نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: یوسفی

دکتر محمدرضا یوسفی استاد دانشگاه مفید در جلسه شرح نهج‌البلاغه گفت: یکی از خصوصیات حاکم اسلامی این است که تا جای ممکن چشم بر روی خطاهای دیگران ببندد؛ مبادا همیشه پرونده برخی وقایع را باز بگذاریم.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، در ادامه مباحث شرح نهج‌البلاغه، به شرح خطبه ۹۶ پرداخت و گفت: بخش اول خطبه در مورد خداوند است که فرموده «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ فَلَا شَيْءَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ فَلَا شَيْءَ بَعْدَهُ، وَ الظَّاهِرِ فَلَا شَيْءَ فَوْقَهُ، وَ الْبَاطِنِ فَلَا شَيْءَ دُونَهُ.» که مباحث کلامی و فلسفی را می‌طلبد.
وی با بیان اینکه بخش دوم این خطبه در مورد شأن و جایگاه پیامبر(ص) است؛ «مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ، وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِت، فِي مَعَادِنِ الْكَرَامَةِ، وَ مَمَاهِدِ السَّلاَمَةِ; قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الأَبْرَارِ، وَ ثُنِيَتْ إِلَيْهِ أَزِمَّةُ الأَبْصَارِ، دَفَنَ اللهُ بِهِ الضَّغَائِنَ، وَ أَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ، أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً، وَ فَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً، أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ، وَ أَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ، كَلاَمُهُ بَياَنٌ، وَ صَمْتُهُ لِسَانٌ»، افزود: بخش سوم این خطبه هم به اثرات اجتماعی دین و کارکردهای شخصیتی پیامبر پرداخته است.
یوسفی بیان کرد: یعنی پیامبر دل‌ها را شیفته خود کرده است؛ صُرِفَت فعل مجهول است و وقتی به کار برده می‌شود که انسان به یک طرف رو کرده و بعد از آن رو برگرداند؛ یعنی تا قبل از اینکه پیامبر مدعی نبوت باشد، دل‌های مردم هر کدام به یک طرف بود، ولی وقتی مبعوث شدند، دل از معبودهای دیگر کندند و میل به پیامبر و خدای او بستند.
 استاد دانشگاه مفید اظهار کرد: تعبیر «افئدة الابرار» را به کار برده که منظور دل‌های افراد نیک است؛ یعنی پیامبر دل افراد نیک را به خود جلب کرد؛ وقتی قرآن نازل می‌شد، چون مطابق با فطرت و عقل است، به سمت آن کشیده می‌شدند، ولی افراد لجوج و عنود در برابر تفکر قرآنی می‌ایستادند.
 یوسفی اضافه کرد: آنچه سبب شد تا مردم شیفته و جذب پیامبر شوند، نرم‌خویی و مهربانی او بود تا جایی که قرآن کریم فرموده است: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ(۱۵۹/ آل عمران). البته این نرم‌خویی هم از رحمت‌های الهی به پیامبر بوده و اگر ایشان غلیظ القلب بود، مردم از دور او پراکنده می‌شدند.
 استاد دانشگاه مفید اظهار کرد: در جنگ احد، عده‌ای به دلایلی حضور نیافتند و عده‌ای هم در حین جنگ فرار کردند و پیامبر و مسلمین شکست خوردند؛ این گروه نادم شدند و تقاضای عفو کردند، پیامبر دستور عفو عمومی دادند؛ آیه شریفه در همین مسئله نازل شد و فرمود که نرم‌خویی تو سبب جذب مردم به تو هستند.
 مهربانی؛ علت جاذبه قوی پیامبر
 یوسفی بیان کرد: «فظ» به کسی گفته می‌شود که معمولاً سخنانش آزاردهنده، تند و خشن است و سخنانش مملو از توهین و تحقیر دیگران و خودبرتربینی است؛ «فظ» به جنبه‌های کلامی ولی غلیظ القلب به مباحث رفتاری باز می‌گردد، یعنی اگر در زبان و عمل خشک، بی‌عاطفه و سنگدل بودی، مردم از دور تو پراکنده می‌شدند.
 استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه هر حکومتی در اداره جامعه با بحران و مشکلات و معضلاتی روبرو می‌شود، اظهار کرد: رهبری جامعه با عفو و گذشت در این موارد باید خود را نشان دهد؛ هوشمندی و عطوفت ذاتی پیامبر در رفتار و گفتار سبب شد تا جامعه بعد از شکست در احد، مجدداً یکپارچه و جمع شوند.
یوسفی اظهار کرد: امام علی(ع) وقتی جنگ جمل تمام شد، عایشه را با احترام به مدینه برگرداند. برخی هم که در بصره ساکن بودند، به این شهر بازگشتند، حال این سؤال مطرح است که افراد بزرگی بودند که دچار لغزش‌ شدند و چگونه باید با آنان برخورد می‌شد؟ گزارشاتی به امام رسید که برخی افراد در جلساتی که ابن عباس و ... حضور دارند، به این افراد طعنه و کنایه می‌زنند و مراعات شخصیت آن‌ها را نمی‌کنند.
 استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: امام در این نامه توبیخ تندی خطاب به ابن عباس داشت و فرمود این رفتار کاملاً خطا است و باید با این افراد شکست خورده، مهربانی باشی و جمل را کنار بگذاری و با آنان طوری برخورد شود که مانند دیگران هستند و می‌توانند در جامعه به صورت آزادانه زندگی کنند.
 یوسفی تصریح کرد: یکی از خصوصیات حاکم اسلامی این است که تا جای ممکن چشم بر روی خطاهای دیگران ببندد؛ مبادا همیشه پرونده برخی وقایع را باز بگذاریم که الان متأسفانه در جامعه ما زیاد است و گاهی می‌بینیم که برخی افراد از برخی حقوقشان بعد از سالیان دراز محروم می‌شوند.
 استاد دانشگاه مفید اضافه کرد: در صدر اسلام میان قبائل اوس و خزرج و مدینه و مکه دعوا و کینه‌هایی وجود داشت و هنر پیامبر این بود که این کینه‌ها را برداشت و جامعه را یکپارچه کرد و این از خصوصیات حکومت‌هایی است که می‌خواهند راه فضائل اخلاقی را بروند. وی تأکید کرد: بنابراین تا جایی که می‌شود، باید کینه و دشمنی و جنگ را از میان مردم یک جامعه برداشت و مردم احساس کنند سرنوشت واحدی دارند و باید برای آن تلاش کنند؛ البته یکپارچگی به معنای نایده گرفتن سلیقه‌ها و برداشت‌های مختلف فکری نیست.
استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: برخلاف این نوع رهبران، حاکمانی هستند که جامعه را گروه‌گروه کرده و اختلاف می‌اندازند تا مبادا جامعه وحدتی علیه حکومت پیدا کند، فرعون جامعه را طایفه‌طایفه کرده بود تا امکان وحت فراهم نشود، در حالی که امام علی(ع) فرمود کار پیامبر، همدل کردن و همراه کردن و ایجاد حس مشترک میان مردم بود و نتیجه آن برادری و ایجاد سرمایه اجتماعی بود.
منتشر شده در گفتار
دکتر یوسفی استاد دانشگاه مفید با اشاره به مشی معتدل رسول الله(ص)، تصریح کرد: اصل مهم در سیره حکومتی پیامبر این بود که شاخصه مقدس بودن یک نظام و جامعه آن است که فرد ضعیف بتواند به راحتی حق خود را از اقویا بگیرد، بدون آنکه به لکنت زبان بیافتد.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، ۲۴ خردادماه در ادامه مباحث نهج‌البلاغه که از طریق کانال تلگرامی، به صورت مجازی منتشر می‌شود، در تشریح خطبه ۹۴ این کتاب شریف، گفت: امام در ابتدای این خطبه به سبک و شیوه زندگی پیامبر اشاره کرده و فرموده‌اند که سبک زندگی پیامبر معتدل و میانه‌روانه بوده است.
وی ضمن تعریف سبک، با بیان اینکه ما ممکن است سیره و سبک در زندگی نداشته باشیم و دچار اعوجاج باشیم، افزود: وقتی منطقی پشت تمامی رفتارها باشد، در این صورت می‌توان سبک را بر آن اطلاق کنیم. البته نحوه رفتار افراد می‌تواند آگاهانه یا غیرآگاهانه باشد؛ مثلاً فردی از کودکی فراگرفته تا به دیگران کمک کند یا نوع غذاخوردن هر کسی متناسب با آن است که آموخته است.
استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه تداوم یک رفتار، دومین ویژگی برای یک سیره است، لذا چیزی که یک بار رخ می‌دهد، سیره حساب نمی‌شود؛ افزود: مثلاً فردی جلاد و ستمگر است و عادت او ایجاد مشکل برای دیگران و کشتن و ضرب و شتم است؛ همین فرد ممکن است در جایی از کشتن یک نفر صرف نظر کند، ولی نمی‌توانیم او را دل‌رحم بدانیم.
یوسفی با بیان اینکه خانمی شنیده بود که پیامبر در مدینه حکومت تشکیل داده و شکوه و جلالی در ذهن خودش از پیامبر تصور کرده بود، ادامه داد: پیامبر با سادگی رفتاری که در مواجهه با این فرد نشان داد، ذهنیت او را پاک کرد؛ از این روایت می‌فهمیم پیامبر در تعاملات خود در زندگی ساده می‌گرفت یا نقل شده که پیامبر در صدر مجلس نمی‌نشست تا سر و گردنی از دیگران بالاتر داشته و جدا از آنان باشد؛ بالا و پایین در رفتارهای ایشان دیده نمی‌شد و اگر کسی وارد جمع می شد، پیامبر را نمی‌‌شناخت و بین او و دیگران نمی‌توانست تشخیص دهد.
استاد دانشگاه مفید اضافه کرد: پیامبر از غزوه‌ای برگشته و قصد داشت خانه فاطمه(س) برود، ولی به محض ورود، چشمش به پرده زیبایی خورد، لذا برگشت و ناراحت شد؛ فاطمه متوجه این رفتار شد و پرده را برداشت و فروخت و برده‌ای با آن آزاد کرد تا پیامبر به منزل وی آمد، با اینکه این پرده از پول امام علی(ع) تهیه شده بود.
یوسفی اظهار کرد: امام علی(ع) فرموده‌اند که من از پیامبر در موارد متعدد و مرتباً شنیدم که جامعه‌ای پاک است که وقتی به حق ضعیف از سوی یک فرد غنی تعدی می‌شود، ضعیف بتواند به راحتی از مجاری قانونی حق خود را بگیرد. تکرار این تعبیر از پیامبر نشانه سبک و سیره ایشان است. یعنی نظام و ساختار قضایی به گونه‌ای است که به سهولت و لکنت زبان می‌تواند حقش را بگیرد؛ در غیر این صورت جامعه پاک نیست. جالب اینکه تعبیر «به راحتی» وجود دارد.
احقاق حق ضعفا؛ شاخصه پاکی جامعه
یوسفی تصریح کرد: اصل در سیره حکومتی پیامبر این بود که شاخصه مقدس بودن یک نظام و جامعه آن است که فرد ضعیف بتواند به راحتی حق خود را از اقویا بگ،یرد بدون آنکه به لکنت بیافتد. استاد دانشگاه مفید اظهار کرد: به تعبیر امام علی(ع)، در زندگی پیامبر افراط و تفریط وجود ندارد و او در امور عبادی و غیرعبادی و در انفاق هم معتدل است؛ در انفاق، نه انسان باید آنقدر انفاق کند که جیبش خالی شود و نه طوری امساک کند که خیری از او به دیگران نرسد.
یوسفی اظهار کرد: ما هم به تبعیت از پیامبر، باید این روش را برویم؛ اگر کسی عبادت کوتاه ولی دائمی انجام دهد، بهتر از این است که برای مدتی کوتاه، خیلی عبادت کند، ولی بعد از چند وقتی آن را کنار بگذارد. استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه میان تصمیمات برگرفته از هیجان و احساس با تصمیمات مبتنی بر عقلانیت تفاوت وجود دارد؛ اظهار کرد: در تاریخ نمونه‌های متعددی در حکومت پیامبر بیان شده، از جمله در سوره حجرات بیان شده اگر فاسقی برای شما خبر آورد، اول تحقیق و بعد اقدام کنید؛ مشی پیامبر این بود. وی با بیان اینکه رویه دیگر پیامبر به تعبیر امام علی(ع) «الرشد» بوده، یعنی اجازه می‌داده تا مسائل به رشد و پختگی برسد و تا کارها به رشد نمی‌رسیده، آن را انجام نمی‌داده‌اند، اضافه کرد: رفتار پیامبر با منطق عقلانی صورت می‌گرفته است.
یوسفی با اشاره به تعبیر «و کلامه فصل»، تصریح کرد: یعنی سخن پیامبر معیار سنجش حق و باطل بوده است. در مورد قرآن هم تعبیر قول فصل بیان شده؛ یعنی خوب و بد به واسطه قرآن، متمایز می‌شوند. وی افزود: ما گاهی دچار جوزدگی می‌شویم و گاهی ممکن است بر اساس کینه و ناراحتی از دیگران از جاده عدالت خارج شویم، اما پیامبر هیچ‌گاه تحت تأثیر جو اجتماعی و احساسات نادرست قرار نمی‌گرفتند. ما هم باید یاد بگیریم، زیرا برخی مواقع فضاهای رسانه‌ای اجتماعی بنا دارند فردی را بالا ببرند و برخی افراد را پایین بکشند و مورد اتهام قرار دهند. مراقب باشیم ما هم تحت تأثیر این فضاهای مسموم قرار نگیریم.
یوسفی تأکید کرد: گاهی اخبار ساختگی برای حکومت و مسئولان را می‌پذیریم و قضاوت سریع می‌کنیم که عادلانه نیست؛ قضاوت ما باید مبتنی بر عدالت و انصاف و پیش ذهنیت‌ها و احساسات شخصی باشد.
منتشر شده در گفتار
دکتر محمدرضا یوسفی با بیان اینکه دادن وعده و وعید از سوی کسانی که می‌خواهند پست و مقام بگیرند نشانه بی‌اخلاقی است، تأکید کرد: فساد سیستمی در جوامع، ناشی از مناسبات نادرست افراد ذی‌نفوذ در پشت پرده است.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، امروز، ۱۷ اردیبهشت‌ماه در ادامه سلسله مباحث شرح خطبه‌های نهج‌البلاغه به خطبه ۹۲ پرداخت و گفت: در حکومت عثمان، تبعیض، رانت‌خواری، اختلاس و ... وجود داشت و ارزش‌های الهی و انسانی زیر پا گذاشته می‌شد و بنی امیه مدیریت جامعه را دست داشتند، کسانی که در آخرین لحظات عمر پیامبر به ایشان ایمان آوردند.
یوسفی تصریح کرد: امام علی(ع) در این خطبه فرمودند که ما با وعده و وعیدهای بی‌پایه نشانه بی‌صداقتی است
یوسفی تصریح کرد: امام علی(ع) در این خطبه فرمودند که ما با رنگ‌ها و چهره‌های مختلف اجتماعی روبه‌رو هستیم و شرایط در این دوران، بسیار پیچیده است، لذا در این شرایط حکومت، بسیار سخت است؛ مردم قدرت شکیبایی این شرایط را نخواهند داشت و از طرف دیگر آن قدر شبهات مختلف برای مردم ایجاد شده بود که خیلی از مردم ثبات قدم خود را از دست داده بودند.
استاد دانشگاه مفید بیان کرد: حضرت به همین دلایل از حکومت امتناع فرمودند و ادامه دادند من اگر زمام امور را به دست بگیرم توقع نداشته باشید که چارچوب قبلی را ادامه بدهم، بلکه براساس دانش خودم عمل خواهم کرد. من به مصلحت‌اندیشی‌هایی که ممکن است منافع گروهی از بین برود توجهی نکرده، لذا شما تحمل اصول مرا نخواهید داشت؛ بنابر این دست از سرم بردارید و سراغ فرد دیگری بروید و من هم مطیع خواهم بود و هر چه مصلحت مردم باشد صادقانه در اختیار فرد منتخب شما قرار می‌دهم و اگر من مشاور و وزیر باشم بهتر از این است که امیر شما باشم.
وی با اشاره به نکات این خطبه اظهار کرد: اولین نکته این است که حضرت، آینده را پیش‌بینی کرده و هشدار می‌دهد؛ اگر از منظر تاریخی بنگریم می‌بینیم که دقیقا اتفاقاتی افتاده که امام گفته بودند و سه جنگ در مدت پنج سال رخ داد و نارضایتی‌هایی ایجاد شد و اقلیت ممتاز، اعتراضات شدیدی ایجاد کردند و شبهه‌پراکنی داشتند گرچه برای عموم مردم وضعیت بهتر شد.
یوسفی تصریح کرد: حکومت پیامبر در فضای کوچکی یعنی مدینه ایجاد شد و ایشان سننی بنا نهادند که هنوز در جامعه نهادینه نشده بود و بعد حکومت تغییر مسیر داد و خراج‌های حکومت میان نژادهای مختلف و به صورت ناعالانه تقسیم شد؛ در زمان خلیفه دوم بیشتر و در زمان خلیفه سوم تشدید شد؛ نابرابری حقوقی، قانونی شده بود و تلقی حاکمان از حکومت، کاملا متفاوت از قبل بود و آنان خود را پاسخگوی مردم نمی‌دیدند لذا مناسبات فاسد جدیدی در میان جامعه نهادینه و باعث ایجاد اقلیت ممتاز ثروتمند و قدرتمند شده بود.
فقر و فساد معلول مناسبات نادرست است
وی اضافه کرد: اگر ما در جامعه‌ای با فقر، فحشاء و نابرابری و آسیب‌های اجتماعی به صورت گسترده روبه‌رو شدیم که تبدیل به مسئله اجتماعی شده و پدیده موقتی هم نباشد حکایت از این دارد که مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به صورت نادرست پیش می‌رود. یعنی مردم از فقر، اختلاس و نابرابری و تنگدستی ناراحت هستند ولی همه اینها، معلول مناسبات نادرست است.
یوسفی تصریح کرد: امام خوب می‌دانستند برای اینکه میوه‌های تلخی مانند فقر و تبعیض و ... در جامعه تولید نشود باید مناسبات اقتصادی و اجتماعی اصلاح شود؛ باید سیستمی که تبعیض را قانونی کرده است نابود شود و در چنین حالتی مافیایی که قدرت در دست دارد و منافع مالی زیادی می‌برد در برابر این اصلاح می‌ایستد. ابن قتیبه می‌گوید طلحه و زبیر که محرک کشتن عثمان بودند، جایگاهی در میان مردم نداشتند و وقتی دیدند مردم به امام رو آوردند به سمت امام آمدند؛ حرف آنان این بود که بنی امیه نباید در قدرت باشند ولی با مناسبات نادرست آن دوره مشکلی نداشتند و تنها خواستار جابجایی قدرت بودند یعنی به جای مروان و ولید قرار است، طلحه و زبیر اختلاس کنند و به نان و نوایی برسند.
وی با بیان اینکه نگاه امیرالمومنین برخلاف طلحه و زبیر نگاهی عمیق است افزود: برای ایجاد اصلاحات عمیق باید قضیه را مناسباتی و سیستماتیک دید تا اصلاح در ساختار ایجاد شود، زیرا افراد منفعت‌طلب با ایجاد شبهه و شایعه تلاش می‌کنند که مردم را بر ضد امام کنند و جنگ‌هایی هم راه انداختند تا مردم از وضعیت جنگی خسته شوند و وضعیت معیشتی آنان دچار اشکال و کم کم نارضایتی گسترده ایجاد شود.
یوسفی تصریح کرد: ما نباید تصور کنیم این اتفاقات برای ۱۴۰۰ سال قبل است و الان هم اگر کسی بخواهد با اقلیت ممتاز که مناسبات نادرست دارند مبارزه کند او را از زوایای مختلف در منگنه قرار می‌دهند و با شبهه و ایجاد مشکل، سعی بر زمین‌گیر کردن او می‌کنند.
رابطه مناسبات پشت پرده و فساد
یوسفی با بیان اینکه در دوره امام علی(ع)، مردم درک عمیقی از قضایای پشت پرده نداشتند و صرفاً از تورم، بی‌عدالتی و فقر ناراحت بودند، افزود: مردم، مناسبات و عمق آن و سختی مبارزه با آن را نمی‌دیدند؛ به تعبیر گاندی یکی از مشکلات مصلحان اجتماعی آن است که مردم درکی از مناسبات پشت پرده ندارند لذا گرفتار شبهه شده و خسته می‌شوند.
وی افزود: وقتی با پدیده‌های مزمن مفسدانه و فساد سیستمی روبه‌رو هستیم باید مناسبات را ببینیم زیرا این مناسبات ریشه در شیوه حکمرانی دارد؛ و با تغییر افراد چیزی عوض نمی‌شود بلکه باید اصلاح عمیق صورت بگیرد که بدون همراهی با مردم ممکن نیست و همدلی و همراهی آنان هم نیازمند درک درست آنان از وضعیت است.
وی اضافه کرد: در نظام‌های مختلف می‌بینیم کسانی که می‌خواهند نماینده شده یا پست بگیرند شعارهایی می‌دهند که به آن معتقد نیستند و یا عملیاتی هم نیست؛ ولی امام علی(ع) سیاست اخلاقی داشتند و فرمودند که من اگر حاکم شوم وعده و وعید نمی‌دهم بلکه بر اصلاح عمیق امور تاکید دارم که می‌دانند دشمنی‌های زیادی هم ایجاد خواهد شد.
 وی افزود: امام نتایج را نمی‌گوید بلکه ضرورت تحولات ساختاری و سختی‌ها را می‌گویند یعنی نگاه امام مبتنی بر اصالت قدرت نیست؛ اگر در انتخابات، فرد و افرادی، وعده‌های شیرین می‌دهند اصالت با قدرت است ولی اگر کسی عمیق‌تر با مسائل برخورد کرده و تلاش‌های خاصی برای وعده‌های شیرین به مردم ندارد وضعیت متفاوتی دارد.
 وی با بیان اینکه امام برای آراء عمومی احترام قائل بودند و صادقانه مسائل را با مردم مطرح می‌کردند، اضافه کرد: اگر در جامعه امروز با یکسری مسئل مانند رانت‌خواری، اختلاس، بی‌عدالتی، فساد سیستمی، تورم مستمر، نرخ بیکاری بالا و آسیب‌های اجتماعی و فقر زیادی روبه‌رو هستیم نشان‌دهنده آن است که ما در درون ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای مشکلات جدی هستیم و مسئله فرد و افراد نیستند بلکه باید مناسبات را اصلاح کرده و بازنگری و مجددا طراحی کنیم.رنگ‌ها و چهره‌های مختلف اجتماعی روبه‌رو هستیم و شرایط در این دوران، بسیار پیچیده است، لذا در این شرایط حکومت، بسیار سخت است؛ مردم قدرت شکیبایی این شرایط را نخواهند داشت و از طرف دیگر آن قدر شبهات مختلف برای مردم ایجاد شده بود که خیلی از مردم ثبات قدم خود را از دست داده بودند.
استاد دانشگاه مفید بیان کرد: حضرت به همین دلایل از حکومت امتناع فرمودند و ادامه دادند من اگر زمام امور را به دست بگیرم توقع نداشته باشید که چارچوب قبلی را ادامه بدهم، بلکه براساس دانش خودم عمل خواهم کرد. من به مصلحت‌اندیشی‌هایی که ممکن است منافع گروهی از بین برود توجهی نکرده، لذا شما تحمل اصول مرا نخواهید داشت؛ بنابر این دست از سرم بردارید و سراغ فرد دیگری بروید و من هم مطیع خواهم بود و هر چه مصلحت مردم باشد صادقانه در اختیار فرد منتخب شما قرار می‌دهم و اگر من مشاور و وزیر باشم بهتر از این است که امیر شما باشم.
وی با اشاره به نکات این خطبه اظهار کرد: اولین نکته این است که حضرت، آینده را پیش‌بینی کرده و هشدار می‌دهد؛ اگر از منظر تاریخی بنگریم می‌بینیم که دقیقا اتفاقاتی افتاده که امام گفته بودند و سه جنگ در مدت پنج سال رخ داد و نارضایتی‌هایی ایجاد شد و اقلیت ممتاز، اعتراضات شدیدی ایجاد کردند و شبهه‌پراکنی داشتند گرچه برای عموم مردم وضعیت بهتر شد.
یوسفی تصریح کرد: حکومت پیامبر در فضای کوچکی یعنی مدینه ایجاد شد و ایشان سننی بنا نهادند که هنوز در جامعه نهادینه نشده بود و بعد حکومت تغییر مسیر داد و خراج‌های حکومت میان نژادهای مختلف و به صورت ناعالانه تقسیم شد؛ در زمان خلیفه دوم بیشتر و در زمان خلیفه سوم تشدید شد؛ نابرابری حقوقی، قانونی شده بود و تلقی حاکمان از حکومت، کاملا متفاوت از قبل بود و آنان خود را پاسخگوی مردم نمی‌دیدند لذا مناسبات فاسد جدیدی در میان جامعه نهادینه و باعث ایجاد اقلیت ممتاز ثروتمند و قدرتمند شده بود.
فقر و فساد معلول مناسبات نادرست است
وی اضافه کرد: اگر ما در جامعه‌ای با فقر، فحشاء و نابرابری و آسیب‌های اجتماعی به صورت گسترده روبه‌رو شدیم که تبدیل به مسئله اجتماعی شده و پدیده موقتی هم نباشد حکایت از این دارد که مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به صورت نادرست پیش می‌رود. یعنی مردم از فقر، اختلاس و نابرابری و تنگدستی ناراحت هستند ولی همه اینها، معلول مناسبات نادرست است.
یوسفی تصریح کرد: امام خوب می‌دانستند برای اینکه میوه‌های تلخی مانند فقر و تبعیض و ... در جامعه تولید نشود باید مناسبات اقتصادی و اجتماعی اصلاح شود؛ باید سیستمی که تبعیض را قانونی کرده است نابود شود و در چنین حالتی مافیایی که قدرت در دست دارد و منافع مالی زیادی می‌برد در برابر این اصلاح می‌ایستد. ابن قتیبه می‌گوید طلحه و زبیر که محرک کشتن عثمان بودند، جایگاهی در میان مردم نداشتند و وقتی دیدند مردم به امام رو آوردند به سمت امام آمدند؛ حرف آنان این بود که بنی امیه نباید در قدرت باشند ولی با مناسبات نادرست آن دوره مشکلی نداشتند و تنها خواستار جابجایی قدرت بودند یعنی به جای مروان و ولید قرار است، طلحه و زبیر اختلاس کنند و به نان و نوایی برسند.
وی با بیان اینکه نگاه امیرالمومنین برخلاف طلحه و زبیر نگاهی عمیق است افزود: برای ایجاد اصلاحات عمیق باید قضیه را مناسباتی و سیستماتیک دید تا اصلاح در ساختار ایجاد شود، زیرا افراد منفعت‌طلب با ایجاد شبهه و شایعه تلاش می‌کنند که مردم را بر ضد امام کنند و جنگ‌هایی هم راه انداختند تا مردم از وضعیت جنگی خسته شوند و وضعیت معیشتی آنان دچار اشکال و کم کم نارضایتی گسترده ایجاد شود.
یوسفی تصریح کرد: ما نباید تصور کنیم این اتفاقات برای ۱۴۰۰ سال قبل است و الان هم اگر کسی بخواهد با اقلیت ممتاز که مناسبات نادرست دارند مبارزه کند او را از زوایای مختلف در منگنه قرار می‌دهند و با شبهه و ایجاد مشکل، سعی بر زمین‌گیر کردن او می‌کنند.
رابطه مناسبات پشت پرده و فساد
یوسفی با بیان اینکه در دوره امام علی(ع)، مردم درک عمیقی از قضایای پشت پرده نداشتند و صرفاً از تورم، بی‌عدالتی و فقر ناراحت بودند، افزود: مردم، مناسبات و عمق آن و سختی مبارزه با آن را نمی‌دیدند؛ به تعبیر گاندی یکی از مشکلات مصلحان اجتماعی آن است که مردم درکی از مناسبات پشت پرده ندارند لذا گرفتار شبهه شده و خسته می‌شوند.
وی افزود: وقتی با پدیده‌های مزمن مفسدانه و فساد سیستمی روبه‌رو هستیم باید مناسبات را ببینیم زیرا این مناسبات ریشه در شیوه حکمرانی دارد؛ و با تغییر افراد چیزی عوض نمی‌شود بلکه باید اصلاح عمیق صورت بگیرد که بدون همراهی با مردم ممکن نیست و همدلی و همراهی آنان هم نیازمند درک درست آنان از وضعیت است.
وی اضافه کرد: در نظام‌های مختلف می‌بینیم کسانی که می‌خواهند نماینده شده یا پست بگیرند شعارهایی می‌دهند که به آن معتقد نیستند و یا عملیاتی هم نیست؛ ولی امام علی(ع) سیاست اخلاقی داشتند و فرمودند که من اگر حاکم شوم وعده و وعید نمی‌دهم بلکه بر اصلاح عمیق امور تاکید دارم که می‌دانند دشمنی‌های زیادی هم ایجاد خواهد شد.
 وی افزود: امام نتایج را نمی‌گوید بلکه ضرورت تحولات ساختاری و سختی‌ها را می‌گویند یعنی نگاه امام مبتنی بر اصالت قدرت نیست؛ اگر در انتخابات، فرد و افرادی، وعده‌های شیرین می‌دهند اصالت با قدرت است ولی اگر کسی عمیق‌تر با مسائل برخورد کرده و تلاش‌های خاصی برای وعده‌های شیرین به مردم ندارد وضعیت متفاوتی دارد.
 وی با بیان اینکه امام برای آراء عمومی احترام قائل بودند و صادقانه مسائل را با مردم مطرح می‌کردند، اضافه کرد: اگر در جامعه امروز با یکسری مسئل مانند رانت‌خواری، اختلاس، بی‌عدالتی، فساد سیستمی، تورم مستمر، نرخ بیکاری بالا و آسیب‌های اجتماعی و فقر زیادی روبه‌رو هستیم نشان‌دهنده آن است که ما در درون ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای مشکلات جدی هستیم و مسئله فرد و افراد نیستند بلکه باید مناسبات را اصلاح کرده و بازنگری و مجددا طراحی کنیم.
منتشر شده در گفتار
دکتر محمدرضا یوسفی: فلسفه بازار مالی این است که توان تولید را افزایش داده و به رونق اقتصادی کمک کند، ولی در حال حاضر در اقتصاد ایران چنین رابطه‌ای میان بازار بورس و رشد اقتصادی وجود ندارد و اگر با سیر صعودی شاخص‌های بورس مواجه هستیم، این به معنای رشد بادکنکی و توافقات پشت پرده در این بازار است.
حجت‌الاسلام محمدرضا یوسفی، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، درباره حکم شرعی درآمدهای حاصل از معاملات بورس، اظهار کرد: اگر صرفا به فعالیت‌های بورسی نگاه کنیم، می‌بینیم افراد فعال در این بازار یک‌سری اوراق بهادار را که دارای ارزش مالی است معامله می‌کنند و طبیعتا در هر معامله‌ای نیز باید دو چیز مال و مالیت وجود داشته باشد. یعنی شما پول می‌دهید و در قبال آن، سند معتبری را دریافت می‌کنید، مثلا سهام به سند مالکیت بخشی از یک کارخانه یا بنگاه اقتصادی مربوط می‌شود.
وی افزود: از این نظر، معاملات بورسی موجود ایراد شرعی ندارد و اینکه قیمت‌ها بالا و پایین می‌شود، این نوسان طبیعی بوده و ممکن است در بسیاری از مسائل رخ دهد، مثلا کالایی که سال گذشته خریداری کردیم، همان کالا در سال جدید ممکن است با افزایش یا کاهش قیمت مواجه ‌شود. افزایش یا کاهش قیمت دلیل بر غیرشرعی بودن نمی‌شود. قمار ادبیات مستقلی دارد که باید در نظر گرفته شود، بنابراین معاملات بورس را نمی‌توان قمار به حساب آورد.
عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید اضافه کرد: اصل معامله شرعا درست است، ولی یک‌سری شرایط دارد که باید در چارچوب آن شرایط انجام شود. از طرف دیگر، یکی از مسائلی که ممکن است در بازارهایی مثل بورس پیش آید، این است که گروه‌هایی با دلال‌بازی، ایجاد شایعه، جوسازی و هماهنگی‌های خاص و پشت پرده، تغییراتی در بازار ایجاد کنند که قطعا چنین فعالیت‌هایی که باعث قیمت‌های کاذب و افزایش قیمت‌ها به صورت غیرواقعی می‌شود، حرام است. ولی افراد عادی که با تصور افزایش قیمت، سهامی را خریداری می‌کنند، این کار آنها اشکالی ندارد.
سود حاصل از دلال‌بازی و توافقات پشت پرده، حرام است
حجت‌الاسلام یوسفی تصریح کرد: معاملات مربوط به اوراق بهادار شرعا ایرادی ندارد، مثلا سهام یک کارخانه مثل سند مالکیت شما بر بخشی از آن کارخانه است و اگر این کار به روال طبیعی انجام شود، مشکلی ندارد، ولی اگر بازار سهام تحث تاثیر عواملی مثل توافقات پشت پرده و مسائل حاشیه‌ای واقع شده، صف خرید و فروش‌های مصنوعی ایجاد شود و از این طریق با قیمت‌ها بازی کنند، این نوع کارهای مصنوعی حرام است. وی با بیان اینکه بازار مالی برای این ایجاد می‌شود که به رونق اقتصادی کمک کند، گفت: افراد با خرید سهام توان تولید جامعه را بالا می‌برند و طبیعتا با افزایش توان تولید، رشد اقتصادی باید بیشتر و بیکاری کمتر شود. بنابراین فلسفه بازار مالی این است که در خدمت تولید یک کشور باشد و وقتی با رونق بازار مالی مواجه می‌شویم، در واقع شاهد رونق اقتصادی باشیم.
عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید افزود: وقتی این رابطه میان بازار مالی و رونق اقتصادی قطع شود و به حال اقتصاد مفید نباشد، مثل وضعیت حال حاضر اقتصاد ایران، یعنی مدام بر نرخ بیکاری افزوده ‌شود، چنانکه تحت تاثیر شیوع کرونا، حداقل دو میلیون نفر فرصت شغلی را در این دو ماه از دست داده‌ایم و رشد اقتصادی نیز منفی باشد، طبیعتا شاخص‌های بورس نیز باید روند نزولی را طی کند، ولی این شاخص‌ها در حال حاضر صعودی است. یعنی نوعی دلال‌بازی در حال رخ دادن بوده و عده‌ای بازارگرمی می‌کنند و متاسفانه دولت نیز در این قضیه بهره خودش را می‌برد و به این وضعیت دامن می‌زند. در نهایت ممکن است تحت تاثیر این دلال‌بازی‌ها، حباب ایجاد شده و شاهد سقوط بورس باشیم.
وی بیان کرد: برای اینکه ببینیم سیر صعودی شاخص‌های بورس نوعی رشد بادکنکی است یا نه، باید نسبت ارزش‌های سهام را با قیمت واقعی کارخانجات بسنجیم. مثلا اگر دستگاه‌ها و تجهیزات کارخانه الف هزار میلیارد تومان باشد، ارزش سهام آن در بازار بورس نیز باید در همان حدود یا کمی پایین‌تر یا بالاتر باشد، ولی اگر ارزش واقعی آن کارخانه هزار میلیارد تومان و ارزش سهام آن سه هزار میلیارد تومان یعنی سه برابر باشد، در اینجا می‌گوییم که نسبت به آن حباب وجود دارد و ممکن است آن ترکیدن رخ دهد. در حال حاضر وضعیت بورس کشور همین‌طور است. مثلا در مورد شرکت پدیده شاندیز، ارزش واقعی آن ۹ هزار میلیارد و ارزش بازاری آن ۲۳ هزار میلیارد تومان یعنی بیش از دو و نیم برابر بود. در واقع نسبت به آن حباب وجود داشت و در نهایت نیز شاهد بودیم که چه اتفاقی افتاد. شرایط کنونی بورس نیز شبیه همان وضعیت است.
حجت‌الاسلام یوسفی اظهار کرد: افرادی که برای فعالیت در بازار بورس مثلا وسیله نقلیه یا خانه خود را می‌فروشند یا پول رهن یک مغازه را وارد این بازار می‌کنند، آن هم به پشتوانه ۱۸۰ درصد سودی که سال گذشته داشته‌اند، باید بدانند که احتمال سقوط وجود دارد و فردای بعد از آن پولی برای آنها باقی نمی‌ماند که مغازه‌ای اجاره کنند یا ماشینی بخرند. مردم عادی و خرده‌پا برای فعالیت در بازار بورس حتما باید به کارگزاری‌های معتبر و قابل قبول مراجعه کنند و سهام‌هایی که خریداری می‌کنند، باید محتاطانه و کم ریسک باشد، نگاه بلندمدت داشته باشند و سود برخی کارخانجات آنها را فریب ندهد، چون باید بدانند که ممکن است در این رابطه، توافقات پشت پرده‌ای وجود داشته باشد و فردا روزی احتمال نابودی آن وجود دارد. افراد بهتر است اقدامات فردی انجام ندهند و فکر نکنند فلان فرد در این مسائل خیلی وارد است، بلکه به کارگزاری‌های معتبر و سالم مراجعه کنند تا با مشکلی مواجه نشوند.
منتشر شده در گفتار
دکتر محمدرضا یوسفی عضو هیئت علمی دانشگاه مفید در نقد سخنان سروش اظهار کرد: بهره افراد از دین برحسب ظرف وجودی، توانمندی و گرایش ذهنی آن‌ها متفاوت است. از این رو برخی گرایش بیشتری به مناسک دارند و برخی نیز به امور عقلانی و فکری دین تمایل دارند. در این بین صدای تلقی ساده‌انگارانه یا معیشت‌اندیش از دین در جامعه بلندتر است و مباحث معرفتی عمیق به دلیل ماهیتشان مخاطبان کمتری دارد.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر یوسفی در گفت‌وگو با ایکنا، در پاسخ به این سؤال که در مطالب اخیر سروش انتقاداتی از برخی مطالب بزرگانی چون علامه طباطبایی و قاضی شده است، آیا بیان چنین مطالبی از سوی چنین بزرگانی قابل نفی است؟ اظهار کرد: در اینجا دو بحث وجود دارد یکی مناسبات دنیایی و دیگری مناسبات اخروی که در ذیل بحث عدالت الهی طرح می‌شود و شهید مطهری و دیگران نیز به آن پرداخته‌اند.
وی افزود: در مناسبات اخروی، خدا براساس عدل با همه انسان‌ها برخورد خواهد کرد بنابراین طبیعتاً این طور نیست که در زمینی که ۸ میلیارد انسان زندگی می‌کنند و از این تعداد، کمتر دو میلیارد نفر مسلمان و  ۲۰۰ میلیون یا بیشتر شیعه هستند و همه شیعیان نیز انسان‌های مقیدی نیستند، به بهشت نمی‌روند، در نهایت تنها یک میلیون نفر به بهشت بروند و بقیه رها شوند؛ این سخن با عدل الهی ناسازگار است.
معنای مسلمان در قرآن
یوسفی تصریح کرد: مرحوم مطهری در کتاب عدل الهی در بحث عمل خیر از غیرمسلمان توضیح می‌دهد که معمولاً مسلمان را کسی تعریف می‌کنیم که از نظر جغرافیایی در یک منطقه خاص به دنیا آمده و به تقلید از پدر و مادر، مسلمان شده باشد و کسانی را که در منطقه دیگر به دنیا آمده و به تقلید از گذشتگان تابع دین آن‌ها هستند، غیرمسلمان می‌شماریم، ولی این تقسیم‌بندی ارزش زیادی ندارد.
وی افزود: از نظر ایشان، این اسلام ظاهری است، اما آنچه ارزشمند است اسلام واقعی است که شخص قلباً در برابر حقیقت تسلیم باشد. اگر کسی انسانی حقیقت‌طلب بوده و تابع و تسلیم حق باشد، ولی به دلیلی حقانیت اسلام برای وی کشف نشده و در این باره نیز کوتاهی نکرده باشد، هرگز خداوند وی را عذاب نخواهد کرد.
استاد دانشگاه مفید اظهار کرد: قرآن کریم تسلیم در برابر خدا را مطرح می‌کند؛ یعنی وقتی فرد متوجه شد که امری حق است تسلیم خدا شود نه اینکه صرفاً مسلمان شناسنامه‌ای باشد. وی سخنی را از دکارت نقل می‌کند که او می‌گوید اکنون پیرو مسیحیت هستم، ولی من اگر ببینم روزی در جایی دین حقی وجود دارد به آن خواهم گروید. مرحوم مطهری می‌گوید که اگر دکارت در ادعای خودش صادق است، یعنی واقعاً تسلیم امر الهی باشد، از نظر قرآنی مسلم فطری است، گرچه مسلمان مصطلحی که ما به کار می‌بریم نیست و در واقع چرا باید بگوییم بهشت نمی‌رود.
مسلمان از منظر شهید مطهری
وی اضافه کرد: مرحوم مطهری جمع‌بندی نهایی را چنین بیان می‌کند که اگر فردی به خدا ایمان داشته باشد، و کار را برای خدا انجام داده و در کارش خلوص نیت داشته باشد، عملش مقبول درگاه الهی است، خواه مسلمان باشد خواه مسیحی و یا هر دین دیگر. این فرد استحقاق پاداش الهی و بهشت را دارد. انسان‌ها واقعاً به دنبال حقیقت و تسلیم در برابر حق باشند و جمود و لجاجت نداشته باشند، حق‌طلب هستند و نمی‌توانیم آنان را جهنمی بدانیم. این مسئله که بهشت را منحصر به بخش خاصی بکنیم با مبانی قرآن سازگار نیست.
استاد دانشگاه مفید در پاسخ به اینکه اگر فردی به حقانیت شیعه پی ببرد، ولی به هر حال نخواهد یا نتواند به شیعه بگراید چه حکمی دارد؟ تصریح کرد: به هر حال سخن بر سر حق و تسلیم در برابر حق است، وقتی کسی پی به حقانیت دین و مذهبی ببرد باید از آن پیروی کند. مرحوم واعظ‌زاده از آیت‌الله بروجردی نقل می‌کردند که ایشان معتقد بود که با اهل سنت در جانشین بلافصل پیامبر(ص) اختلاف نظر داریم؛ اینکه پیامبر(ص) بعد از رحلتشان آیا امام علی(ع) را نصب فرمودند یا نه که به اعتقاد ما این نصب صورت گرفته و امام علی(ع) جانشین بلافصل ایشان هستند، ولی اهل سنت این باور را ندارند و در عمل هم از نظر آنان امیرالمومنین(ع) خلیفه چهارم است.
مسئله امروز شیعه و سنی
یوسفی اظهار کرد: ما می‌گوییم حق با امام علی(ع) بوده است، اما امروز نه امیرالمؤمنین به حسب ظاهر در میان ماست و نه خلفای سه‌گانه. همه آنان امروز در نزد خداوند هستند و خدا بر آنها قضاوت می‌کند، لذا امروزه نباید این مسئله موجب درگیری میان شیعه و سنی باشد. بلکه آنچه که باید بر آن تأکید شود، پذیرش مرجعیت دینی اهل بیت(ع) بر اساس حدیث ثقلین است. وی تصریح کرد: آیت‌الله بروجردی معتقد بود که باید بر این مسئله تأکید کنیم؛ امروز درگیری تاریخی در بحث امامت مشکلی از جامعه اسلامی حل نمی‌کند. به همین دلیل در نامه‌نگاری با مرحوم شلتوت همین خط را دنبال کردند تا در نهایت شیعه به عنوان مذهب پنجم پذیرفته شد.
تقریب؛ ضرورت جهان اسلام
استاد دانشگاه مفید قم با بیان اینکه تقریب امروز هم مسئله‌ای ضروری برای جهان اسلام است که به آن توجه لازم نمی‌شود، اظهار کرد: «علی جمعه» که در دوره‌ای مفتی مصر بود در جلسه‌ای در حدود بیش از ده سال قبل مطرح می‌کرد که وقتی فرزندان ما در دامان مادرانمان تربیت می‌شوند با حب خلفا بزرگ می‌شوند، همان طور که ما در دامان مادرانمان عشق به امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) را می‌آموزیم؛ بنابراین این فرزندان وقتی ببینند از سوی فرقه مذهبی دیگری در اسلام، بزرگان اهل سنت مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند، تحملشان را از  دست می‌دهند و کینه و نفرت برای آنان ایجاد می‌شود.
وی اضافه کرد: نظام تربیتی این گونه است که فردی که این طور بزرگ می‌شود، احتمال اشتباه در عقاید خود را هم نمی‌دهد؛ با چنین افرادی طرف هستیم که دشمنی با اهل بیت(ع) ندارند و به ایشان هم علاقه‌مند هستند، گرچه در فضای فکری متفاوتی رشد کرده‌اند؛ حال اگر چنین فردی که یک سنی معتقد است، اخلاق و رفتار درست اسلامی داشته باشد و نماز، روزه و احکام را به جا آورد، ولو اینکه نحوه انجام فرائضش متفاوت باشد. به تعبیر مرحوم مطهری اگر اعمالش را برای خدا انجام داده باشد و خلوص نیت در کارش داشته باشد چرا نباید به بهشت برود.
یوسفی تصریح کرد: چنین فردی خصومتی ندارد و براساس نظام تعلیمی خود به نتیجه دیگری رسیده است یا یک مسیحی در دنیای امروز که تبلیغات جهانی چهره خشنی از اسلام ارائه کرده و اسلام‌هراسی را رواج داده‌اند، ممکن است نتواند تصویری درست از اسلام داشته باشد و به علت تبلیغات، مخالف اسلام شود، ولی اگر روزی محیطی فراهم شود که اسلام را به درستی بشناسد ممکن است مسلمان شود، ولی الان مسیحی پایبند و معتقدی است و اعمالش را خالصانه انجام می‌دهد و در آئین خود مواظبت می‌کند چرا نباید خداوند اعمال وی را پاداش خیر ندهد؟ البته کسی که پیرو واقعی آئین حقیقی است، طبیعی است که مسیرش هموارتر باشد.
تقسیم‌بندی نادرست سروش
یوسفی در پاسخ به این سؤال که برخی تقسیم‌بندی از دینداری ارائه داده و می‌گویند روحانیت شیعه عمدتاً معیشت‌اندیش هستند آیا این سخن درست است؟ بیان کرد: تقسیم‌بندی جناب سروش از دینداری قابل بحث است و خلط مباحث فکری، انگیزه و انگیخته شده است. مبنای تقسیم‌بندی فکری است یا تاریخی یا جامعه‌شناختی و... این‌ها با همدیگر خلط شده‌اند. در فرصتی دیگر می‌توان مستقلاً در آن نظر ورود و نقد کرد. واقعیت این است که افراد دارای استعداد، قابلیت و درک متفاوتی هستند.
استاد دانشگاه مفید بیان کرد: در مواجهه با قرآن این را می‌توان مشاهده کرد. برخی به آیات معارفی توجه کرده، برخی به آیات اخلاقی، معنوی و... هر کس برحسب ظرف وجودی خود از قرآن بهره می‌برد. چنانچه در روایات آمده است که آیندگان درک بهتری از آیاتی از سوره حدید و سوره توحید پیدا خواهند کرد.
وی ادامه داد: طبیعی است که بهره افراد بر حسب ظرف وجودی آنها متفاوت خواهد بود؛ لذا اسلام ملاصدرا با اسلام مرحوم مجلسی متفاوت است. نوع تربیت، توانمندی ذهنی، قابلیت فکری، محیط زندگی و ... در این تفاوت‌ها مؤثر است. بر این اساس برخی افراد گرایش بیشتری به مناسک دارند. برخی نیز به امور عقلانی و فکری دینی تمایل بیشتری دارند. این موضوع در میان روحانیت هم صادق است و برخی تأکید بیشتری بر روی آئین‌ها و مناسک دارند و برخی نیز مسائل را عمیق‎تر تحلیل و تبیین می‌کنند.
یوسفی اظهار کرد: صدای تلقی ساده‌انگارانه از دین که وی تعبیر به معیشت‌اندیشی کرده در جامعه بلندتر است؛ زیرا مباحث معارفی و معرفتی عمیق‌تر به دلیل ماهیتش مخاطبان کمتری دارد و بیشتر در میان خواص مطرح می‌شود. البته این تحلیل در چند دهه اخیر رنگ سیاسی و پشتوانه سیاسی نیز بر آن افزوده شده که همین هم نقص تقسیم جناب سروش است.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از8
بازگشت به بالا