نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: موسوی تبریزی

‌آیت الله موسوی تبریزی: «امروز کارخانه تولید یأس و ناامیدی در کشور راه افتاده که ناامیدی و بی‌انگیزگی را بین مردم تزریق می‌کند تا مردم را مأیوس کنند. هدف از تشکیل چنین کارخانه‌هایی نیز این است که به مردم تلقین کنند هیچ‌کاره هستند و این ما هستیم که هر کاری دوست داشته باشیم انجام خواهیم داد. این رویکرد در برخی مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و به خصوص در مجلس شورای اسلامی آشکار است. این عده متوجه این نکته نیستند که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند وضعیت امنیتی در کشور شکل می‌گیرد که عواقب ناگواری برای کشور دارد».
آرمان ملی- احسان انصاری: آیت‌ا... سید‌حسین موسوی‌تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس سابق خانه‌احزاب است که در دوران حضرت امام دادستان کل انقلاب بوده است. ایشان پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به ریاست کل دادگاه‌های انقلاب اسلامی استان‌های آذربایجان‌شرقی و آذربایجان‌غربی منصوب شده است. پس از آن در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرده و به سمت نماینده مردم تبریز در مجالس اول سوم انتخاب شده‌اند. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی چشم‌انداز پیش‌روی کشور «آرمان ملی» با ایشان گفت‌وگو کرده است. در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.
در حالي که در ماه‌هاي آخر دولت آقاي روحاني به سر مي‌بريم شرايط سياسي کشور براي تغيير دولت و عبور از چالش‌هاي موجود را چگونه مي‌بينيد؟ آيا با توجه به وضعيت امروز مي‌توان چشم‌انداز روشني نسبت به آينده داشت؟
در شرايط کنوني کشور با چالش‌هاي مختلفي مواجه است. اين در حالي است که نهادهاي تصميم‌گيري مختلفي وجود دارد که در اغلب موارد موازي يکديگر فعاليت مي‌کنند. اين در حالي است که موانع مختلفي نيز براي حل کردن مشکلات موجود جامعه وجود دارد. به همين دليل اگر فردي مانند آقاي روحاني بخواهد براساس مطالبات واقعي مردم اقدام و تصميم‌گيري کند با مشکلات زيادي مواجه خواهد شد.به هر حال آقاي روحاني برنامه‌هاي زيادي در زمينه‌هاي مختلف داشت که بسياري از اين برنامه‌ها با موانع مختلف مواجه شد و به همين دليل عقيم ماند. از سوي ديگر برخي از مشکلات نيز ارتباطي به دولت ندارد و از بيرون از دولت براي آن تصميم‌گيري مي‌شود.به همين دليل نيز هر چه دولت تلاش کند اين مشکلات را حل کند با مانع مواجه مي‌شود و نمي‌تواند برنامه‌هاي خود را جلو ببرد. البته دولت آقاي روحاني در برخي زمينه‌ها داراي ضعف بوده و اين امکان را داشته که با تدابيري جدي‌تر برخي مشکلات کشور را حل کند که چنين نشده است. دولت آقاي روحاني از يک طرف با موانع بيروني مواجه بوده و از سوي ديگر با چالش‌هايي از درون روبه‌رو شده که در نهايت وضعيت کشور به اين نقطه رسيده است. به هر حال چند ماه بيشتر از عمر دولت باقي نمانده و هنوز مشخص نيست آيا در اين مدت امکان تحول جدي وجود دارد يا خير. بنده اميدوارم دولت آقاي روحاني از همه فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي موجود استفاده کند و در نهايت بتواند کارنامه قابل قبولي از خود برجاي بگذارد.
گفتمان اعتدال آقاي روحاني چه سرنوشتي پيدا کرده و در آينده در چه وضعيتي قرار خواهد گرفت؟آيا اين دولت توانسته افراط و تفريط‌ها را در تصميم‌گيري‌ها کاهش بدهد و يک ميراث سياسي قابل‌قبول از خود برجاي بگذارد؟
متأسفانه هنوز افراط و تفريط‌ها در کشور وجود دارد و بسياري از تصميم‌گيري‌ها با همين مبنا گرفته مي‌شود.گفتمان افراط و تفريط يک‌شبه در کشور به وجود نيامده که يک‌شبه نيز از بين برود. اغلب کساني که دچار افراط و تفريط هستند کاسبکارند و کسب و کار آنها اين است. اين افراد با اين‌گونه اقدامات منافع فردي و گروهي خود را تأمين مي‌کنند.در چنين شرايطي بود که گفتمان اعتدال در کشور شکل گرفت. گفتمان اعتدال را نيز کساني شکل داده‌اند که رويکرد معتدل و ميانه‌روي داشته‌اند و به دنبال اين بوده‌اند که تصميم‌گيري‌هاي کشور با عقلانيت و دورانديشي صورت بگيرد. با اين وجود افراط و تفريط‌هاي خارج از دولت چنين اجازه‌اي به دولت نداد و ما شاهد بوديم در طول عمر دولت آقاي روحاني چه سنگ‌اندازي‌ها و مانع‌تراشي‌هايي در مسير حرکت دولت رخ داد. به هر حال گفتمان اعتدال براي برخي تندروها و کندروها مانع ايجاد کرد و منافع آنها را به خطر انداخت.به همين دليل نيز تا آنجا که مي‌توانستند در مسير گفتمان اعتدال سنگ‌اندازي کردند.اين مشکلات نيز ساختاري است و شرايط به شکلي نيست که دولت آقاي روحاني بتواند در ماه‌هاي پاياني دولت خود اقدام موثري براي رفع اين موانع انجام بدهد. تنها در صورتي مي‌توان به حل شدن مشکلات کشور اميدوار بود که گفتمان عقلانيت بر مديريت کشور حاکم شود و اين عقلانيت نيز بتواند براساس واقعيت‌هاي جامعه تصميم‌گيري کند.
عــدم‌تحقق مطالبات مردم توسط گفتمان اعتدال چه تاثيري روي جريان‌هاي سياسي گذاشته است؟ چرا جريان‌هاي سياسي از انگيره کافي براي تأثيرگذاري بر منلسبت سياسي و اجتماعي برخوردار نيستند؟
بايد بين دو جريان سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا در اين زمينه تفکيک قائل شد. به نظر مي‌رسد جريان اصولگرا از بسياري از مسائل اطمينان دارد و به همين دليل نياز به هياهو ندارد. اين عده معتقدند به دليل اينکه نهادهاي تصميم‌گير در اختيار آنها قرار دارد يا اينکه با آنها همراهي مي‌کنند دليلي براي نگراني نسبت به آينده وجود ندارد. به همين دليل نيز تلاش مي‌کنند جريان مقابل را تحريک نکنند که وضعيت فعلي از بين برود و منافع آنها به خطر بيفتد.در طرف ديگر اصلاح‌طلبان قرار دارند که در انتخابات سال 92 و 96 با دلسوزي وارد کارزار انتخاباتي شدند و از آقاي روحاني حمايت کردند. اين حمايت نيز به دليل جلوگيري از روي کار آمدن يک دولت افراط‌گرا بود. اصلاح‌طلبان به حمايت از آقاي روحاني به دنبال منافع ملي و حل شدن مشکلات مردم بودند. با اين وجود در شرايط کنوني اين جريان سياسي مأيوس شده و ديگر انگيزه کافي براي حضور در انتخابات ندارد. شرايط به شکلي رقم خورده که برخي از اين افراد به دليل حمايت از آقاي روحاني متهم شده‌اند. با اين وجود جريان اصلاحات به دليل موانعي که پيش‌روي خود مي‌بيند از انگيزه کافي براي حضور در صحنه انتخابات برخوردار نيست. بنده معتقدم مشکلات کشور بايد به صورت ريشه‌اي مورد بازبيني قرار بگيرد. بسياري از سنگ‌اندازي‌هايي که در مقابل دولت حسن روحاني صورت گرفته به دليل همين مشکلات ريشه‌اي بوده است. اين مشکلات مي‌توانست براي هر دولتي جز دولت آقاي روحاني نيز رخ بدهد. در شرايط کنوني جريان‌هاي سياسي چشم‌انداز‌هاي متفاوتي را پيش‌روي خود مي‌بينند. جريان اصولگرا از رويکرد شوراي نگهبان نسبت به اصلاح‌طلبان و کاهش انگيزه اصلاح‌طلبان براي حضور در صحنه خرسند و خشنود است. به همين دليل نيز تلاش مي‌کند بدون کمترين هزينه به اهداف خود دست پيدا کند. اين در حالي است که اين وضعيت براي جريان اصلاحات وجود ندارد و اين جريان براي حضور در انتخابات آينده رياست‌جمهوري با ابهامات و سوالات زيادي مواجه است. مهم‌ترين اين ابهامات نيز به رويکرد شوراي نگهبان باز‌مي‌گردد که آيا اجازه مي‌دهد گزينه‌هاي جريان اصلاحات در انتخابات حضور داشته باشند يا وضعيت مانند انتخابات مجلس يازدهم خواهد بود که اغلب گزينه‌هاي جريان اصلاحات رد صلاحيت مي‌شوند.
با توجه به اين شرايط به چه ميزان احتمال مشارکت بالاي مردم در انتخابات آينده وجود خواهد داشت؟
شرايط موجود چشم‌انداز مناسبي نسبت به آينده نشان نمي‌دهد و به نظر مي‌رسد چالش‌هاي کنوني در آينده نيز وجود خواهد داشت. در انتخابات مجلس يا رياست‌جمهوري گذشته مردم با اميد و انگيزه زيادي پاي صندوق‌هاي رأي حاضر مي‌شدند به اميد اينکه مشکلات آنها حل شود. اين در حالي است که در سال‌هاي گذشته اين اتفاق رخ نداده و کساني که وارد دولت يا مجلس شده‌اند در تحقق مطالبات مردم موفق عمل نکرده‌اند.از سوي ديگر رويکردي که در ردصلاحيت چهره‌هاي سياسي انجام مي گيرد در مشارکت مردم در انتخابات تأثيرگذار بوده است. هنگامي که مردم مشاهده مي‌کنند گزينه‌هاي مورد نظر آنها که مطالبات‌شان را پيگيري مي‌کنند در صحنه حضور ندارند انگيزه خود را براي حضور موثر در انتخابات از دست مي‌دهند. امروز کارخانه توليد يأس و نااميدي در کشور راه افتاده که نااميدي و بي‌انگيزگي را بين مردم تزريق مي‌کند تا مردم را مأيوس کنند. هدف از تشکيل چنين کارخانه‌هايي نيز اين است که به مردم تلقين کنند هيچ کاره هستند و اين ما هستيم که هر کاري دوست داشته باشيم انجام خواهيم داد.اين رويکرد در برخي مصاحبه‌ها، سخنراني‌ها و به خصوص در مجلس شوراي اسلامي آشکار است.اين عده متوجه اين نکته نيستند که اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند، وضعيت امنيتي در کشور شکل مي‌گيرد که عواقب ناگواري براي کشور دارد. به همين دليل نيز بايد آزادي بيشتري به مردم داده شود.امروز بايد به سمتي حرکت کنيم که آرا و انديشه‌هاي مردم به صورت آزادانه مطرح شود و همه ارکان کشور نيز به سمت اين انديشه‌ها حرکت کند. هرچه مردم در بيان خواسته‌ها و مطالبات خود آزادتر باشند به همان اندازه اميد براي بهبود وضعيت کشور بيشتر خواهد شد. امروز چاره‌اي جز اين براي ما باقي نمانده که شرايط را براي آزادي مردم فراهم کنيم و مردم با علاقه و اشتياق در صحنه حضور داشته باشند. بي‌انگيزگي امروز جامعه به سود کساني است که مسبب اصلي اين بي‌انگيزگي هستند و همچنان نيز به توليد يأس و نااميدي در جامعه مبادرت مي‌کنند.
آيا اراده کافي براي بالا بردن انگيزه مردم به منظور مشارکت در انتخابات در بين نهادهاي تصميم‌گير وجود دارد؟
بعيد مي‌دانم چنين اراده‌اي وجود داشته باشد و‌گرنه تاکنون بروز و ظهور پيدا کرده بود. نخستين نمود اين اراده آزادي مردم و آزاد گذاشتن آنها براي حضور در صحنه انتخابات و تصميم‌گيري کشور است. اگر چنين اراده‌اي وجود داشته باشد بايد رويکرد کنوني در بررسي صلاحيت نخبگان کشور تغيير کند و به تبع آن يک انتخابات پرشور و رقابتي در کشور برگزار شود. اگر يک انتخابات واقعي برگزار شود بسياري از کساني که به دلايل اختلاف سليقه سياسي کنار گذاشته شده‌اند اين فرصت را پيدا مي‌کنند که خود در معرض آراي مردم قرار بدهند و مردم نيز از آنها حمايت کنند. مردم به دنبال کساني هستند که مشکلات آنها را حل کنند. به همين دليل نيز از کساني حمايت مي‌کنند که چنين توانايي در آنها وجود داشته باشد. عده‌اي به اين جمع‌بندي رسيده‌اند که اگر ميزان مشارکت مردم در انتخابات بالا باشد منافع آنها تأمين نخواهد شد. به همين دليل نيز تلاش مي‌کنند جامعه به سمتي برود. امروز کشور با يک مجلس يکدست مواجه شده که نه‌تنها به ضرر جايگاه مجلس است؛ بلکه به ضرر کل کشور نيز هست. در جايي که رقابت آزاد بين گروه‌هاي فکري و سياسي وجود نداشته باشد به ضرر کشور است. اين وضعيت درباره مجلس نيز صادق است. مجلس عصاره فضايل يک ملت است. هنگامي که گروه‌هاي مختلف فکري و سياسي در مجلس نماينده نداشته باشند تضارب آرا شکل نمي‌گيرد و در نتيجه يک گروه خاص به هر شکل که تمايل داشته باشد تصميم‌گيري مي‌کنند.اين رويکرد نيز به ضرر کشور تمام خواهد شد.کساني که امروز به دنبال روي کار آمدن امثال آقاي احمدي‌نژاد هستند تنها به دنبال اين هستند که اين افراد سر کار بيايند تا بتوانند اهداف و برنامه‌هاي فردي و گروهي خود را به پيش ببرند. به‌همين دليل نيز بايد آزادي درکشور افزايش پيدا کند تا تنها يک جريان خاص در معرض آراي مردم قرار نگيرد. در چنين شرايط مردم به کساني رأي خواهند داد که به معناي واقعي مطالبات آنها را پيگيري کنند.
منتشر شده در گفتار
آیت‌ا... سید حسین موسوی تبریزی: راه‌حل اینکه مسئولان در هر جایی مجاب به پاسخگویی باشند ایستادگی، مطالبه‌گری و پرسشگری مردم است؛ ولی متاسفانه در جامعه هنوز تشکل‌های قوی و احزاب قدرتمند وجود ندارد. مهم‌ترین مسئولیت احزاب مساله امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر است. چرا که امروزه مثل سابق نیست که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر فردی فایده چندانی داشته باشد. تنها راهی که بخواهیم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را در جامعه احیا کنیم بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر جمعی است. تنها راه این مساله نیز داشتن احزاب قوی‌، قدرتمند، قانونی و پاسخگو است. اینها می‌توانند با پرسشگری مسئولان را پاسخگو کنند.
 اصل پاسخگویی نه تنها خوب است بلکه وظیفه مسئولان است. برای اینکه مسئولان از سوی مردم و با رای آنها به مناصب و موقعیت‌های مختلف دست پیدا می‌کنند. اما زمانی که مسئولان پاسخگو نباشند یا خدای ناکرده امر پاسخگویی به جامعه را به‌درستی انجام ندهند این مساله تاثیرات منفی خود را در جامعه خواهد گذاشت. هر چند عدم پاسخگویی درست خیلی بدتر از پاسخگو نبودن است. اینکه برخی در ظاهر نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند اما پاسخ‌های درست و صحیحی ندهند تاثیرات به مراتب بدتری در جامعه خواهد داشت. نتیجه این نوع رویکرد این خواهد شد که مردم نسبت به صدق گفتار مسئولان شک و تردید خواهند کرد.
نباید این نکته مهم را از یاد برد که ادامه این نوع رویکرد و رفتار ولو نامرئی جز اینکه به بدبینی و ناامیدی مردم نسبت به عملکرد مسئولان و برخی ارکان حاکمیت دامن زند نتیجه دیگری نخواهد داشت. لذا مسئولان شرعا باید نسبت به عملکرد خود به مردم پاسخگو باشند چرا که همه اعضای حکومت به نحوی با رای مردم روی کار آمده‌اند. مثلا کسی که از رئیس‌جمهور برای فعالیت در منصبی حکم می‌گیرد با رای مردم آمده یا استانداری که از وزیر کشور حکم می‌گیرد، وزیر کشوری که از مجلس رای اعتماد گرفته و از رئیس‌جمهور حکم می‌گیرد نیز در واقع در سلسله مراتب با رای مردم انتخاب شده‌اند. به همین جهت، همه مسئولان باید در برابر مردم جوابگو باشند.
یکی از بهترین راه‌های استحکام نظام نیز این است که مسئولان در هر حوزه‌ای نسبت به امور جاری کشور به مردم پاسخ دهند. بدین صورت که مردم جست‌وجو‌گر باشند و پرسشگری کنند و مسئولان نیز مبتنی بر پرسش‌های پاسخ‌های متناسب و صحیحی دهند. این مهم‌ترین راه برای ایجاد اعتماد هر چه بیشتر در جامعه نسبت به حاکمیت است. وقتی پاسخگویی نباشد شک و تردیدها نسبت به روندها و عملکردها زیاد می‌شود و به علتی که به کسی پاسخگو نیستند، روند عملکردهای نامطلوب روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
نگاهی به پرونده‌های تخلفات اقتصادی که اخیرا مطرح می‌شود به دلیل همین امر پاسخگو نبودن افراد نسبت به عملکردهایشان است. البته راه‌حل اینکه مسئولان در هر جایی مجاب به پاسخگویی باشند ایستادگی، مطالبه‌گری و پرسشگری مردم است. ولی متاسفانه در جامعه هنوز تشکل‌های قوی و احزاب قدرتمند وجود ندارد. مهم‌ترین مسئولیت احزاب مساله امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر است. چرا که امروزه مثل سابق نیست که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر فردی فایده چندانی داشته باشد. تنها راهی که بخواهیم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را در جامعه احیا کنیم بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر جمعی است. تنها راه این مساله نیز داشتن احزاب قوی‌، قدرتمند، قانونی و پاسخگو است. اینها می‌توانند با پرسشگری مسئولان را پاسخگو کنند. در این میان نقش مجلس و دستگاه قضائی بسیار مهم است چرا که این قوا می‌توانند از دولت هم بازخواست کرده و پاسخگویی مطالبه کنند. از این رو به نظر می‌رسد نخستین مساله‌ای که باید تقویت شود داشتن احزاب قدرتمند و مطبوعات مستقل و آزاد است. احزاب و مطبوعات نیز باید واقعا احساس وظیفه و مسئولیت کنند و وظایف خود را به‌خوبی انجام دهند.
منتشر شده در گفتار
آیت الله موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه شهید بهشتی معتقد بودند قانون تنها مختص به گروه و صنف خاصی نیست گفت: آیت‌الله بهشتی اعتقاد داشت جامعه بدون قانون پیشرفت نمی‌کند و انسجام جامعه از راه قانون است.
آیت‌الله شهید سیدمحمد حسینی‌بهشتی، یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار و مطرح تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود. شخصیتی که علاوه بر تحصیل در علوم اسلامی و حوزوی در علوم جدید نیز تحصیل کرد و رهسپار غرب شد تا ضمن آشنایی با اندیشه‌ها و مکاتب جدید، اندیشه‌ و فرهنگ اسلامی را بسط دهد. وی بعد از انقلاب نیز در جایگاه یکی از پیشگامان تراز اول انقلاب در سمت و مسئولیت‌های مختلفی فعالیت کرد و نقش مؤثری در تدوین و تصویب قانون اساسی داشت. در سالروز شهادت شهید بهشتی ایکنا اصفهان، گفت‌وگویی با آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی، مجتهد، فقیه، استاد سطوح عالی حوزه، دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل انقلاب در دوران رهبری امام خمینی(ره) انجام داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ به نظر شما مهم‌ترین ویژگی‌ برجسته اخلاقی در شخصیت و منش شهید بهشتی، چه بود؟
از سال ۴۲ تا زمان شهادت شهید بهشتی، افتخار آشنایی و دیدار با ایشان را داشتم. یکی از بهترین ویژگی‌های اخلاقی شهید بهشتی، این بود که به طرف مقابل حق می‌داد حرف خود را بزند و در عین حال، وظیفه خود می‌دانست که حرف طرف مقابل را گوش کند، ولو اینکه حرف او درست نباشد. به عنوان مثال بعد از انقلاب که هنوز مجاهدین خلق ترور را شروع نکرده بودند، اما فعالیت‌های تبلیغاتی را علیه روحانیون انقلاب و به خصوص افراد خاص مثل آیت‌الله بهشتی آغاز کرده بودند، آنها تهمت‌های زیادی به بهشتی می‌زدند، مثلاً بعد از درگذشت آیت‌الله طالقانی، مجاهدین از تشییع پیکر آیت‌الله طالقانی سوءاستفاده کرده و شعار می‌دادند: «بهشتی، طالقانی را تو کشتی». مجاهدین خلق برای تخریب شخصیت شهید بهشتی، این مسئله را همه جا مطرح می‌کردند. یادم هست روزی به عنوان قاضی تبریز، برای دیدار با آیت‌الله بهشتی به شورای انقلاب رفته بودم. در اتاقی در حال صحبت بودیم، همان لحظه مسئول حفاظت شورای انقلاب، وارد شد و گفت خانم جوانی آمده و می‌گوید می‌خواهم آقای بهشتی را ببینم و اگر نگذارید، خودم را آتش می‌زنم. آیت‌الله بهشتی گفتند بروید و این خانم را به اینجا بیاورید. دختر خانم ۲۲ یا۲۳ ساله‌‌ای بود که از ته دل عصبانی بود و گریه می‌کرد و بعد شروع کرد به شهید بهشتی ناسزا گفتن که «خدا تو را لعنت کند، آیت‌الله طالقانی را تو کشتی، تو سرمایه‌دار بزرگی هستی، تو آمریکایی هستی!» و از این تهمت‌ها که منافقین به شهید بهشتی می‌زدند، اما آیت‌الله بهشتی با کمال میل نشسته بودند و حرف‌های این دختر را گوش کردند و چیزی نگفتند، تا اینکه حرف‌هایش را زد و ساکت شد. آیت‌الله بهشتی گفت، دخترم حرف دیگری ندارید که بگویید؟ سپس پاسخ دادند و گفتند اینکه می‌گویید من آیت‌الله طالقانی را کشتم، چرا باید اینکار را انجام دهم!؟ ما سال‌ها با هم دوست و هم‌رزم بودیم و شروع کردند از آیت‌الله طالقانی تعریف کردن، یا اینکه می‌گویند من سرمایه‌دار هستم صحیح نیست، اواخر زمان شاه، خانه‌ای خریدم و ۳۰ هزار تومان از بانک قرض گرفتم و هرماه قسط آن را می‌دهم و غیر از آن خانه هم چیز دیگری ندارم. آیت‌الله بهشتی به همه حرف‌های آن دختر جواب دادند و هنوز حرف‌های‌شان تمام نشده بود که آن دختر باز شروع به گریه کرد و می‌خواست به پای شهید بهشتی بیافتد که  او را ببخشد، آیت‌الله بهشتی فرمودند این کار درست نیست، آن کار اول هم انتقاد از من بود و ایرادی نداشت، اما این کار درست نیست. شما کار خوبی کردید که به من انتقاد کردید و من هم جواب دادم.
این اتفاق برای من قابل تحسین و درس بزرگی بود، زیرا گوش کردن به حرف طرف مقابل و یا مخالف و یا حتی کسی که می‌خواهد ما را بکشد و ترور کند، خیلی مهم است. در قرآن آمده است: «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ؛ به سخن گوش فرا مى‏‌دهند و بهترين آن را پيروى مى‌كنند، اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان» و در آیه‌ای دیگر آمده که خداوند خطاب به پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «یا رسول‌الله این‌ها که می‌آیند با شما صحبت می‌کنند و ظاهراً دشمن شما هستند به حرف آن‌ها گوش کن. وقتی گوش کنی و با استدلال جواب بدهی، زیرا ....كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛ كسى كه بين تو و او دشمنى بود، گويى دوستى مهربان است‏». شهید بهشتی آن روز به این آیه قرآن عمل کرد و به من درس بزرگی داد.
ویژگی دوم ایشان، قانون‌گرایی بود و حرف حق را برای اجرای قانون گوش می‌کردند. آیت‌الله بهشتی به منتقدین با کمال میل گوش می‌داد. بعد از امام(ره)، هیچ کس را ندیدم که مثل شهید بهشتی انتقادپذیر باشند و به حرف طرف مقابل گوش دهد، البته دیگران هم مثل آیت‌الله مطهری و آیت‌الله طالقانی این‌طور بودند. ای کاش امروز ما نیز اینگونه بودیم. علم داشتن، سخنران و سخن‌ور بودن، ظاهر زیبا، عمامه بزرگ، مسجد و محراب، کتابخانه، تألیفات و مسئولیت داشتن یک مسئله است، اما انسان بودن مسئله دیگر. همه آن‌ها آسان است، اما انسان بودن مشکل است. شهید بهشتی یک انسان متعالی بود و توجهی به خود نداشت، بلکه توجه او معطوف به انسانیت بود.
ایکنا ـ مرحوم بهشتی بعد از انقلاب در قامت یک قانون‌گذار مسئولیت داشت، به نظر شما ایشان چه راهکارها و مواضعی برای تحقق و حاکمیت قانون در جامعه داشت؟
شهید بهشتی اعتقاد داشت جامعه بدون قانون پیشرفت نمی‌کند و انسجام جامعه از راه قانون است. اگر سخنرانی‌های ایشان را در مجلس خبرگان که بیشتر از سوی ایشان اداره می‌شد، ببینید، متوجه می‌شوید که در مرحله اول مسئله قانون‌گرایی، تابع قانون بودن و مصلحت قانون فراگیر را مدنظر داشتند و معتقد بودند قانون تنها مختص به گروه و صنف خاصی نیست، بلکه باید مصلحت تمام مردم ولو اینکه غیرمسلمان هم باشند در نظر گرفته شود. آن‌ها که علیه نظام جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کرده بودند، می‌دانستند باید چه کسانی را هدف بگیرند، به همین دلیل بهترین شخصیت‌های نظام را مثل شهید مطهری، شهید بهشتی و ... به شهادت رساندند.
ایکنا ـ شهید بهشتی پس از انقلاب نقش تعیین‌کننده‌ و مؤثری در تدوین و تصویب قانون اساسی داشت. به نظر شما نگاه و اندیشه‌ ایشان در خصوص مردم‌سالاری و حاکمیت مردم چگونه بود؟
شهید بهشتی همیشه می‌گفت اگر مردم را نداشته باشیم، ما هیچ نیستیم. شهید بهشتی در جایگاه‌ و مسئولیت‌های مختلف، مثل رئیس شورای انقلاب، مجلس خبرگان و دیوان عالی کشور، همیشه از حقوق مردم سخن می‌گفت، حتی در مواجهه با ظالم‌ترین آدم‌ها که به اصطلاح دشمن نظام، غیر مسلمان و به گروه‌های مسلحانه وابسته بودند، خارج از قانون رفتار نمی‌کرد.
ایکنا ـ نوع رویکرد و مشی شهید بهشتی در قبال گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق چگونه بود؟
زمانی که آیت‌الله بهشتی به شهادت رسیدند، همزمان با شروع ترورهای ناجوانمردانه منافقین بود. در آن موقع هنوز دادگاه‌های مربوط به گروه‌های کمونیستی و مجاهدین خلق تشکیل نشده بود. چون ترورها در خرداد سال ۶۰ در زمان ریاست جمهوری بنی‌صدر شروع شد و ایشان در ۷ تیر سال ۶۰ شهید شدند. یکی از عملیات‌های اصلی مجاهدین خلق، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر سال ۶۰ بود که در آنجا علاوه بر شهید بهشتی، بیش از ۶۰ نفر از همراهان وی نیز به شهادت رسیدند. در واقع هنوز دادگاه‌ها درباره گروهک‌های کمونیستی و مجاهدین خلق تشکیل نشده بود. شهید بهشتی تا قبل از اینکه مجاهدین خلق دست به ترور بزنند، با اینکه رئیس دیوان عالی کشور و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی هم بودند، نمی‌گفتند گروه مجاهدین خلق غیرقانونی است و باید منحل شود، اما مجاهدین خود را رقیب حزب جمهوری اسلامی می‌دانستند، به همین دلیل اولین جنایتی که مرتکب شدند، مربوط به انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بود. در آن مقطع بنی‌صدر هم با مجاهدین خلق هماهنگ شده بود و از آن‌ها استفاده می‌کرد و بعد از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی هم به همراه مسعود رجوی از ایران فرار کردند.  آیت‌الله بهشتی پیش از اینکه مجاهدین دست به ترور بزنند با اینکه هر روز در خیایان‌ها تجمع می‌کردند و حتی جریان امجدیه هم پیش آمد، ایشان دخالتی نداشت و مدام آن‌ها را نصیحت می‌کرد. این نشان‌دهنده بزرگواری شهید بهشتی در آن زمان بود.
ایکنا ـ به مسئله قانون‌گرایی اشاره کردید، شهید بهشتی در این زمینه با کسانی که خارج از قانون رفتار می‌کردند، چه نوع مواجهه‌ای داشتند؟ ظاهراً ایشان با مرحوم خلخالی اختلافاتی داشتند، منشأ اختلافات چه بود که باعث شد ایشان را از قضاوت برکنار کنند؟
مرحوم بهشتی اختلاف شخصی با مرحوم خلخالی نداشت. مرحوم خلخالی که خداوند از تقصیرات ایشان بگذرد، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آقای خلخالی در سال ۵۸ به دلیل دادگاه‌هایی که برگزار می‌کرد و سخنرانی‌هایی که علیه خلق مسلمان و شخص آیت‌الله شریعتمداری داشت، باعث ناراحتی برخی از اعضای جامعه مدرسین قم شدند و به همین دلیل آن‌ها خدمت حضرت امام و شهید بهشتی رفته و اعتراض خود را نسبت به تندروی‌ها و برخی بی‌نظمی‌ها در کارهای آقای خلخالی اعلام کردند، لذا حضرت امام(ره) آقای خلخالی را از قضاوت کنار گذاشتند و مدتی گذشت تا اینکه بنی‌صدر، رئیس جمهور شد. در آن زمان نماینده دوره اول مجلس بودم. در آن مجلس عده‌ای از روحانیون که بیشتر از پنج یا شش نفر نمی‌شدند، طرفدار بنی‌صدر بودند که یکی از آن‌ها آقای خلخالی بود. بنی‌صدر تلاش کرد که خلخالی رئیس دادگاه‌های مربوط به مواد مخدر شود. مرحوم خلخالی دوباره کارهایی کرد که حضرت امام(ره) ایشان را کنار گذاشت. منظور این است که این مسائل ربطی به آیت‌الله بهشتی نداشت، زیرا اختلافات ایشان با مرحوم خلخالی درباره مسائل شخصی نبود، بلکه صرفاً مربوط به بی‌توجهی به قانون‌گرایی و یا قانون‌گریزی وی بود. از این جهت علاوه بر آقای بهشتی، بسیار دیگری از بزرگان و علما و جامعه مدرسین هم در این زمینه اعتراض داشتند که در نهایت امام(ره) مرحوم خلخالی را از قضاوت کنار گذاشتند، اما همچنان به عنوان نماینده مجلس فعالیت داشت. مرحوم بهشتی با کسانی که خارج از قانون حرکت می‌کردند، مخالفت می‌کردند.
ایکنا ـ شهید بهشتی اوایل انقلاب با وجود سمت‌های بالایی که داشتند به راحتی با گروه‌های مختلف چپ به مناظره و گفت‌وگو می‌پرداختند. به نظر شما نوع مواجهه شهید بهشتی با روشنفکران و دگراندیشان چگونه بود؟
البته تنها شهید بهشتی چنین ویژگی نداشت، بلکه جایگاه آیت‌الله طالقانی در این زمینه ویژه و برجسته‌تر است. یعنی چنین ویژگی در شخصیت آیت‌الله طالقانی از شهید بهشتی بیشتر بود. آیت‌الله طالقانی به دگراندیشان اجازه صحبت می‌داد و به حرف‌ها و انتقادهای آنان گوش می‌داد و چنین خصلتی در شخصیت ایشان برجسته‌تر بود. البته مرحوم امام(ره)، آیت‌الله مطهری و آیت‌الله منتظری نیز چنین ویژگی برجسته‌ای داشتند. در اینجا باید از امام(ره) یادی بکنم و آن هم اینکه در اوایل سال ۵۸ که ایشان در قم تشریف داشتند، موسی خیابانی، مسعود رجوی و یکی دیگر از اعضای مجاهدین خلق برای دیدار با امام از دفتر ایشان وقت ملاقات خواسته بودند. امام(ره) نیز به آن‌ها اجازه دادند که به دیدار ایشان بیایند. در آن زمان بنده و بعضی از دوستان از جمله مرحوم ابایی و مرحوم فاکر که در زمان شاه با برخی از اعضای مجاهدین خلق در یک زندان بوده و در آنجا شاهد برخی رفتارهای نادرست و تندروی‌های آنها بودیم، سؤال پیش آمده بود که امام(ره) چطور حاضر شده‌اند و به مجاهدین اجازه دیدار دادند. این شد که به دیدار حضرت امام رفتیم، امام حرف‌هایمان را گوش دادند و فرمودند به سه دلیل به آن‌ها اجازه ملاقات دادم. اول اینکه ممکن است حرفی داشته باشند که در بین آن‌ها حرف حقی هم باشد و باید آن حرف حق را گوش کنم، اگر گوش نکنم، ممکن است آن‌ها بیشتر منحرف شوند و این وظیفه من است. دوم اینکه حرف‌هایی داشتم که باید به آن‌ها می‌گفتم که اگر فردا روزی کار خلافی انجام دادند و به علیه آنها اعتراض و یا اقدامی کردیم، نگویند که ما حرف‌هایی داشتیم که به امام بگوییم، اما شما اجاز ندادید. سوم اینکه بنده هم حرف‌هایی داشتم که به آن‌ها بزنم که فردا نگویند چرا این‌ها را از اول به ما نگفتید و یا اگر می‌گفتید، عمل می‌کردیم، در واقع خواستم با آنها اتمام حجت کرده باشم. مسئله اتمام حجت مسئله مهمی است که بزرگان باید در وهله اول آن را در نظر بگیرند. پیامبران و ائمه معصومین(ع) نیز چنین کاری می‌کردند. امام(ره) براساس این سه دلیل این کار را انجام دادند.
حتی بعد از آن زمانی که مجاهدین عملاً دست به ترور زدند و جنگ مسلحانه را شروع کردند، پیام داده بودند که امام خمینی(ره) به ما اجازه دیدار دهند، با ایشان حرف داریم، امام(ره) هم در جواب گفته بودند که اگر از جنگ مسلحانه دست بردارند و اسلحه‌های خود را کنار بگذارند، خود به دیدار آن‌ها می‌روم. به هر حال شاگردان امام و کسانی که رفتار امام را می‌دانستند، به همین سبک عمل می‌کردند، اما برخی در این زمینه ممتازتر بودند که یکی از آن‌ها مرحوم آیت‌الله طالقانی بود. شهید بهشتی و شهید مطهری هم همیشه آماده بودند که حرف مقابل را بشنوند و این را وظیفه خود می‌دانستند که اگر این کار را نکنند فردای قیامت از آن‌ها سؤال می‌شود که چرا به حرف آن‌ها گوش نکردید، شاید اگر گوش می‌کردید، حرف شما را می‌پذیرفتند و در جامعه سلامت عمل در پیش می‌گرفتند.
ائمه(ع) نیز براساس چنین شیوه‌ای رفتار می‌کردند. امام علی(ع) هم به مخالفین خود اجازه صحبت می‌داد و به حرف‌شان گوش می‌کردند. حتی بعضی‌ها به همین دلیل به امام(ع) اعتراض می‌کردند. امام حسین(ع) نیز تا شب عاشورا، جبهه مقابل را دعوت به صحبت کردند، البته صحبت کردن نه به معنای اینکه ایشان بخواهند بیعت کنند، بلکه می‌خواستند به نتیجه دیگری برسند و با آن‌ها اتمام حجت کرده باشند.
ایکنا ـ شهید بهشتی با لقب «بهشتی مظلوم» در جامعه شهرت داشت، اندیشه و منش شهید بهشتی امروز چه جایگاهی دارد؟
مظلومیت شهید بهشتی ناظر به این بود که برخی با عقده و ناراحتی که داشتند به ایشان حسادت می‌کردند و تهمت‌ می‌زدند، از جمله مجاهدین خلق که با حزب جمهوری اسلامی که شهید بهشتی دبیر کل آن بود، مخالف بودند و وقتی می‌خواستند حزب را تخریب کنند، تمام نقدها و تهمت‌ها را متوجه آقای بهشتی کردند و حتی در درون خود حزب جمهوری اسلامی هم برخی به ایشان حسادت داشتند. بهشتی واقعاً مظلوم بود، زیرا تهمت و افتراهای زیادی زده می‌شد که ایشان از همه آن‌ها مبرا بودند.
اندیشه و منش شهید بهشتی در جامعه نهادینه نشد. متأسفانه از این بزرگان یعنی از امام(ره)، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله مطهری و ... درس‌های اخلاقی را فرا نگرفتیم. متأسفانه گروه‌بازی‌ها، جناح‌بازی‌ها و ریاست‌طلبی‌ها نگذاشت که از آن اخلاقیات درس بگیریم. امروز حتی در رادیو و تلویزیون هم رفتارهای اخلاقی را بارز نمی‌کنند، بلکه برنامه‌ریزان، آنچه مدنظر خودشان است را مطرح می‌کنند. اگر خداوند در قیامت از ما سؤال کند که چرا با وجود حجت‌های خدا مثل آن‌ها با مردم رفتار نکردید و اخلاق آن‌ها برای شما درس نشد، ممکن است جوابی نداشته باشیم. این یک نوع تبعیض بزرگ است، زیرا رفتارهای ما در زمینه مسئولیت‌ها و رفتار با مردم، براساس رفتارهای امام(ره)، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله بهشتی، و آیت‌الله مطهری و ... نیست.
منتشر شده در گفتار
آیت الله موسوی تبریزی:حفظ جان مردم از هر واجبی، واجب‌تر است. وقتی پزشکان بگویند در مسجد جمع شدن مضر است؛ شب‌های احیا، احیا گرفتن جایز نیست، برای این‌که مضر بر جان مردم است و جان مردم مسلمان از همه چیز بالاتر و از هر واجبی واجب‌تر است.
آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درخصوص بازگشایی اماکن مذهبی، مساجد و حرم‌های مطهر از روز ۱۵ اردیبهشت ماه، گفت: اماکن مذهبی، متبرکه و حرم‌های مطهر  مراکز عبادت و خدمت به مردم هستند اما از خود فریضه عبادت بالاتر که نیستند. وی با بیان اینکه ما عبادتی نداریم، چه واجب و چه مستحب که به ضرر مردم باشد، عنوان کرد: ماه رمضان روزه‌اش از واجبات اولیه اسلام و بعد از نماز، واجب‌ترین است اما گفته می‌شود اگر فردی مسافر بود یا بیماری داشت، گرفتن روزه برایش درست نیست چراکه دستور خداوند است.
موسوی تبریزی گفت: هنگامی که می‌خواهیم روزه بگیریم، می‌گوییم قربتاً الی الله، اما وقتی که نمی‌توانیم این جمله را باتوجه به فرمایشات خداوند بگوییم، روزه‌مان باطل است. اسلام می‌گوید اگر حرجی برای زندگی و کار فرد مسلمان بود باید نه فقط روزه بلکه کار و زندگی را کنار بگذارد که تمامی این موارد در قرآن، روایت و فتاوای مختلف آمده است.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: اسلام می‌گوید اگر در اعمال عبادی ضرری یا حرجی باشد؛ یعنی اگر عبادت از مشقت و طاقت مردم خارج باشد  باید دست از آن بکشند. به طور مثال یک زمانی  روزه‌داری در روزهای گرم است و فرد نمی‌تواند گرسنگی و تشنگی را تاب آورد یا اگر در هوا و فضایی بایستد و نماز بخواند برایش ضرر دارد؛ واجب دیگر نباید صورت نگیرد. وی تاکید کرد: ما یک قانون کلی داریم که در روایات هم آمده است که اگر  در جایی یک عمل عبادی یا واجب مضر، غیرمتعارف و خارج از طاقت مردم  باشد این واجب باید ساقط شود.
موسوی تبریزی ادامه داد: در خصوص محرمات نیز همین طور است که البته گاهی بعضی از آقایان یک چیزهایی می‌گویند که درست نیست. گاهی در یک مسئله تعارضی با حفظ جان انسان پیدا می‌شود که آنجا اصل، حفظ جان مردم می‌شود. به طور مثال خانمی در دریا در حال غرق شدن است و فقط یک آقا در آنجا وجود دارد، او باید جان خانم را نجات دهد و نباید منتظر شود خانم چادر به سر و دستکش به دست کند، واجب در  لحظه حفظ جان خانوم و نجات اوست. وی تاکید کرد: اگر جایی ضرر و حرج پیش بیاید واجب از بین می‌رود.
وی افزود: در حق الناس هم این مسئله عنوان شده؛ تصور کنید فردی در حال خواندن نماز اول  وقت است، بدهکار نیز هست و پول را آماده کرده تا به طلبکارش دهد؛ مشغول نماز می‌شود که طلبکار به در خانه‌اش می‌آید او باید نمازش را فوراً قطع کند و حق طلبکار را بدهد و بعد نماز بخواند که حتی در این مورد می‌تواند نمازش را شکسته ادامه دهد در صورتی که در حالت عادی  شکستن نماز واجب حرام است. مشاهده می‌کنید تمامی این مسائل در اسلام دیده شده است.
دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  ادامه داد: پیامبر فرمودند من برای شریعتی مبعوث شده‌ام که آسان است و در برابر مردم بزرگوار است و سخت‌گیری نمی‌کند. اسلام دینی است که در مواقع سختی، حرج و مریضی، ناراحتی و مشکلات  مته بر روی خشخاش نمی‌گذارد؛ احکامش را ملایم و گاهی متوقف می‌کند. وی ادامه داد: در رابطه با  مساجد، حرم‌ها، عزاداری‌های ایام محرم، ماه رمضان و غیر ماه رمضان و حتی بیت الله الحرام  احکام بین‌شان مساوی است و این مربوط به دولت هم نیست بلکه یک مسئله عرفی است.
موسوی تبریزی تاکید کرد: بصورت عرفی پزشکان وقتی بگویند در مسجد جمع شدن مضر است؛ شب‌های احیا، احیا گرفتن جایز نیست، برای این‌که مضر بر جان مردم  است و جان مردم مسلمان از همه چیز بالاتر و از هر واجبی واجب‌تر است. وی تاکید کرد: مردم مسلمان، متولیان مسجد و علما باید به این موضوع توجه کنند، البته اگر افرادی هم توجه نکردند حکومت در اینجا مسئول  است.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: حکومت باید از راه‌های علمی وارد شود؛ باید ببیند هنوز آثار ضرر و حرج کرونا وجود دارد، اگر وجود داشت اینجاست که باید جلوگیری کند ، چرا که احتمال ضرر هم می‌تواند مانع از این کار شود که مساجد گشایش پیدا کند. وی در پایان تاکید کرد: جان مردم ،حفظ صحت و سلامتی آنان از همه چیز مهم‌تر است.
منتشر شده در گفتار
آیت الله موسوی تبریزی دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بر ایثار و گذشت در این روزهای کرونا تاکید کرد و گفت: امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه نسبی زندگی می کردند، باید رفاه خود را با کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، تقسیم کرده و آنها را در سفره خود شریک کنند.
وی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا در مورد نحوه حمایت از مردم در شرایط کنونی بیان داشت: دولت که از مردم مالیات می‌گیرد در پله اول کمک های حمایتی از مردم قرار دارد درعین حال مردم باید موقعیت کشور را در نظر گرفته و توقعات خود از دولت را پایین نگاه دارند اما دولت می تواند اقدامات موقتی مانند کم کردن بار عمرانی از قبیل وسیع کردن جاده ها را انجام داده و بیشتر به جای رسیدگی به امور رفاهی به کسانی که متضرر شده و خانواده آنها در حال ازهم پاشیدن است، کمک کند.
استاد حوزه علمیه قم به حمایت مراجع عظام تقلید از مردم در شرایط کنونی اشاره کرد و افزود: اکثریت مراجع عظام تقلید اعلام کردند که مردم می توانند بخشی از سهم امام را برای کمک به مبتلایان به کرونا و خانواده های جانباختگان کرونا اختصاص دهند.
او با اشاره به آیه ایثار گفت: ما مردم ایران، تنها ایثارگری را در جبهه و جنگ می دانیم و البته صحیح است چراکه مردم جان خود را می دادند تا دشمن وارد کشور نشود اما این ایثار ابعاد مختلفی دارد، زمانی این ایثار، صبغه جانی دارد و زمانی صبغه مالی. امروز در شرایطی هستیم که مردمی که در رفاه ۸۰ درصدی زندگی می کردند، رفاه خود را ۶۰ درصد کرده و ۲۰ درصد از سهم خود را به کسانی که در وضعیت بدی از لحاظ اقتصادی هستند، اختصاص دهند و آنها را در سفره خود شریک کنند آنگونه که در روایت داریم: «الجار؛ ثم الدار».
آیت الله موسوی تبریزی با بیان اینکه «جار» در این حدیث، معنای موسعی پیدا کرده و شامل همشهری و هموطن می شود، گفت: در شرایط امروز لازم است که به یکدیگر کمک کنند آنگونه که در جنگ تحمیلی مردم به یکدیگر کمک می کردند و همین کمک ها سبب پیروزی شد لذا باید کمک های انسان دوستانه به یکدیگر داشته باشیم تا خداوند بر ما رحم کند و بر این بحران فائق بیائیم.
او گفت: در این شرایط مناسب است که موجرین به مستاجرین مهلت کافی دهند یا اگر در همسایگی، کسی را می بینند که به جهت بیماری توان خرید نان ندارد، برای او نان تهیه کنند یا اگر یخچالی برای نگهداری مواد غذایی ندارد، به او کمک کنند.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به وضعیت خانواده های جانباختگان کرونا گفت: کمک به افرادی که سرپرست خانواده آنها بر اثر کرونا فوت کرده و نیازمند هستند، از بزرگترین خدمات نوعدوستانه و ایثار است و خداوند ثواب جهاد را به آنها می دهد.
او با بیان اینکه حاکمان مربی جامعه هستند، بیان داشت: نگاه مردم به دولت و حاکمان است و اگر ببینند دولت تسهیلاتی به مردم در این شرایط عطا می کند، مردم هم ایثار و ازخودگذشتگی را فرا می گیرند و خواهند فهمید که کمک در این شرایط، جهاد فی سبیل الله است.
آیت الله موسوی تبریزی با اشاره به وفور شایعات و بداخلاقی ها نسبت به مردم قم اظهار داشت: مقداری شایعات و بی توجهی به واقعیات در کشور است و فضای مجازی هم این مساله را تشدید می کند، از سوی دیگر متاسفانه ضعف مدیریت در کشور ما بوده بویژه در این مساله و قبل از آن هم زمینه هایی بوده که مردم با تردید و شک به مدیریت دولت بویژه در کرونا نگاه می کنند.
او تصریح کرد: اینکه بیان شود کرونا از چین وارد قم شده است و بخشی از جامعه که نه چین را دیدند و نه از چین خوششان می آید، مرتکب کار خلافی شدند و بعد آن را به کل جامعه قم سرایت بدهیم، کمال خودخواهی است.
دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: این سخنان درحالی مطرح می شود که مردم قم در طول انقلاب همواره در صحنه بوده و از نظام دفاع کردند و این را هم از نظر اقتصادی باید مورد توجه قرار داد که بسیاری از ساکنین قم که جزو طبقه مستمند حساب می شوند از مناطق مختلف کشور وارد این شهر شدند و همین سبب ناراحتی آنهاست.
او با اشاره به تاخیر دولت در اعلام ورود کرونا به کشور گفت: اشکال افراد به اینکه دولت دیر اعلام کرده و برخی مطالب را دیر بیان کرده است درحالی که باید زودتر اقدام می کرده است، وارد است و البته اینها ارتباطی به قم و مردم قم ندارد.
آیت الله موسوی تبریزی انتساب کرونا به مردم قم را بی انصافی دانست و بیان کرد: اگر برخی با روحانیت بد هستند و عنوان می کنند حضور طلاب و روحانیت از مناطق دیگر سبب شیوع کرونا شده است، باید بدانند شاید دو درصد روحانیون مقیم قم، از مناطق دیگر وارد قم شده و تحصیل می کنند؛ اصلا قومیت را در مسائل مهم دخالت دادن، کمال بی فرهنگی و ضعف اعتقادی است و براساس ایرانی بودن هم مخالف فرهنگ ایرانی ماست.
او با اشاره به آیه ۹ سوره حشر گفت: خداوند در قران می فرماید: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ ۚ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ مومنین کسانی هستند که در دل خود هیچ حسد و بخلی نسبت به غنائم که به آنها داده شد نمی‌یابند و هر چند به چیزی نیازمند باشند باز مهاجران را بر خویش مقدم می‌دارند». این فرهنگ قرآنی ماست که اگر کسی خلافی و اشتباهی مرتکب شده است، آن را به گردن برادر او نیندازیم.
دادستان کل انقلاب در دهه ۶۰ گفت: حکومت قصور و کوتاهی در این زمینه مرتکب شده است درحالیکه در مسائل حساسی مانند کرونا باید خیلی سریع تصمیم گرفته و مصالح جامعه را تشخیص داده و با هماهنگی تمام ارکان اطلاع رسانی کنند.
او در خصوص ادعای برخی مبنی بر قرنطینه کردن قم بیان کرد: استان قم، شاهراه مواصلاتی چندین استان کشور است و بسیاری از مبادلات و معاملات تجاری و اقتصادی شهرها از طریق این شهر صورت می پذیرد لذا علاوه براینکه قرنطینه کردن قم ضربه بزرگ اقتصادی به کشور می زند درعین حال سبب وحشت و ترس بیشتر مردم و داغ شدن بازار شایعات می شود لذا با شک و شبهه نمی توان تصمیم گرفت.
آیت الله موسوی تبریزی تاکید کرد: رئیس دولت یا سخنگوی دولت باید در این مورد با مردم قم بلکه کشور صحبت کند و دلایل تصمیم حکومت در مورد قم را بیان کند و به شایعات و تخریب ها پایان دهند.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از18
بازگشت به بالا