نمایش گزینه ها بر اساس برچسب: فاضلی میبدی

محمدتقی فاضل میبدی: هنوز كشور چوب دوران احمدی‌نژاد را می‌خورد.
آرمان ملی: از انتخابات مجلس یازدهم تا تمام انتخابات‌ها طی چهل سال نظام جمهوری اسلامی شعار کاندیداها و نامزدهای انتخاباتی بحث‌برانگیزترین موضوع عرصه‌های انتخاباتی بوده چراکه غالبا یا رنگ و بوی پوپولیسم دارند یا پس از مدتی از یاد می‌روند، در شرایط امروز کشور اما نمی‌توان به‌راحتی از کنار برخی شعارها گذر کرد چراکه صحبت از شرایط بحرانی و درگیری کشور با بحران و کروناست و حل این موضوعات نیاز به عزمی جدی دارد و نه شعاری جدی. در همین رابطه حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی با «آرمان ملی» به گفت‌و‌گو پرداخته که در ذیل می‌خوانید.
طي سال‌هاي اخير از مشکلاتي که به بحران‌هاي داخل کشور دامن زده شکاف بين دولت – ملت و فاصله بين مردم و حکومت بوده است علت را چه مي‌دانيد؟
عوامل زيادي وجود دارد که بين دولت و ملت شکاف ايجاد مي‌کند و آنچه اين فاصله را ايجاد کرده خلف وعده‌هاست. يکي از بدترين گناهان در اخلاق خلف وعده است و در اسلام هم بسيار مذمت شده و از صفات رذيله است، متاسفانه خلف وعده برخي مسئولان ديده شده است، درواقع در هر برهه‌اي از زمان هر کسي که بخواهد وزير و وکيل و رئيس‌جمهور شود و خود را در معرض انتخاب مردم قرار مي‌دهد نسبت به مردم وعده بهشت مي‌دهد اما بهشتي که هرگز به آن دست پيدا نمي‌کنيم، شايد عاقبت جهنم هم نباشد اما بهشت هم نيست. روساي جمهور در ايران چهل سال است که وعده بهبود اقتصادي مي‌دهند اما هر چه جلوتر آمده‌ايم اقتصاد ما نابسامان‌تر و فشل‌تر شد، در چنين جامعه‌اي اخلاق و فرهنگ نيز به سوي نابساماني مي‌رود و در نهايت هيچ اعتمادي بين ملت و دولت وجود نخواهد داشت. کسي که مسئوليت پيدا مي‌کند بايد ببيند ظرفيت جامعه چقدر است و مردم چه مي‌خواهند و قدرت خودش چقدر است و بر آن اساس به مردم وعده بدهد آقاي روحاني که منتخب شد و ما نيز مبلغ ايشان بوديم، وعده‌هاي زيادي به مردم داد، او شرايط پيش روي خود را نمي‌ديد بدان معنا که براي عمل به وعده‌هاي خود هيچ برنامه‌اي نداشت و اساسا شايد برخي از وعده‌هاي او در حيطه اختيارات رياست‌جمهوري در ايران هم نبود و اين براي رئيس‌جمهوري ايراد بزرگي محسوب مي‌شود.
با اين حساب بخش عمده اين مشکل را به عملکرد روحاني طي سال‌هاي اخير وابسته مي‌دانيد؟
تيم آقاي روحاني در دولت دوم و طي سال‌هاي اخير نشان دادند که پيش‌بيني دقيقي از آينده ندارند. علاوه‌براين زماني که سنگ‌اندازي ها سر راه روحاني و دولت او قرار گرفت او صادقانه با مردم از موانع صحبت نکرد و همين موضوع هم باعث شد تمام تقصيرات را به گردن روحاني بيندازند، آقاي روحاني در بسياري موارد با موانع مواجه شد اما شفاف با مردم سخن نگفت. در يکي دو سال اخير اقتصاد مردم بد شده است و مردم نگرانند، اين اضطراب نگراني‌هايي به همراه مي‌آورد. برخي مسئولان در کشور ما فقط مي‌شنوند چيزي گران شده است ولي مردم کوچه و بازار مي‌فهمند و لمس مي‌کنند که وضعيت چقدر مايوس و نااميدکننده است. از اين رو فشار بر مردم بيشتر شده و اعتماد آنها بر مسئولان کم شده است.
باتوجه به مشکلاتي که يادآور شديد مجلس يازدهم چه نقشي مي‌تواند در اين وادي داشته باشد؟
صد روز از کار مجلسي با شعار انقلابي‌گري گذشته است و عملا در جهت رفع مشکلات مردم هيچ اقدامي از اين مجلس شاهد نبوديم و فقط مي‌خواهند براي انتخابات رياست‌جمهوري خودي نشان بدهند؛ برهمين اساس هم تمام اقدامات آنها موضوعات حاشيه‌اي دارد ولي درد مردم اين نيست، درد مردم اقتصاد و معيشت است. از اين رو اين مجلس نيز ظاهرا دارد به بيراهه مي‌رود، چراکه شعارهاي پرسروصداي آنها در عمل تهي به نظر مي‌رسد. در نهايت اين مجلس نبايد بگذارد نااميدي مردم گسترش يابد.
با اين تفاسير آيا انتظار تاثيرگذاري مثبت مجلس بر شرايط کشور اميدي واهي است؟
هر مجلسي که با شعار بر سر کار بيايد توخالي است چون شرايط کشور به گونه‌اي است که بايد مشکلاتمان را با دنيا حل کنيم، ما روزبه‌روز منزوي‌تر مي‌شويم و منطقه بر ما فشار وارد مي‌کند، کشورهاي حوزه خليج‌فارس با اسرائيل رابطه برقرار مي‌کنند و آسيب و فشار اين وضعيت بر کشور و مردم تحميل مي‌شود، در چنين شرايطي مجلس براي مشکلات کلان کشور برنامه‌اي جامع ندارد و برخي هم متاسفانه منتظر تغيير رئيس‌جمهور آمريکا هستند. تا اينجا مجلس يازدهم نشان مي‌دهد که کاري اساسي نکرده است بلکه در برخي نمايندگان گاه چوب لاي چرخ دولت هم گذاشته‌اند. يکي از نمونه‌ها قانونFATF بود که نه‌تنها مشکلي براي کشور ايجاد نمي‌کند بلکه‌مي‌توانست ارتباط ما با بانک‌هاي بين‌المللي را برقرار کند، امروز اين امکان بسته شده و بانک‌هاي با ايران در حد مطلوب کار نمي‌کنند. حتي دارو که از حياتي‌ترين اقلام است به همين دليل به سختي وارد مي‌شود ولي آقايان مي گويند به فکر مردم و مشکلات جامعه هستند. در نهايت بايد توجه کنيم که انقلاب براي رفاه و صلاح و نجات و سلامتي انسان انجام شد. بايد با دنيا ارتباط بر اساس احترام متقابل برقرار کنيم و مردم را به رستگاري رساند. صرفا با ده سال زندان براي يک اختلاسگر مشکل اصلي حل نمي‌شود. اما اگر مشکل اساسا حل نشود از درون اقتصاد ناسالم همچنان دزد و اختلاسگر و فاسد پديد مي‌آيد. ساختار کشور از جهت اقتصادي مطلوب نيست. ما بايد ابتدا کشور را از اين وضعيت نجات بدهيم سپس به کار ديگران برسيم.
در چنين شرايطي دولت از چه راه‌هايي مي‌تواند در فرصت باقيمانده در جهت احياي اعتماد مردمي موفق عمل کند؟
از ديدگاه من دولت روحاني با شرايط فعلي نمي‌تواند کار زيادي از پيش ببرد و فقط بايد استقامت کند، از نظر اقتصادي در وضعيت بدي قرار داريم، تنها اميد مردم به بورس است. شايد تعامل قوا بتواند کمي وضعيت را بهتر کند، درواقع وقتي مجلس و قوه‌قضائيه و دولت با هم همکاري کنند مي‌توان اميد داشت در يک سال پاياني دولت کاري از پيش برود. وضعيت کمي بهتر ‌شود، وگرنه ادامه رفتارهاي گذشته راهي براي بهبود اوضاع باقي نمي‌گذارد و هر کسي رئيس‌جمهور شود وضعيت همين خواهد بود.
با توجه به اين نکات رئيس‌جمهور آينده چگونه و با چه برنامه‌اي بايد راي مردم را جذب کند و مي‌تواند اعتماد مردم را برگرداند؟
عقيده دارم اعتمادي به شعار نيست و کار از شعارها گذشته است بايد جرياني نخبه و عقلگرا در کشور بر سر کار بيايد تا مردم نتيجه عمل را ببينند وگرنه مردم به شعارها اعتمادي نخواهند کرد. هر چه شعار بيشتر شود اعتماد مردم کمتر مي‌شود. ما در همه انتخابات‌ها هر چه شعار بوده است داده‌ايم از مترقي‌ترين شعار تا هر چيزي ولي ميزان عمل کم بوده است. در شرايط امروز اصلاحات در همه عرصه‌ها و لايه‌هاي جامعه بايد صورت بگيرد و تمام ابعاد کشور بايد به سمت اصلاحات پيش برود. اصلاحات يعني يک گفتمان جديد در رابطه با زندگي بشر که فقط محدود به سياست نيست. اصلاح‌طلبي در اجتماع فرهنگ و اقتصاد نياز است تا اميد مردم به بهبود کشور بازگردد.
آيا کشور با يک رئيس جمهور اصولگرا و ايجاد يکدستي در قوا مي‌تواند در مسير توسعه و حل مشکلات قرار بگيرد؟
من عقيده دارم هيچ‌يک از جريان‌هاي سياسي نمي‌توانند کاري براي کشور انجام دهند تا زماني که ساختار سياسي در کشور اصلاح نشود و قانون دقيقي در کشور حاکم نشود و کشور قانون‌محور نباشد و شخص‌محوري در امور اجرايي ترويج شود، نمي‌توان کاري از پيش برد. آقاي احمدي‌نژاد اصولگرا بود ايشان چه وضعيتي ايجاد کرد؟ همه مصائب فعلي ما از همان دولت اصولگرا با آن شعارهاي خاص ظهور و فرج و... بود. هاله نور مي‌ديدو... نتيجه چه شد؟ ما را گرفتار تحريم‌هاي سازمان ملل کرد و رفت. با ساختار فعلي کاري از اصولگرا برنمي‌آيد، اصلاح‌طلبان نيز براي فعاليت با مانع روبه‌رو هستند. در کشور بايد منافع ملي اولويت اول مسئولان باشد نه منافع شخصي. وضعيت زماني اصلاح مي‌شود که ما به همه افراد کشور به يک چشم بنگريم و همه را با هم برابر ببينيم. متاسفانه چنين رويکردي در حد مطلوب وجود ندارد. تا ايران مساله خود را با دنيا حل نکند وضعيت همين خواهد بود و هر کسي رئيس‌جمهور شود کاري از او ساخته نخواهد بود. امروز ايران در منطقه خود با دشمنان سرسختي روبه‌رو است، تقويت بنيه نظامي کشور ضروري است اما بايد اعتماد ملي نيز تقويت شود.
در چنين شرايطي از ديدگاه شما بازگرداندن نخبه‌ها و دلسوزان نظام به قدرت و ارکان حاکميت مي‌تواند کمک‌کننده باشد؟
طي سال‌هاي اخير تعدادي از دلسوزان که مي‌توانستند براي ايران عزيز و نظام ارزشمند جمهوري اسلامي مفيد واقع شوند از قطار پياده شدند در واقع افرادي که کارآمد بودند يا مي‌توانستند در جهت کادرسازي براي نظام پيشگام باشند آنها را از قطار پياده و از عرصه سياست خارج کرديم. اين موضوع براي کشور ما جديد نيست و براي هيچ انقلابي هم قديمي نمي‌شود، هر انقلابي در هر کشوري رخ مي‌دهد عده‌اي در تلاش هستند که با استفاده از قدرت بر عده‌اي ديگر که شايد شايستگي‌ هم دارند، تسلط پيدا کنند. در انقلاب ايران نيز در برخي مواقع چنين اتفاقي رخ داده، به عنوان مثال ما شاهد اين موضوع در جريان‌هاي سياسي هم بوديم و برخي نيروها داخل از عرصه قدرت رانده شدند. بايد با درايت افراد موثر و جوان را بازگردانيم، چراکه تمام اين جوانان سرمايه‌هاي کشور هستند و از دست رفتن هرکدام از آنها کاسته شدن از سرمايه کشور است.
منتشر شده در گفتار
یکشنبه, 23 شهریور 1399 07:14

اجتهاد مبتنی بر عقل و عدالت

محمدتقی فاضل میبدی
من از سال ۱۳۵۰ که به قم آمدم، آقای آیت‌الله صانعی را می‌شناختم، ایشان از استادان برجسته حوزه و از مبارزان انقلاب و یاران امام بودند. ایشان چند ویژگی داشتند که در کمتر کسی یافت می‌شد. مثل اینکه ایام نوجوانی وارد حوزه علمیه شده و بسیار تیزهوش بودند حافظه‌ای قوی داشتند و برای همین هم در جوانی به سن اجتهاد رسیده بودند. در مدرسه حقانی جوان‌ترین استادی که در حوزه درس خارج می‌داد، ایشان بود؛ مدرسه‌ای که با همت آیت‌الله بهشتی و قدوسی راه افتاده بود. این خیلی برای ما جالب بود که طلبه جوانی استاد درس خارج بود. بعد از انقلاب هم جوان‌ترین فقیهی بودند که به حکم امام در شورای نگهبان به‌عنوان فقیه منصوب شد. چون امام ایشان را به‌خوبی می‌شناخت. تصور می‌کنم جوان‌ترین فقیهی هم بودند که در دهه ۶۰ دادستان شدند و عجیب بود که با این مشغله درسش را در قم رها نمی‌کرد و هر روز بین این دو شهر در رفت‌وآمد بود. شاید یکی از دلایلی که باعث شد ایشان فقیه و نواندیشی نوآور شود و چندان مقلد گذشتگان نباشد هم همین بود که در جوانی به مرجعیت رسیدند.
ایشان برای اجتهاد و استنباط هم سه ملاک داشتند؛ یک اینکه منطبق با قرآن باشد؛ دوم عقل و عدالت. اگر فتوایی از نظر ایشان منافی عدالت بود، آن را قبول نمی‌کرد. آیت‌الله صانعی در خیلی از مسائل هم تجدیدنظر می‌کرد. در حقوق زنان بسیار نگاه باز و فتاوای جدیدی داشت؛ مثلا ایشان قائل به برابری دیه زن مرد بود. حتی در دیه مسلمان و غیرمسلمان نوآوری داشت و اجتهاد مجدد کرده بود. ایشان هر سال سمینارهای خوبی برگزار می‌کرد و مقالات خوبی هم به همت ایشان جمع می‌شد که سرمایه ارزشمندی است.
به‌تازگی برخی مدعی شده‌اند که ایشان در دهه ۶۰ به علت داشتن سمت دادستان نقشی در حوادث آن دوره داشته‌اند؛ اما به نظر من و به گواه تاریخ شفاهی و غیرشفاهی که از آن زمان و مرتبط با ایشان بر جا مانده است، آیت‌الله صانعی نیز مانند آیت‌الله منتظری مخالف تندروی‌ها بودند و حتی در نهایت به همین علت به قم بازمی‌گردند. حتی در خاطراتی از خودشان هم شنیده‌ام که شاید الان درست نباشد نام برخی افراد را ببرم اما می‌دانم ایشان به‌خاطر برخی تندروی‌های اول انقلاب، سمت دادستانی را رها کرد و به قم بازگشت. بعد هم که در زمان انتخابات ۸۸ آن مشکلات برای ایشان رخ داد و وقتی آقای صانعی موضع صریحی گرفتند، دیدیم که چطور همان‌هایی که بعدها استخر فرح را علیه روحانی علم کردند و به لاریجانی حمله کردند، به منزل ایشان در قم یورش بردند و شعار دادند و شیشه‌های منزل ایشان را شکستند. به‌جای دادن پاسخ منطقی به اظهارات ایشان، دست به حمله و هتک حرمت یک مرجع شیعه زدند، آن‌هم به نام دین و اسلام. به کسی حمله کردند که مرجع تقلید بوده و همراه و یاور امام بوده است.
منتشر شده در یادداشت
سه شنبه, 04 شهریور 1399 06:21

کربلا، تقابل دین حقیقی با غیرحقیقی

محمدتقی فاضل‌میبدی : جریان کربلا، تقابل عدل و ظلم است، تقابل عقل و جهل است و تقابل دین حقیقی با شبه‌دینی است که ابزار شده بود.
صحنه عاشورا تقابل دو نوع دینداری بود. دین عدالتجو و حکومت به ظاهر دینی و ظالمانه. دین در تاریخ دو گونه خود را نشان داده است. گاهی به شکل ارزش و اخلاق در میان مردم که انسان‌های وارسته‌ای از متن آن برخاستند و از جهت اخلاق و انسانیت، کامل بودند. گاهی هم خود را در عرصه قدرت و ثروت نشان داد و به عنوان یک ابزار در خدمت طرفداران قدرت و ثروت قرار گرفت. به تعبیر دیگر دین پوششی برای توجیه کارهای طالبان قدرت و ثروت بود که نخستین‌بار در حکومت امویان پیدا شد و دین خدا ابزاری شد تا بر اموال مسلمین و قدرت تسلط پیدا کنند.
امام حسین(ع) در یکی از سخنانش می‌فرماید: «وَاسْتَأثَروُا فی‌أموالِ الْفُقَراءِ و المَساکینَ» یعنی پس از قدرت گرفتن، اموال فقرا و مساکین را در اختیار خودشان گرفتند. مثل بنی‌امیه که واقعا اسلام نیاورده بود و اسلامشان برای این بود که از راه نفوذ وارد شوند، ثروت‌های کشورهای اسلامی را صاحب شوند و رسوم جاهلیت را دوباره بازگردانند و نخستین کسی‌که حقیقت‌شان را آفتابی و روشن کرد، امام علی(ع) بود که در نامه‌ای از اینکه اسلام آوردن یک چیز است و تظاهر به اسلام کردن چیز دیگر، سخن گفت. «مَا أَسْلَمُوا وَلَكِنِ اسْتَسْلَمُوا، وَأَسَرُّوا الْكُفْرَ، فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَیهِ أَظْهَرُوهُ» اینها اسلام نیاوردند و به ظاهر اسلام آوردند و کفرشان را پنهان نگه داشتند و همین که عده‌ای طرفدار پیدا کردند، حقیقت خود را ظاهر کردند. بنابراین دین شاید برای نخستین‌بار است که اینجا خودش را به شکل یک ابزار برای توجیه کارها نشان می‌دهد؛ حکومتی که ادعای جانشینی پیغمبر را می‌کند.
جریان عاشورا را نباید با نگاه رازآلود، رمزآلود و آسمانی نگاه کنیم که امام حسین(ع) بود و مسائل سرّی و ارتباط با خداوند و راز و رمزی که در حقیقت عاشورا نهفته است. اگر بنا را بر این گذاشتیم، امام حسین(ع) را در برهه‌ای از تاریخ منحصر کردیم و باید در موزه‌های تاریخ به آن نگاه کرد. اما اگر حقیقت عاشورا را تحلیلی و عقلایی نگاه کنیم که چرا این قیام صورت گرفت، آن‌وقت به درد امروزمان هم می‌خورد.
در عاشورا باید به سه موضوع دقت کرد؛ نخست اینکه چه زمینه‌هایی باعث شد کسی به نام معاویه 20 سال خلافت کند و 40 سال ریاست داشته باشد و خلافت اسلامی را تبدیل به سلطنت موروثی کند؟ دوم، چگونگی خود واقعه عاشوراست. سوم که از همه مهم‌تر است اینکه به عاشورا به عنوان حقیقت تاریخی نگاه و آن را تحلیل کنیم که در روزگار امروزمان می‌تواند موثر باشد.
امام حسین(ع) در یکی از نامه‌ها خطاب به مردم کوفه که می‌خواست حرکت خود را به یک قاعده تاریخی تبدیل کند، از قول پیامبر خدا می‌گویند: «مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلًّا لِحُرُمِ‌اللَّهِ نَاكِثاً لِعَهْدِاللَّهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ‌اللَّهِ یعْمَلُ فِی عِبَادِاللَّهِ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ ثُمَّ لَمْ یغَیرْ بِقَوْلٍ وَ لَا فِعْلٍ كَانَ حَقِیقاً عَلَى‌اللَّهِ أَنْ یدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ».یعنی هرکسی حکومت جاهلی دید که حلال خدا را حرام می‌کند، تعهدش را با اسلام می‌شکند، با سنت پیغمبر مخالفت می‌کند- و از همه بدتر- در حق بندگان خدا گناه و تجاوز به حقوق مردم می‌کند، اگر بلند نشود، حرکت نکند، قیام نکند، سخن نگوید، سزاوار است که خداوند در روز قیامت همانجا که ظالم را می‌برد، او را هم ببرد. تبدیل قیامش به قاعده تاریخی که هرکس در مقابل حاکم ظالمی قرار گرفت، وظیفه دارد با زبان و فعلش، ظلم را از سر مردم کم کند. توجه به این اصل که اسلام آمده تا مردم را از ظلم نجات دهد و نه فقط از کفر. اسلام، کفر را از بین برد. ظلم زاییده کفر است، کفر را از بین برد تا ظلم از بین برود. قرآن هم خوانده شود به ظاهر خوانده می‌شود.
شب عاشورا در اردوگاه یزید قرآن خوانده می‌شد. لشکر بنی‌امیه حامی ظلم بود. درحقیقت صحنه عاشورا تقابل عدل و ظلم و دفاع از حقوق انسان‌هاست. در این نگاه بشر در تاریخ وظیفه دارد از حق انسان در هر کجا که تجاوز شد، دفاع کند. معاویه برای اینکه بتواند حکومت به ظاهر دینی خود را حفظ و مردم دیندار جاهل را طرفدار خود کند، نگذاشت مردم با دین خدا آشنا شوند و بنای تحریف دین را گذاشت. از این‌رو به عده‌ای از روحانیون و وعاظ رایج آن زمان پول خوبی داد تا بالای منبر در مذمت علی‌ابن‌ابیطالب سخن بگویند و علی را از چشم مردم بیندازند تا حقیقت اسلام ناب آن روز که علی بود، الگوی مردم قرار نگیرد. چون اگر علی الگو قرار می‌گرفت، دیگر کسی زیر بار معاویه نمی‌رفت. یکسری احادیث هم از قول پیغمبر خدا در مدح و تعریف خود جعل کرد که در تاریخ بی‌نظیر و کم‌نظیر بود.
تا قبل از معاویه انتقاد از خلفا آزاد بود و زن و مرد پای خطبه‌های خلیفه انتقاد می‌کردند. معاویه جلوی انتقاد را گرفت و در یکی از خطبه‌های نمازجمعه از اینکه من بین شما و زبان شما فاصله‌ای نمی‌گذارم و هرچه می‌خواهید بگویید، سخن گفت که مادامی که مزاحم مُلک و حکومت ما نباشید، آزادید هرچه می‌خواهید بگویید. درحقیقت خط قرمز آزادی، دایره قدرت و حکومت خودش بود. بنابراین با دست‌اندازی به ثروت مردم، تحریف دین خدا و جلوگیری از انتقاد و آزادی بیان، ثروت دست عده‌ای خاص و قدرت دست معاویه متمرکز شد. کسی حق چون و چرا نداشت و برخی از وعاظ و مداحانی که در خدمت خلیفه بودند، بنای تحریف دین خدا را گذاشتند.
امام حسین(ع) سال 58 که هنوز معاویه سر کار است در مراسم حج در منا خطبه‌ای در مذمت علمای دین می‌خواند که از قرآن که در آن خداوند، علمای یهود و مسیحیت را مذمت می‌کند، درس نگرفته‌اید. آنها که حرف زور می‌گفتند و مال زور می‌خوردند که همان «گفتار گناه‌آلود و ثروت بادآورده» است. امام‌حسین(ع) قبل از آنکه معاویه یا بنی‌امیه را مذمت کند، عالمان دین را مذمت می‌کند که در مقابل معاویه ساکت نشستند و چنین شجره خبیثه‌ای درست شد. ختم کلام اینکه جریان کربلا، تقابل عدل و ظلم است، تقابل عقل و جهل است و تقابل دین حقیقی با شبه‌دینی است که ابزار شده بود.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
یکشنبه, 02 شهریور 1399 07:05

عاشورا؛ حماسه‌ای انسانی

فاضل میبدی: بهره‌گیری از فلسفه عاشورا؛ مستلزم قرائت عرفی و تاریخی است. عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم گفت: قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است، اما ما امام حسین(ع) را مصادره و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است.
عاشورا مکتبی انسان‌ساز و آگاهی‌بخش است که با گذشت ۱۴۰۰ سال از آن واقعه عظیم، همچنان در ذهن و ضمیر انسان‌ها جای دارد و در متن خود پیام‌ها و دستاوردهای شگرفی را به تاریخ بشریت عرضه کره است. درباره نهضت و قیام امام حسین(ع) مباحث فراوانی مطرح شده است، هرچند که عرصه گسترده‌ای برای تحقیق و مطالعه در این خصوص وجود دارد و با هر بار اندیشیدن در رابطه با نهضت حسینی می‌توان پیام‌ها و درس‌های زیادی از آن فراگرفت که پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی باشد. خبرگزاری ایکنا در اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و پژوهشگر دینی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید:
حرکت امام حسین(ع) رازآلود نیست
قرائت قدسی از عاشورا برای انسان امروز، درس‌آموز نیست
عاشورا فقط مختص به شیعیان و مسلمانان نیست
امام حسین(ع) را مصادره کرده‌ایم
سلامتی انسان در اسلام بر هر چیزی مقدم است
شهادت برای امام حسین(ع) هدف نبود
بهره‌گیری از عاشورا مستلزم قرائت عرفی و تاریخی است
حکومت‌ها مانع فهم واقعی از عاشورا شده‌اند
 ایکنا ـ آیا نهضت امام حسین(ع) نوعی قیام به معنای مصطلح آن در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی تعریف می‌شود یا یک حرکت اصلاح‌طلبانه و اصلاح‌گرانه با رویکرد امر به معروف و نهی از منکر؟
نمی‌توان این اسم‌ها را به آن اطلاق کرد. این حرکت، یک تکلیف الهی بود که بر دوش همه مسلمانان هست، لذا زمانی که امام حسین(ع) می‌خواست از مدینه خارج شود، این مبنای کلی را از قول پیامبر(ص) نقل کرد که ایشان فرموده‌اند: «هر کس حاکم ظالمی را ببیند که حلال خدا را حرام می‌کند و تعهدات الهی را زیر پا می‌گذارد و در مقابلش نایستد، سزاوار است که در قیامت در جایگاه همان حاکم ظالم قرار بگیرد». بنابراین این‌طور نیست که اسم این حرکت را قیام بگذاریم، بلکه تکلیف الهی است و منحصر به شخص امام حسین(ع) نیز نیست و خودشان فرموده‌اند که همه بشریت را شامل می‌شود. انسان در هر کجا در مقابل پدیده‌ای مثل حکومت یزید قرار بگیرد، باید وظیفه‌اش را انجام دهد. من بر این باورم که اسم این حرکت را باید انجام تکلیف و وظیفه گذاشت و این حرکت منحصر به شخص امام حسین(ع) نیز نیست.
ایکنا ـ دیدگاهی در این زمینه وجود دارد که سید بن طاووس و دیگران مطرح می‌کنند، مبنی بر اینکه در این حرکت، امام حسین(ع) اراده و اختیاری از خودش نداشت، این تکلیف الهی بود که بر ایشان عرضه شد و مکلف بودند که همراه با خانواده در این مسیر حرکت کنند. آیا منظور شما همین دیدگاه است؟
نه من این دیدگاه را قبول ندارم و اصلاً این دیدگاه از بیانات امام حسین(ع) مستفاد نمی‌شود. نگاه‌ها به جریان کربلا به دو صورت می‌تواند باشد؛ یک حرکت رازآلود که فقط منحصر به امام حسین(ع) بوده، مثل دیدگاه سید بن طاووس و لذا حرکتی فردی، رازآلود و قدسی است و خدا می‌خواسته ایشان را این‌طور ببیند و تقدیر الهی بوده است. من معتقدم این‌طور نیست. حرکت امام حسین(ع) نه رازآلود، بلکه پدیده‌ای تاریخی است و امام حسین(ع) به عنوان عضوی از خاندان پیامبر(ص) مانند همه انسان‌ها تکلیفی الهی بر دوش دارد، یعنی در برابر ظلمی قرار گرفته که باید با آن مبارزه کند و این رازآلودگی ندارد، بلکه پدیده‌ای تاریخی است، همان‌طور که ما در برابر حکومت پیشین ایستادیم و آن را ساقط کردیم، چون ظلم می‌کرد و در مقابلش ایستادیم. امام حسین(ع) به عنوان عضوی از خاندان پیامبر(ص) در برابر یزید قرار گرفت و این دستور خداوند منحصر به ایشان نیست، برای همه بشریت است. اگر قصه تاریخی کربلا را با نگاه سید بن طاووس ببینیم، هیچ نوع آموزندگی برای بشر امروز ندارد.
نمی‌توان گفت شهادت برای امام حسین(ع) هدف بوده است. هیچ وقت شهادت برای ایشان هدف نبود. هدف، نجات انسان‌ها از ظلم یزید بود و اینکه یک نفر خودش را فدای انسان‌ها کند، امری طبیعی و عقلایی است.
ماجرای کربلا از این نظر می‌تواند برای بشر امروز آموزنده باشد که اگر انسان امروز هم در مقابل حکومتی مثل امویان قرار گرفت، همان کاری را انجام دهد که امام حسین(ع) انجام داد. اینکه بگوییم این تقدیر الهی فقط برای امام حسین(ع) بوده است که با خانواده خود در این مسیر حرکت کرده و به شهادت برسد، یعنی اگر جبر و دستور الهی بوده باشد، امتیازی برای امام حسین(ع) تلقی نمی‌شود. امتیاز آن این است که ایشان در برابر ظلم ایستاد و به تکلیف و دستور الهی عمل کرد و این دستور برای همه بشریت در طول تاریخ است.
ایکنا ـ حال که به بحث تکلیف اشاره کردید، دوگانه‌ای وجود دارد با عنوان حق و تکلیف یا رویکرد تکلیف‌مدارانه و حق‌مدارانه و این رویکرد تکلیف‌مدارانه، چندان رویکرد حق‌مدارانه را در خودش جای نمی‌دهد. فکر نمی‌کنید چنین دیدگاهی جنبه‌های دنیوی، عرفی و انسانی را از واقعه عاشورا سلب می‌کند و رویکرد عرفی‌گرایانه به نهضت امام حسین(ع) را به حاشیه می‌برد؟ شما می‌گویید واقعه عاشورا یک تکلیف بود، در این صورت آیا جنبه‌های حق‌مدارانه آن یعنی جنبه‌های انسانی و اخلاقی‌اش را نادیده می‌گیرید؟
شریعت و دین مقاصدی دارد که بخش عمده آن‌ها، دنیوی است، مثل حفظ جان انسان‌ها، نجات انسان‌ها، مبارزه با ظلم و حفظ خود شریعت. یزید، حاکمی بود که جان و کرامت انسان‌ها را تهدید می‌کرد، همان‌طور که در واقعه حرّه بعد از عاشورا مرتکب این کار شد و همچنین دین خدا را نیز تهدید می‌کرد. پس مقاصد شریعت در حال نابودی بود و امام حسین(ع) نیز به عنوان امام معصوم یا منصوب این وظیفه را دارد که در مقابل این جریان بیدادمنش بایستد. همه این‌ها قابل تحلیل است و هیچ راز و رمزی در آن نهفته نیست. اگر امام حسین(ع) به عنوان یک شخص رابطه رازگونه‌ای با خدا داشت، بحث دیگری است، ولی اینکه ایشان از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آمد و در مقابل یزید ایستاد و جنگید، ناشی از تکلیفی بود که بر دوش خود احساس می‌کرد و مرتب می‌گفت که ما وظیفه داریم در مقابل چنین جریانی بایستیم و تا مرز شهادت پیش برویم؛ ولی نمی‌توان گفت شهادت برای امام حسین(ع) هدف بوده است. هیچ وقت شهادت برای ایشان هدف نبود. هدف، نجات انسان‌ها از ظلم یزید بود و اینکه یک نفر خودش را فدای انسان‌ها کند، امری طبیعی و عقلایی است. امام حسین(ع) نمی‌خواست بگوید کشته شدن در راه دین وظیفه و حق است، بلکه می‌خواست بگوید دفاع از انسان‌ها و مبارزه با ظلم یک حق، وظیفه و تکلیف است و ایشان آن را به خوبی انجام می‌دهد؛ اسمش را هر چه می‌خواهید بگذارید.
ایکنا ـ در واقعه عاشورا، امر قدسی و امر عرفی چه نسبتی با هم پیدا می‌کنند و از این منظر، چه تحلیل‌هایی می‌توان ارائه داد؟ منظور از امر عرفی، جنبه‌های دنیوی، زمینی و اخلاقی مرتبط با انسان است و منظور از امر قدسی، نگاه متافیزیکی و آسمانی به واقعه عاشورا. اینکه نهضت امام حسین(ع) در ذیل امر عرفی می‌گنجد یا امر قدسی؟
اصل دین که منشأ آن وحی است، امری کاملاً قدسی و آسمانی محسوب می‌شود، ولی این دین و شریعت در متن تاریخ و در یک جغرافیا آمده و برای انسان‌های عرفی و زمینی پیام دارد؛ لذا متن دین به زبان عربی است. مثال‌های قرآن، عرفی است، همین‌طور نحوه تعامل پیامبر(ص) با مردم عرفی بود. ایشان با دشمنان خود می‌جنگید، شکست می‌خورد، پیروز می‌شد و این‌طور نیست که بگوییم در هر برخوردی، قدسی رفتار می‌کرده و سیره ایشان کاملاً عرفی بوده است. بر همین منوال، درست است که حرکت امام حسین(ع) منشأ آسمانی داشت، ولی برخورد ایشان با دشمن مثل تمام جنگ‌های تاریخ کاملاً عرفی بود. اگر بگوییم جریان کربلا کاملاً قدسی است، پس چرا فقط امام حسین(ع) و یاران‌شان شهید شدند و طرف مقابل از بین نرفت؟
ایکنا ـ در واقع شما معتقدید در حرکت امام حسین(ع)، امر قدسی و امر عرفی به نوعی به وحدت می‌رسند؟
اگر بخواهیم از واقعه عاشورا برای زندگی امروز بهره ببریم، باید به این واقعه، تاریخی و عرفی نگاه کنیم و این تلقی را داشته باشیم که امام حسین(ع) در پیشگاه خداوند این وظیفه را داشت که در برابر ظلم بایستد و حکومتی مثل یزید را که در لباس دین آبروی اسلام را می‌برد، رسوا کند و تا مرز شهادت هم رفت و شهید شد. اینکه بگوییم از ابتدا برای شهادت و اسارت حرکت کرد، شخصاً نمی‌توانم بپذیرم. اگر این تلقی را داشته باشیم، این حرکت منحصر به فرد، رازگونه و قدسی می‌شود و به درد بشر امروز هم نخواهد خورد، فقط باید آن را در موزه تاریخ نگاه کرد و برایش گریست.
قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است. ولی اگر بخواهیم آن را در چرخه گریه و شفاعت و وادادگی بیندازیم، فقط هویت‌بخشی به شیعه و نه حتی مسلمانان است. ما امام حسین(ع) را مصادره کردیم و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است تا پای قصه‌اش نشسته و گریه کند.
منبع اصلی آن قدسی است و حرکت امام کاملاً عرفی است. در مسیر حرکت امام حسین(ع) تا کربلا، عقل طبیعی بشری حکم می‌کند. بعضی از اصحابشان برمی‌گردند، مسلم را به عنوان سفیر به کوفه می‌فرستد تا از مردم بیعت بگیرد، ولی در نهایت به شهادت می‌رسد. اگر امام حسین(ع) یقین داشت که در کوفه چنین اتفاقی می‌افتد، مسلم را به آنجا نمی‌فرستاد. او را به این قصد فرستاد که از مردم بیعت بگیرد. امام به کربلا آمد تا وظیفه‌اش را انجام دهد، ولی وقتی می‌خواست برگردد، حر بن یزید ریاحی در مقابلش ایستاد و راه را بر او بست. امام گفت اجازه بدهید برگردم، آن‌ها گفتند بیعت کن، ایشان فرمود این کار را انجام نمی‌دهم و بین مرگ و شهادت، زندگی با ذلت را انتخاب نمی‌کنم، مرگ با عزت از زندگی با ذلت بسیار بهتر است. یا می‌گوید مرگ را سعادت می‌بینم، یعنی اگر قرار باشد بین بیعت و کشته شدن یکی را انتخاب کنم، بیعت نمی‌کنم و تا مرز شهادت پیش می‌روم‌. من حق دارم که بیعت نکنم، حکومتی که بخواهد به زور بیعت بگیرد، نباید زیر بار آن رفت، یعنی آزادی و انتخاب بشر امر بزرگ و مقدسی است که باید از آن دفاع کرد. امام حسین(ع) از اختیار و آزادی خودش دفاع کرد و هیچ‌گاه زیر بار زور نرفت.
ایکنا ـ با توجه به اینکه جهان به سمت عرفی شدن و به تعبیری سکولار شدن پیش می‌رود و جامعه و انسان مدرن با بحران‌های متعددی مثل بحران هویت، اخلاق و معنویت مواجه است، فکر می‌کنید واقعه عاشورا چه پیام و دستاوردی برای انسان و جامعه مدرن می‌تواند داشته باشد تا آن‌ها را از این بحران‌ها نجات بدهد؟
اگر این واقعه را درست قرائت کنیم، برای همه بشریت مفید است. شما به هر جای دنیا که بروید، اعم از دنیای سکولار، لائیک و دیندار، در آنجا ظلم و حکومت ظالمانه بد و عدالت و آزادی خوب است. اگر واقعه عاشورا را تقابل عدل با ظلم، عدل با جهل، تحرک با جمود و دین واقعی با دین حق‌بازی در نظر بگیریم و تحلیل کنیم، برای همه بشریت درس‌آموز است. قصه کربلا فقط برای هویت‌بخشی به شیعه و مسلمان نیست، بلکه درسی برای همه بشریت است. ولی اگر بخواهیم آن را در چرخه گریه و شفاعت و وادادگی بیندازیم، فقط هویت‌بخشی به شیعه و نه حتی مسلمانان است. ما امام حسین(ع) را مصادره کردیم و به قدری او را محدود کرده‌ایم که فقط برای شیعه خوب است تا پای قصه‌اش نشسته و گریه کند. این نوع قرائت از جریان عاشورا به نظر من یعنی محدود و کوچک کردن امام حسین(ع) که به درد بشریت و شیعه امروز هم نمی‌خورد. فقط برای این است که بگوییم می‌خواهیم برایش گریه کنیم، نذری بدهیم و شفاعت بگیریم. اگر این‌ها باشد، امام حسین(ع) را خراب کرده‌ایم، ولی اگر جریان عدل و ظلم را درک کرده و به جریان دین واقعی و حکومت دینی غیر واقعی نگاه کنیم، برای همه بشریت مفید خواهد بود، مثل قهرمانان بزرگ تاریخ که در برابر ظلم می‌ایستادند.
ایکنا ـ به بحث محدود و کوچک کردن امام حسین(ع) اشاره کردید، می‌توان گفت امروز دو نوع نگاه و رویکرد به شخصیت ایشان وجود دارد؟
تحریف کردن، نگاه مصادره کردن و هویتی است، نه نگاه حقیقت‌جویانه. اینکه مداحی بیاید و با شعرخوانی و جزع برای خودش شخصیت و هویت بسازد، به نظر من هیچ ارزش انسانی و تاریخی ندارد و فقط می‌توان به عنوان هویت‌بخشی برای عده‌ای خاص به آن نگاه کرد که متأسفانه این نگاه در میان ما در حال غلبه است، یا امسال که مسئله کرونا پیش آمده، بعضی از این روضه‌خوانان، مداحان و روحانیان گفتند که باید مجالس شفا را برگزار کنیم، ولو اینکه بر اثر کرونا کشته شویم. این بدترین نگاه به جریان امام حسین(ع) است.
ایکنا ـ در واقع می‌شود گفت امروز دو نوع نگاه به شخصیت امام حسین(ع) وجود دارد؛ یکی رویکرد ابزاری که به دنبال امروزی کردن ایشان است و رویکرد دیگری که به دنبال حسینی کردن امروز است و بیشتر کشف حقیقت و واقعیت حرکت امام را برجسته می‌کند. درست است؟
ایشان برای این به کربلا نرفت که شهید شود و ما بگوییم به هر طریقی که کشته شویم، مطلوب است. اصلاً این‌طور نیست. امام به کربلا رفت و شهید شد تا انسان‌ها سالم بمانند و از هر نوع مهلکه‌ای نجات پیدا کنند. در اسلام، سلامتی انسان بر هر چیزی مقدم است و حتی اگر سلامتی انسان با نماز و روزه و حج نیز در تعارض قرار بگیرد، بر این فرایض مقدم است. در واقع اصل دین به مثابه شریعت، نجات جسمی و روحی انسان است. هر چیزی که جسم و روح انسان را تهدید کند، باید کنار گذاشته شود. اگر برگزاری مراسم عزاداری جسم و روح انسان‌ها را تهدید کند، باید آن را کنار بگذارند، چون در این صورت خلاف هدف دین و امام حسین(ع) خواهد بود. امروز عده‌ای این قضیه را حیثیتی و هویتی ساخته‌اند، مثل اینکه بگوییم هیچ وقت با کشوری مذاکره نمی‌کنیم، برای اینکه می‌خواهیم عزت خودمان را حفظ کنیم، علاوه براین باید در نظر داشته باشیم عزت انسان موقعی حفظ می‌شود که اقتصاد، آزادی و آزادگی و امنیت شغلی‌اش درست باشد. اینکه همیشه با کشوری تنش داشته باشیم و در داخل، اقتصاد سالمی وجود نداشته باشد، تفاوت طبقاتی و مشکلات معیشتی وجود داشته باشد، کرامت انسانی مخدوش و تن‌فروشی رواج یافته باشد و ...، چگونه عزتی است؟ عزت انسان را باید رعایت این اصول قرار دهیم، نه اینکه بگوییم هدف ما این است که در مقابل کفر بایستیم، ولو به قیمت جان همه انسان‌ها. به نظر من هیچ وقت هدف اسلام این نبوده است. اینکه بگوییم عزاداری امام حسین(ع) را برگزار می‌کنیم، به هر قیمتی که باشد، در اسلام چیزی با عنوان به هر قیمتی وجود ندارد، یعنی مرز آن حفظ جان و عزت انسان است.
در رابطه با جریان عاشورا باید مسائلی را حل کنیم؛ اول اینکه منشأ این پدیده تاریخی چه بوده است؟ اگر بگوییم منشأ آن دستور و خواست خدا بوده، به نظر من فایده‌ای ندارد، ولی اگر بگوییم منشأ آن این بوده که چیزی با عنوان حکومت دینی ایجاد شده که برخی افراد در آن نفوذ کرده‌اند و از دیگران استفاده ابزاری و سوءاستفاده می‌کنند و کسی حاکم شده است که به نام دین هر کاری می‌خواهد انجام می‌دهد، یعنی منشأ زمینی و انسانی برای آن قائل شویم، این نگاه به نظر من آموزنده است.
اگر این حرکت درست قرائت می‌شد، برای حکومت‌ها خیلی خطرناک بود و یکی از عواملی که باعث تحریف یا بد قرائت شدن این واقعه شد، حکومت‌ها بودند. وقتی حکومت‌ها بخواهند جریانی را تحریف کنند، یک‌سری مداح و وعاظ را استخدام می‌کنند تا آنها قصه را برای توده مردم تحریف کنند تا همه آن جنبه تحریک احساسات داشته باشد، نه تحریک عقلانیت.
اتفاقات رخ داده در عاشورا را باید درست بشناسیم. با این حرف‌ها که ملائکه یا زعفر جنّی می‌خواستند به امام حسین(ع) کمک کنند و حرف‌هایی از این قبیل، چیزی به دست نمی‌آوریم، بنابراین باید نگاه تاریخی و درست به این جریان داشته باشیم. مسئله سوم این است که بعد از شناخت منشأ و اتفاقات جریات عاشورا، امروز این واقعه چه درسی می‌تواند برای ما داشته باشد؟ این حرکت برای امروز ما موقعی می‌تواند مؤثر باشد که دو مسئله اول را با دید عقلانی نگاه کنیم، در این صورت مسئله سوم پاسخ داده می‌شود که داستان امام حسین(ع) همانی است که مولوی در دفتر ششم مثنوی آورده، به این صورت که مولوی در روز عاشورا وارد شهر حلب می‌شود و می‌بیند مردم مشغول گریه و عزاداری‌ هستند، می‌خواست آن‌ها را امتحان کند، پرسید که چه کار می‌کنید، جواب دادند برای شخصی که ششصد سال پیش در کربلا کشته شد عزاداری می‌کنیم. مولوی از وضع و حالشان پرسید و جواب شنید که مردمانی گرسنه و بیچاره هستیم. اینجا بود که مولوی گفت: «پس عزا بر خود کنید این خفتگان/ چون که بد مرگیست این حال گران/ بر خود و دین خرابت نوحه کن/ که نمی‌بیند جز این خاک کهن». گفت به حال خودتان گریه کنید که چنین وضع و حالی دارید، حرکت ششصد سال پیش برای شما چه تأثیری داشته است. ما هم باید ببینیم که اتفاق هزار و چهارصد سال قبل در زندگی ما چه تأثیری داشته، آسیب‌های اجتماعی‌مان کمتر شده یا بیشتر و عزت مسلمانان بیشتر شده است یا کمتر، همین‌طور در مورد امنیت، معیشت، اخلاق، معنویت و ... وضعیت چگونه است؟ اگر بهتر شده، پس حرکت امام حسین(ع) برای ما آموزنده بوده، ولی اگر با همه حسین گفتن‌ها، انحطاط اخلاقی و معنوی داریم، معلوم می‌شود که هیچ ربطی به امام حسین(ع) نداریم، ولو اینکه در سال صدها و هزاران مجلس برایش برگزار کنیم.
ایکنا ـ به نظر شما در طول تاریخ چه عواملی باعث شده که اهداف و فرهنگ متعالی عاشورا در جامعه نهادینه نشود؟ چه از نگاه درون‌دینی و چه از نگاه برون‌دینی؟
به نظر من اگر این حرکت درست قرائت می‌شد، برای حکومت‌ها خیلی خطرناک بود و یکی از عواملی که باعث تحریف یا بد قرائت شدن این واقعه شد، حکومت‌ها بودند. حاکمان در تحریف جریان عاشورا نقش زیادی داشتند. وقتی حکومت‌ها بخواهند جریانی را تحریف کنند، یک‌سری مداح و وعاظ را استخدام می‌کنند تا آن‌ها قصه را برای توده مردم تحریف کنند تا همه آن جنبه تحریک احساسات داشته باشد، نه تحریک عقلانیت، چون اگر به تحریک عقلانیت کمک کند، مردم به این نتیجه می‌رسند که پس باید در مقابل ظلم و زور و استبداد ایستاد، همان‌طور که امام حسین(ع) این کار را انجام داد. ولی اگر احساسات تحریک شد، توجیه‌گر ظلم و ستم‌ها می‌شود. چون این جریان بر مبنای تقابل عدل و ظلم بوده است، حاکمان مستبد تاریخ بیشتر سعی می‌کردند این جریان را تحریف کنند و موفق هم بودند، چه کسانی که تاریخ را می‌نوشتند و چه کسانی که روضه‌اش را می‌خواندند و هر کس در این مسیر گام برمی‌داشته، بیشتر جنبه تحریک احساسات داشته، نه تحریک عقلانیت.
متأسفانه فقط عزا گرفته و گریه کرده‌ایم، ولی آموزندگی و فایده آن را برای بشر امروز نادیده گرفته‌ایم. به قول مرحوم مطهری، عوامل تحریف زیاد دارد و یکی از عوامل تحریفش همین روضه‌خوان‌ها و ملاها هستند.
منتشر شده در ویژه نامه محرم
محمدتقی فاضل‌میبدی: عدم برگزاری مراسم عزاداری محرم به دلیل کرونا، خللی در دین وارد نمی‌کند نباید مصلحت عده قلیلی که هویت صنفی آن‌ها در مراسم عزاداری است، در نظر گرفته شود. / مردم می‌توانند در خانه‌های خود زیارت عاشورا و زیارت وارث بخوانند. مردم می‌توانند در خانه‌های خود مطالعه کنند و کتاب بخوانند. با این کارها می‌توان جبران کرد؛ حتماً که نباید به جلسه و هیات رفت. قبل از حکومت صفویان و یا قبل از حکومت آل‌بویه که چنین مراسمی نبود، پس مردم چگونه این فرهنگ را حفظ می‌کردند؟
اشاره: حدود شش ماه از شیوع کرونا در کشور گذشته و این ویروس تمامی مناسبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و موجب تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها، کم رونق شدن بازارها، کاهش سفرها، لغو مسابقات ورزشی و... شده است. این بدان معناست که هرگونه تجمعی در شرایط فعلی مجاز نیست. متأسفانه آمار مرگ‌ومیر روزانه در اثر کروناویروس به بیشترین حد خود در شش ماه اخیر رسیده و روز گذشته رکورد 235 فوتی در کشور ثبت شد که جای نگرانی و تأمل دارد. در چنین شرایطی دولت خواستار برگزاری مراسم عزاداری محرم شده و رئیس‌جمهور در جلسه ستاد ملی کرونا رسماً اعلام کرده مراسم عزاداری محرم با رعایت پروتکل‌های بهداشتی برگزار می‌شود. موضوعی که با اعتراض متخصصان و کارشناسان سلامت مواجه شده است؛ دکتر مینو محرز، عضو کمیته علمی مبارزه با کرونا، برگزاری تجمعات محرم را «خطرآفرین» و «فاجعه‌آمیز» خوانده است. دکتر مسعود مردانی، دیگر عضو این کمیته نیز گفته با وضعی که کشور دارد و شاهد طغیان مجدد بیماری کروناست، «برگزاری هرگونه تجمعی جایز نیست». علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت نیز گفت: «برگزاری مراسم پرجمعیت در محرم ممنوع است.» برخی فشارها و اصرارها برای برگزاری مراسم ماه محرم در حالی صورت می‌گیرد که فریضه «حج» که عبادتی واجب و از فروع دین اسلام است، برخلاف سال‌های گذشته که با حضور میلیونی مسلمانان جهان برگزار می‌شد، امسال فقط با حضور هزار نفر از اتباع عربستان برگزار می‌شود. ستاره صبح از ابتدای هفته یادداشت‌ها و گزارش‌هایی در این خصوص منتشر کرده است. محسن حسام مظاهری، پژوهشگر مطالعات اجتماعی و آیین‌های دینی در یادداشتی که روز یکشنبه در سرمقاله ستاره صبح هم منتشر شد نوشت: «تخطی از ملاحظات و قواعد بهداشتی لازم در برگزاری عزاداری‌ها، ممکن است علاوه بر تلفات جانی، شکاف در جامعه را نیز تعمیق کند.» همچنین دکتر عماد افروغ، جامعه‌شناس و نماینده پیشین مجلس در سرمقاله روز دوشنبه ستاره صبح نوشت: «دولت لازم است به‌درستی اوضاع را کنترل و مدیریت کند و این باور را در جامعه تزریق کند که امسال ضروری است مراسم به شکل حداقلی برگزار شود.» در همین راستا خبرنگار ستاره صبح به سراغ حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، استاد دانشگاه مفید و از روحانیون نواندیش دینی رفت تا نظرات او را پیرامون اولویت‌های دینی در ماه محرم جویا شود. مشروح گفت‌وگوی مصطفی صباغ، روزنامه‌نگار با این استاد حوزه و دانشگاه را در ادامه می‌خوانید.
‌ ‌این که به نام دین احتمالا افراد را بیمار کنیم یا به کام مرگ بکشانیم، اتفاق بسیار بدی است عده‌ای طوری وانمود می‌کنند که گویی با تعطیلی مراسم عزاداری بناست دین از پا دربیاید عزاداری‌های امروز ما، به دلیل وجود انحراف و خرافات، بدون کرونا هم بدون آسیب نیست
حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، استاد حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با ستاره‌صبح گفت: «مردم و ملت ایران ادای احترامی که نسبت به امام حسین دارند به دلیل ظلم‌ستیزی و برای این است که جان خود را در راه آرمان‌های انسانی داد و در تاریخ چنین حرکت و مبارزه‌ای کمتر دیده‌شده است. ولی اگر خواسته باشیم اسلامی و دینی به ماجرا نگاه کنیم، این است که اگر چیزی در دین ما در تعارض با جان انسان بود و سلامتی انسان را تهدید کرد، حفظ سلامتی و جان انسان بر هر چیزی مقدم است و هر حکم دینی اگر در تعارض با جان و سلامتی انسان باشد باید تعطیل شود.»
اهمیت جان و سلامتی
این استاد حوزه در ادامه صحبت‌های خود تاکید کرد: «حتی اگر انسان احتمال این مسئله را بدهد که جان و سلامتی اش در خطر است، نباید روزه بگیرد. حتی اگر انسان در وقت نماز احتمال بدهد که سقف خراب می‌شود، نباید نماز بخواند بلکه باید به‌جای دیگر برود. جان انسان در دین اسلام بسیار مهم است و این ترس عقلایی است. در حج نیز اگر احتمال خطر بدهید، باید حج را برای حفظ جان خود تعطیل کنید. همان گونه که مراسم حج امسال نیز در عربستان بسیار محدود شده است. بنابراین باید گفت مراسم عاشورا نیز ضمن اینکه برای ما ایرانیان بسیار مهم است، عملی مستحبی است و واجب نیست. اگر نظر کارشناسان بر این باشد که ممکن است و احتمال دارد در عزاداری‌ها و احیای مراسم شیوع بیماری بیشتر شود، می‌توان گفت حتی برگزاری آن نه‌تنها مستحب نیست، بلکه حرام است. چون احتمال شیوع زیاد است و نباید برگزار کرد.»
تجمعات محرم
حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی تاکید کرد: «من از رئیس‌جمهور محترم تعجب می‌کنم. چرا به‌گونه‌ای صحبت کردند که ما حتما مراسم محرم را برگزار می‌کنیم و از شرط زدن ماسک گفتند؟ امروز در روستاها چه کسی ماسک می‌زند؟ اصلاً چه کسی ماسک گیرش می‌آید؟ افراد زیادی در جامعه حتی پول خرید ماسک ندارند. نیمی از مردم به هر دلیل از ماسک استفاده نمی‌کنند. حتی در پایتخت که شهر پیشرفته‌ای است، بسیاری از مردم ماسک نمی‌زنند. ضمن آن که رسم و رسوم این ماه به گونه‌ای است که در ماه محرم مراسم عزاداری، آشپزی و سایر مراسمات برگزار می‌شود و مردم در تکایا و حسینیه‌ها در کنار هم می‌ایستند یا می‌نشینند و غذا می‌خورند؛ درنتیجه کنترل جمعیت مشکل است و حفظ پروتکل‌های بهداشتی در چنین وضعیتی بسیار سخت است. بنابراین نباید اجازه داد مراسم به هر قیمتی برگزار شود و به نظر من باید این فضا را در نظر گرفت، چون این که به نام امام حسین و به نام دین هزاران انسان را بیمار کنیم و تعداد زیادی را به کام مرگ بکشانیم، اتفاق بسیار بدی است.»
بدبینی نسبت به دین
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به این پرسش خبرنگار ستاره صبح مبنی بر این که حضور بخشی از اقشار جامعه در مراسم محرم بدون رعایت ضوابط و پروتکل‌های بهداشتی، چقدر ممکن است تصویر دین و مذهب را در جامعه تضعیف کند، گفت: «اگر چنین اتفاقی بیفتد و قوانین بهداشتی رعایت نشود و اصول زیر پا گذاشته شود و آمار ابتلا و فوتی‌ها بالا برود، بدبینی و یاس ایجاد می‌کند؛ به‌ویژه برای جوانان و تحصیل‌کرده‌ها که دین را پکیجی برای سعادت انسان می‌شناسند. به عقیده من دولت و روحانیون و رسانه‌ها باید تبلیغ کنند این مراسم مستحب است و تعطیلی آن برای حفظ سلامتی انسان‌ها هیچ اشکالی ندارد. عده‌ای مسئله را جوری تبلیغ می‌کنند که گویی با تعطیلی این مراسم بنا است دین از پا دربیاید. البته به عقیده من این مراسم حتی بدون کرونا نیز به دلیل شکل و شیوه برگزاری و برخی مداحان و مداحی‌ها در سال‌های اخیر، باعث وهم نسبت به دین و انحراف نسبت به اصول اخلاقی دین شده و می‌شود و حالتی بسیار بدبینانه ایجاد می‌کند و به‌نوعی ترویج خرافات است. عزاداری‌های ما امروز بدون کرونا هم آسیب‌دیده است چه برسد به اینکه کرونا نیز باشد و عده‌ای گرفتار شوند قطعاً آسیب‌پذیرتر خواهد شد.»
فرهنگ ظلم‌ستیزی
حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی در ادامه با اشاره به این که فرهنگ عاشورایی از بین نمی‌رود، افزود: «فریضه حج از مراسم عاشورا واجب‌تر است، اما امسال حج تعطیل شد. با وجود آن که دعوت به حج در قران آمده است و از فروع دین به شمار می‌رود، ولی با تعطیلی امسال، خللی به این فرهنگ دینی وارد نمی‌شود. زمانی خلل وارد می‌شود که ما به نام دین کاری انجام بدهیم که جان انسان‌ها را تهدید کند. متأسفانه عده‌ای دین را به‌گونه‌ای ترویج کرده‌اند که فکر می‌کنیم اساس و پایه اسلام حفظ این نوع شعائر است. هدف اسلام حفظ جان انسان‌ها و کرامت انسان‌ها و سلامتی انسان‌ها و راحتی انسان‌ها است؛ هدف دین این است و اگر این موارد به خطر بیفتد، اسلام به چه دردی می‌خورد؟ شعار مهم اسلام و قرآن، تحقق عدالت اجتماعی است تا در جامعه عدالت محقق شود. ما این روزها حرکت‌های زیادی را برخلاف عدالت اسلامی می‌بینیم و ناراحت نیستیم و می‌گوییم مسئله‌ای نیست. به نظر من تحقق عدالت در جامعه بسیار مهم‌تر از این شعائر است؛ چون امام حسین (ع) دعوایی شخصی یا قوم و قبیله‌ای با یزید نداشت که بخواهد جان خود و خانواده و اصحابش را در این راه فدا کند؛ بلکه مسئله عاشورا تقابل عدل و ظلم بود. دستگاه امویان دستگاه ظلم بود و امام حسین در مقابل آن ایستاده است. مگر ظلم چیست؟ اگر ما نتوانیم در خصوص کرونا مدیریت داشته باشیم و نتوانیم کنترل کنیم ظلم کرده‌ایم. و ظلم چیزی است که امام با آن مبارزه کرده است.»
راه‌های جایگزین
این روحانی نواندیش دینی در ادامه در پاسخ به این سوال که افرادی که دل در گرو دین و باورهای دینی داند، از چه راه‌های جایگزینی می‌توانند فرهنگ عاشورایی را حفظ کنند، یادآوری کرد: «مردم می‌توانند در خانه‌های خود زیارت عاشورا و زیارت وارث بخوانند. مردم می‌توانند در خانه‌های خود مطالعه کنند و کتاب بخوانند. با این کارها می‌توان جبران کرد؛ حتماً که نباید به جلسه و هیات رفت. قبل از حکومت صفویان و یا قبل از حکومت آل‌بویه که چنین مراسمی نبود، پس مردم چگونه این فرهنگ را حفظ می‌کردند؟ اتفاقا در زمان ائمه معصومین نه هیئت و نه عزاداری بود، کجا مردم تکیه داشتند و حسینیه‌ها کجا بودند؟ این موارد از قرن‌های بعدی، به خصوص از دوران صفویه اضافه شد که آنان می‌خواستند برای ایستادن در مقابل عثمانی‌ها، فرهنگ شیعی را به اشکال نمادین درآورند تا مردم را پایبند به شیعه کنند. تاریخ به این صورت است. بنابراین هیچ لزومی ندارد ما حتما در مراسم عزاداری شرکت کنیم.»
منطق به جای مصلحت
حجت‌الاسلام فاضل‌میبدی در پایان در پاسخ به این سوال که اگر دولت با فشار اقشاری در معذوریت قرار بگیرد چه راهکاری پیش رو خواهد داشت، تاکید کرد: «دولت باید تابع منطق باشد و نه مصلحت. ما باید مصلحت جامعه و مصلحت کل ملت را منظور کنیم. مردم نیز راضی به رخ دادن اتفاقات بد نیستند. نباید مصلحت عده قلیلی را که کسب و هویت صنفی آن‌ها در زنده ماندن این مراسم است در نظر گرفته شود. شیوع دادن یک ویروس خطرناک به مصلحت مردم و جامعه نیست. رئیس‌جمهور در این مورد باید محکم بایستد و بگوید هر چه کارشناسان گفته‌اند باید انجام شود، نه اینکه خود ترویج کننده باشد. وزارت بهداشت با کارشناسانش باید نتیجه‌گیری کنند و نظر بدهند. تجربه نشان داده است برگزار شدن این مراسم در چنین شرایطی به مصلحت نیست. ازاین‌رو باید قرنطینه را حفظ کرد و سلامت جان انسان‌ها را تضمین کرد.» در پایان لازم به یادآوری است که کمیته اطلاع‌رسانی ستاد ملی مدیریت و مقابله با کرونا، با توجه به نزدیک شدن ایام محرم و برگزاری آیین‌های سوگواری سیدوسالار شهیدان، اطلاعیه‌ای را با تاکید ویژه بر رعایت «دقیق و کامل دستورالعمل‌های بهداشتی از سوی مردم، سخنرانان و مسئولان هیئات مذهبی، تکایا و حسینیه ها» در ایام ماه محرم منتشر کرد.
منتشر شده در گفتار
صفحه1 از54
بازگشت به بالا