنی و..
۲. عزاداری مالی که به عُهده گرفتن بخش مالی وهزینه های مراسم است.
۳. عزاداری فکری است که آدمی در راستای شخصیت و سیره حضرت حسین(ع) به فکر بنشیند.
"تفکر" از دیدگاه اسلام از بهترین و با ارزش ترین عبادات است چنانکه پیامبراعظم فرمود: "لا عبادة کالتفکر" ، و نیزحدیثِ؛ "تفکر ساعة خیر من عبادة سنة" بخوبی دلالت بر افضلیت"تفکر" دارد. همچنین "عزاداری فکری" هم دارای چنین فضیلتی است. استاد مطهری؛"عبادت فکری" را از مختصات اسلام دانسته و سرّ خاتمیت را در این میداند که خواسته؛ بشر به جایی برساندکه صاحب تفکرباشد. گرچه "عزاداری فکری" پرارزش است اما کم مشتری است! البته عبادت فکری که به ظاهر از عبادت مالی و بدنی آسانتر است،امابسیاری به "عبادت فکری" روی خوشی نشان نمیدهند.
 "عزاداری فکری و عقلی" با سه مهم قابل تحقق است: اولا؛بامطالعه در مضامین دعاها و زیارت های مربوط به حضرت اباعبدالله (ع) . واقعا امسال چندبار ترجمه زیارت های امام حسین را دقیق بخوانیم. و ثانیا؛کتابها ومقالات مفیددرمورد امام حسین را بخوبی مطالعه کنیم. و ثالثا؛استماع سخنرانی ها ، که بهرمندی منظم ازمباحث اساتید درفضای مجازی نعمت خوبی است.
 و بالاخره؛بایدخودرابه قافله ی متفکران درمقام و سیره حضرت حسین از راههای مختلف برسانیم.
دکتر محمدرضا یوسفی: استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه همدلی، برادری و ایثار از شاخصه‌های جامعه دینی است، گفت: جامعه دینی جامعه‌ای است که افراد گذشت و ایثار داشته باشند و در آن برادری وجود داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، در ادامه مباحث شرح خطبه‌های نهج‌البلاغه که در فضای مجازی بارگذاری می‌شود، گفت: حضرت امیرالمؤمنین(ع)، در خطبه ۹۶ نهج‌البلاغه اشاره فرمودند که پیامبر با رأفت، رحمت و محبتی که در وجودشان بود، سبب شد تا مردم جذب ایشان شوند. وی افزود: وقتی در مدینه حکومت داشتند با اینکه طبیعتاً بحران‌ها و تخلفاتی هم در هر حکومتی به وجود می‌آید، ولی ایشان در عین وجود این مسائل، وحدت و یکپارچگی را در میان امت مدنظر داشتند و همین سبب شد تا جامعه جاهلی عربی در مسیر اسلام قرار گرفت و جامعه پر از کینه، اختلاف و نفرت به وحدت رسید.
یوسفی با بیان اینکه این وحدت و جلوگیری از اختلاف، تفکر الهی است، اظهار کرد: امیرالمومنین(ع) همچنین فرمودند که پیامبر میان افرادی که هیچ نسبتی با هم نداشتند صرفاً به خاطر اعتقاد به آرمان‌های والا گردهم آمده و متحد شدند؛ در آیات ۶۲ و ۶۳ انفال «وَإِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ﴿۶۲﴾؛ وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۶۳﴾» خداوند فرمود که خداوند کسی است که تو را تأیید می‌کند و حمایت مؤمنان را هم داری، همچنین تألیف قلوب کرده است.
 برادری؛ بزرگترین سرمایه اجتماعی
وی افزود: از دید امام علی(ع) جامعه‌ای که برادری در آن است، افراد حاضرند از منافع شخصی خود بگذرند و به دیگران بیاندیشند و همین بزرگترین نعمت و سرمایه اجتماعی است؛ ابن خلدون گفته است که پیامبر اسلام دو معجزه داشت؛ اول قرآن کریم و دیگری اتحاد و همدلی میان اعراب بود؛ کسانی که در اوج اختلاف و تفرق بودند و به خاطر مسائل بی‌ارزش همدیگر را می‌کشتند، برادروار شدند.
یوسفی تصریح کرد: سرمایه اجتماعی هرقدر بر محور مباحث دینی و ارزش‌های الهی باشد، پایدارتر خواهد بود؛ هر محوری ممکن است گسست داشته باشد، ولی محور ایمان به خدا و معاد و نبوت و ... محکمترین ریسمان برای وحدت جامعه است. استاد دانشگاه مفید اظهار کرد: اتفاقی که امروز در اقتصاد ما وجود دارد، خلاف این رویه است؛ اقتصادی که تولید آن واقعا ضربه خورده و دلالی در آن زیاد است، ناشی از دنبال کردن منافع شخصی است و افراد ولو آنکه به زیان جامعه حرکت کنند، رفتار اقتصادی نشان می‌دهند.
 استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: اگر با رشوه، اختلاس و دلالی در بازارها مواجهیم، بیانگر این نکته است که در جامعه برادری وجود ندارد؛ نرخ رشد نزاع‌های خیابانی یعنی اینکه سرمایه اجتماعی، همدلی و ... نیست؛ اگر نرخ طلاق زیاد است؛ یعنی اعتماد و گذشت و همدلی وجود ندارد. وی با تأکید بر اینکه عزم ملی، همدلی و همراهی ملی راز موفقیت جامعه است، افزود: اگر پیشرفت بخواهیم، باید عزم و همدلی ملی وجود داشته باشد و زمانی این موضوع ایجاد می‌شود که میان مردم و حاکمیت اعتماد وجود داشته باشد.
یوسفی اضافه کرد: طبق فرمایش امام علی(ع)، پیامبر مناسبات ظالمانه دوره جاهلی را بر هم زد و آن را براساس مناسبات انسانی و عادلانه طراحی کرد و کرامت را به افراد ذلیل و پائین دست جامعه برگرداند و آن‌ها را بزرگ کرد. لذا مناسبات جامعه باید اخلاقی و عادلانه و نه بر مبنای قرابت‌ها و رنگ و سرمایه‌داری و ... باشد. عضو هیئت علمی دانشگاه مفید تصریح کرد: امام فرمودند رفتار پیامبر درس‌آموز بود؛ وقتی صحبت می‌کرد، سخنانش بیان و حکمت و سکوت ایشان هم درس‌آموز و سکوتش هم نکته‌دار بود؛ نشست و برخاست او درس‌آموز بود و به تمام معنا الگویی برای جامعه بودند.
وی افزود: کسانی که اسلام را ترویج می‌کنند و روحانی و عالم دینی هستند، باید به رفتار پیامبر تمسک کنند، زیرا ایشان با اخلاق نرم توانست مردم را جذب کند؛ پیامبر مباحث فلسفی را برای مردم بیان نکرد، بلکه در قول و فعل نرمخو و با اخلاق و مهربان بود، لذا فوق‌العاده اثرگذار شدند. وقتی فرد یهودی که بر روی سر ایشان آشغال می‌ریخت و مدتی نریخت و پیامبر فهمیدند بیمار شده، به عیادت وی رفت؛ الان هم مبلغان دینی باید از این روش بهره ببرند.
 روحانیون بداخلاق مردم را دین‌زده می‌کنند
وی افزود: روحانیونی که در مراوداتشان بیشتر به اخلاق پایبند هستند، مردم را هم بیشتر جذب دین می‌کنند و برعکس کسانی که اخلاق و رفتار مناسبی ندارند، مردم را از دین زده می‌کنند؛ پیامبر عفو را پیشه خود کرده بود و بدی‌های مردم را نادیده می‌گرفت.
یوسفی تصریح کرد: هُل دادن کسانی که ما را قبول ندارند و محروم کردن آنان از برخی حقوقشان سبب می‌شود تا به دشمن بپیوندند و قدرت نظام اسلامی را تضعیف کنند. وی با بیان اینکه همدلی از دیگر نکات مهم در فرمایشات امام است، افزود: جامعه دینی جامعه‌ای است که افراد خودگذشتگی و ایثار داشته و در آن برادری وجود داشته باشد؛ براین اساس، امروز فاصله زیادی میان ما و جامعه دینی وجود دارد؛ جامعه دینی را صرفاً نباید در پیاده‌روی اربعین ببینیم، بلکه در گذشت و ایثار افراد نسبت به هم باید دید.
 رفتارهای ضد جامعه دینی
یوسفی بیان کرد: جامعه‌ای دینی است که در آن وقتی زن و شوهر با هم اختلاف دارند، کوتاه بیایند یا وقتی نزاع خیابانی ایجاد شد، نگذارند منجر به خشونت شود؛ جامعه‌ای دینی است که اختلاس و رشوه و فساد در آن کمترین حد را داشته باشد و عفو و همدلی وجود داشته باشد. نه اینکه من به هر قیمتی ثروت‌اندوزی کنم، ولو اینکه منجر به بیکاری هموطنانم شود. وی تأکید کرد: درس دیگر این خطبه آن است که مناسبات جامعه دینی مناسبات عزیز و ذلیل نیست؛ اینکه عده‌ای در نکبت باشند و عده‌ای در رفاه ولو اینکه برخی ظواهر دینی خوب رعایت شود. امروز برخی برای برگزاری امری مستحب یعنی محرم چه‌ها که نمی‌کنند، گویی اگر محرم با جمعیت انبوه برگزار نشود اسلام زیر سؤال می‌رود، ولی از نابسامانی‌ها گلایه ندارند؛ فلانی می‌گوید من از فلان میدان تا فلان میدان دسته راه می‌اندازم؛ شما دسته را راه انداختید، اما آیا اخلاق و برادری را هم ترویج کرده‌اید؟ شما که اینقدر نسبت به محرم حساس هستید، آیا نسبت به وضعیت جامعه کنونی که ۵۰ درصد آن زیر خط فقر هستند، حساس هستید؟.
وی در پایان بیان کرد: آیا مناسبات ظالمانه امروز برای ما اینقدر حساسیتی دارد که برای امام علی(ع) داشت؛ اینکه ما مجلس بگیریم و سینه بزنیم، ولی شاهد گسترش رشوه خواری و فساد و اختلاس باشیم، این رنگ و بوی دینی ندارد. 
صفحه4 از412
بازگشت به بالا