آیت الله موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم معتقد است که لازمه سیاست اخلاقی، صداقت و امانت‌داری است و کسانی که در سیاست، اخلاق را رعایت نمی‌کنند به دلیل قدرت‌طلبی و دنیاطلبی است.
آیت‌الله سیدحسین موسوی‌تبریزی در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، درباره رابطه اخلاق و سیاست، اظهار کرد: در اسلام نه فقط در سیاست، بلکه در همه شئون زندگی، اخلاق که بیانگر انسان و جامعه خوب و مطلوب است، باید مورد توجه قرار گیرد؛ مثلاً در بحث معاملات به اخلاق یعنی رعایت راستگویی، حقیقت‌گویی، امانت‌داری، انصاف و مروت بین خریدار و فروشنده تأکید شده است.
وی ادامه داد: سیاست در مقایسه با بحث معاملات، دربرگیرنده زندگی اقشار مختلف جامعه است، بنابراین در این حوزه بر اخلاق بسیار تأکید شده است، چون اگر در معاملات دروغی گفته شود، به یک شخص و یا یک خانواده آسیب وارد می‌شود، ولی اگر در عرصه سیاست دروغی گفته شود، به یک جامعه آسیب می‌زند. نگفتن واقعیت‌‌ها به جامعه باعث عقب ماندن آن می‌شود. به همین دلیل، بر رعایت اخلاق در مناسبات فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأکید شده است.
آیت‌الله موسوی‌تبریزی بیان کرد: بحث اخلاق در سیاست در آیات قرآن، آموزه‌های نهج‌البلاغه و روایات بسیار تأکید شده است، چون این موضوع با بحث حق‌الناس مرتبط است و حق‌الناس نیز در زندگی یک ملت تأثیر دارد.
وی ادامه داد: در اسلام، مدارا نکردن در عرصه سیاست نه تنها ممنوع، بلکه یکی از گناهان است، چون به کرامت انسان آسیب می‌زند. برای اینکه سیاست ما اخلاقی شود، ابتدا باید ارزش‌های اخلاقی مثل صداقت و امانت‌داری را در وجود خود نهادینه کنیم و نسبت به ارزش‌ها معتقد باشیم. در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «خداوند لعنت می‌کند کسی را که در جایگاهی قرار می‌گیرد که شایسته او نیست». کسی که شایسته سمتی نیست و نمی‌تواند آن را مدیریت کند، ولی در آن حضور پیدا می‌کند، لعن خداوند بر او وارد می‌شود.
آیت‌الله موسوی‌تبریزی افزود: انسان بیش از هر کس دیگری خود را می‌شناسد، بنابراین باید ببیند در جایگاهی که می‌خواهد قرار گیرد، شایستگی، علم، قدرت و توان امانت‌داری دارد و یا صرفاً از روی هوای نفس و قدرت‌طلبی می‌خواهد کاری را قبول کند. بنابراین کسی که در جایگاهی قرار می‌گیرد که شایسته او نیست، باید بداند که طبق روایات، آن جایگاه برای او آتش جهنم می‌شود. هر کسی که سمتی را برعهده می‌گیرد، باید نسبت به حقوق مردم امانت‌دار باشد، البته برخی نیز متدین‌اند، ولی مدیریت کردن بلد نیستند، چنین کسانی باید آن سمت را رها کنند، ولی اگر در آن کار ماندند، به نوعی خیانت کرده‌اند.
 آیت‌الله موسوی‌تبریزی در پایان تصریح کرد: کسانی که در سیاست اخلاق را رعایت نمی‌کنند، فرقی نمی‌کند مثل من عمامه‌دار باشند یا نه، قطعاً چنین کسانی از جهل، دنیاطلبی و قدرت‌طلبی این کار را می‌کنند و اسلام را فراموش کرده‌اند و به خاطر دنیا همه چیز خود را فروخته‌اند. انقلاب اسلامی انقلاب اخلاقی بود و بنابراین نظام ما باید نظام اخلاقی، دینی و توأم با تقوا باشد، ولی وقتی هوای نفس بر ما حاکم شود، انصاف و مروت از بین می‌رود و یزیدی می‌شویم.
سروش محلاتی: حق قضاوت درباره افراد را نداریم.
استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم با بیان اینکه به صورت جزئی و موردی حق قضاوت درباره افراد را نداریم و نمی توانیم بیماری آنها را به معصیت پیوند بزنیم، گفت: علم، دانش و آگاهی ما در علل و عواملِ بروز حوادث کافی نیست، برای هر یک از این حوادث طبیعی علل طبیعی و غیر طبیعی مختلفی می تواند وجود داشته باشد به عنوان مثال شخصی بیمار می شود، ما چگونه می توانیم تشخیص دهیم که این بیماری علاوه بر علل و عوامل عادی و طبیعی ناشی از گناه و معصیت اوست! فقط خدا می داند و اولیای الهی به اذن الهی می توانند اطلاع پیدا کنند که در اینجا یک علت غیر مادی و طبیعی هم در بیماری موثر بوده است.
حجت الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی در گفت وگو با شفقنا، در پاسخ به این پرسش که آیا می توان گفت بیماری به ویژه بیماری کرونا که بسیار شیوع یافته، بلایی از جانب خداوند و حاصل گناهان انسان هاست؟ اظهار کرد: برخی از ما انسان ها متاسفانه خود را مجاز به داوری ماورایی درباره دیگران می دانیم مثلاً اگر فرد بیماری را ببینیم که در شدت بیماری قرار گرفته، بیماری او را ناشی از فسق، فجور، معصیت و گناه او تلقی می کنیم. در مقوله غیر از سلامت یعنی حوادث و وقایع طبیعی هم این موضوع بعضا دیده می شود. کسی گرفتار بلا و مصیبت می شود و عزیزی را از دست می دهد، برخی از ما تحلیل و داوری ماورایی می کنیم و این بلا را منتسب به گناه او می نماییم یا وقتی خشکسالی رخ می دهد آن را ناشی از معصیت انسان ها می شماریم و انسان ها را محکوم می کنیم.
حق نداریم حادثه بدی که برای کسی اتفاق می افتد را ناشی از فسق و فجور او بدانیم
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اسلام اجازه چنین داوری را به ما می دهد و ما حق داریم انسان هایی را متهم کنیم؟ گفت: ابتدا باید بیان شود که البته علل و عوامل غیر طبیعی هم در اتفاقات طبیعی موثر هستند یعنی عملکرد ما انسان ها هم در سرنوشت، سلامت، بیماری، رفاه و معیشت ما و حتی در نزولات آسمانی تأثیر می گذارد، از این جنبه تردیدی وجود ندارد که هم علل و عوامل مادی و طبیعی و هم علل و عوامل غیر طبیعی در حوادث و وقایع تأثیر دارد، به عنوان مثال هر انسان مومنی به تأثیر دعا اعتقاد دارد و تأثیر دعا، تأثیر یک عامل غیر طبیعی است که می تواند موجب شفا و عافیت شود یا موجب رفع بلا و مصیبتی گردد، ولی نکته این است که حتی با قبول این مبنا، ما به صورت جزئی و موردی حق قضاوت درباره افراد را نداریم و نمی توانیم بیماری آنها را به معصیت پیوند بزنیم. درباره جامعه، این حق را نداریم که بگوییم خشکسالی در این منطقه ناشی از گناه انسان هاست؛ حق نداریم حادثه بدی که برای کسی اتفاق می افتد و عزیزی را از دست می دهد، آن را ناشی از فسق و فجور او بدانیم.
استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم ادامه داد: جهت اینکه ما حق چنین داوری را نداریم، این است که علم، دانش و آگاهی ما در علل و عواملِ بروز این حوادث کافی نیست، برای هر یک از این حوادث طبیعی علل طبیعی و غیر طبیعی مختلفی می تواند وجود داشته باشد به عنوان مثال شخصی بیمار می شود، ما چگونه می توانیم تشخیص دهیم که این بیماری علاوه بر علل و عوامل عادی و طبیعی ناشی از گناه و معصیت اوست! فقط خدا می داند و اولیای الهی به اذن الهی می توانند اطلاع پیدا کنند که در اینجا یک علت غیر مادی و طبیعی هم در بیماری موثر بوده است مثلاً ناراحتی پدر و مادر و نفرین آنها موجب یک حادثه و رخداد ناخشنود کننده برای فرزند آنها یا بیماری آنها شده است لذا ما در این زمینه حق داوری کردن نداریم. مگر پیغمبر اکرم(ص) فرزند خود ابراهیم(ع) را از دست نداد، مگر می توان گفت که این مصیبت از دست دادن فرزند ناشی از یک علت غیر مادی و طبیعی بود و خدای ناکرده معصیت و گناهی وجود داشت که این عمل، انتقام الهی تلقی می شد، هرگز چنین تصوری را درباره پیغمبر نمی توان داشت.
اینگونه داوری ها ناپسند است و نوعی سوء استفاده از دین در آن وجود دارد
سروش محلاتی بیان کرد: اینگونه داوری ها ناپسند نیست و نوعی سوء استفاده از دین در آن وجود دارد. به یاد بیاوریم داوری جاهلانه و مغرضانه ای که یزیدبن معاویه نسبت به امام حسین(ع) و خانواده حضرت داشت لذا وقتی کاروان اسرا به شام وارد شدند، یزید به امام سجاد(ع) خطاب کرد و این آیه را خواند «ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ؛ این یک مصیبت است و این مصیبت محصول و نتیجه رفتار خود شماست»، آیا می توان این آیه را برای هر مصیبتی به کار برد؟ آیا هر شخصی را براساس این آیه می توان محکوم کرد که مصیبت تو در اثر اعمال ناشایسته توست؟ امام سجاد(ع) در مقابل یزید او را تخطئه کردند و فرمودند: ما مصداق این آیه نیستیم و مصداق آیه دیگری هستیم.
وی در ادامه به ضرورت شکر و سپاس خداوند در زمان سلامتی و بیماری تأکید کرد و گفت: شخصی که سلامت خود را از دست می دهد و دچار بیماری و کسالت می شود، این بیماری وظایفی را موجب می شود؛ در حقیقت در قبال بیماری وظیفه ای پزشک برای معالجه دارد، وظیفه ای انسان های دیگر برای کمک کردن به بیمار و تخفیف آلام او دارند و غیر از این دو وظیفه، وظیفه ای هم شخص بیمار نسبت به خود دارد. بیمار باید برای درمان خود تلاش کند و وظیفه ای برای معالجه دارد.
در شرایط بیماری و کسالت هم باید شکر الهی را در زبان و دل داشته باشیم
استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در پاسخ به این پرسش که چگونه باید با بیماری برخورد و تعامل داشت؟ تصریح کرد: بیمار باید بیماری را برای خود یک نعمت الهی ببیند که در پرتو این نعمت، خداوند الطاف تازه ای شامل حال او می کند، الطاف ویژه ای که در زمان سلامت چه بسا برای او وجود نداشت لذا انسان همانگونه که در شرایط صحت و سلامت لازم است حمد و سپاس الهی را به جا می آورد، در شرایط بیماری و کسالت هم باید شکر و سپاس الهی را در زبان و دل داشته باشد. به نظرم یکی از بهترین اسناد و مدارکی که در این زمینه وجود دارد، دعای ۱۵ صحیفه سجادیه با عنوان دعای امام سجاد(ع) در هنگام بیماری و یا گرفتاری های دیگر است «کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا مَرِضَ»
سروش محلاتی در بررسی دعای ۱۵ صحیفه سجادیه، افزود: در این دعا آمده است: «اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرَّفُ فِیهِ مِنْ سَلَامَهِ بَدَنِی، وَ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا أَحْدَثْتَ بِی مِنْ عِلَّهٍ فِی جَسَدِی؛ خدایا تو را حمد و سپاس می گویم آنگاه که از سلامت در بدن برخوردارم و همچنین حمد و سپاس تو را می گویم در هنگامی که گرفتار بیماری می شوم» ولی نکته جالب توجه ادامه این دعاست که امام سجاد(ع) در درگاه الهی چنین مناجات و عرض می کند «فَمَا أَدْرِی، یَا إِلَهِی؛ پروردگار نمی دانم و ای کاش می دانستم» أَیُّ الْحَالَیْنِ أَحَقُّ بِالشُّکْرِ لَکَ؛ در کدام یک از این دو حالِ سلامت و بیماری، باید شکر بیشتری را داشته باشم. سپس امام سجاد(ع) این دو حال را توضیح می دهند، «الَّتِی هَنَّأْتَنِی فِیهَا طَیِّبَاتِ رِزْقِکَ، وَ نَشَّطْتَنِی بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِکَ ؛ در زمان سلامتی به دلیل سلامت از روزی های تو استفاده می کنم و رزق پاک تو را بهره می برم، نشاط دارم و از این نشاط برای کار صالح و شایسته بهره می برم، توان دارم و این توانم را در راه طاعت تو و خدمت به مردم به کار می گیرم نَشَّطْتَنِی بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِکَ وَ فَضْلِکَ، وَ قَوَّیْتَنِی مَعَهَا عَلَى مَا وَفَّقْتَنِی لَهُ مِنْ طَاعَتِکَ؛ پس باید در زمان سلامت سپاس الهی را داشت.»
 الهیات، سلامت فضای معنوی را فراهم می آورد
وی درباره دلیل حمد و سپاس خداوند در زمان بیماری نیز گفت: امام سجاد(ع) می فرمایند؛ علت و بیماری هم نعمت الهی است، «أَمْ وَقْتُ الْعِلَّهِ الَّتِی مَحَّصْتَنِی بِهَا؛ اولاً پروردگارا دلم را با بیماری پاک کردی، آلودگی ها، قساوت ها، غرورها، کبرها و عداوت هایی که در شرایط عادی انسان و غفلت ها وجود دارد، در زمان بیماری و خلوت همه آنها در هم شکسته می شود و انسان به خود برمی گردد. رقت و عطوفت قلب و توجه به نفس پیدا می کند. وَ النِّعَمِ الَّتِی أَتْحَفْتَنِی بِهَا، تَخْفِیفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَیَّ ظَهْرِی مِنَ الْخَطِیئَاتِ؛ نعمت دیگر در دوران کسالت و بیماری توجه و تفضل الهی است که بار گناه را از انسان بر می دارد و انسان را پاک می کند وَ تَطْهِیراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِیهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ؛ انسان را آماده برای توبه و بازگشت قرار می دهد.»
سروش محلاتی در پایان گفت: الهیات، سلامت فضای معنوی که موجب آرامش خاطر برای انسان بیمار است را فراهم می کند، آرامش درونی نیاز ضروری در دوران بیماری است که به اتکای لطف الهی تحقق پیدا می کند.
حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت چهلمین روز درگذشت آیت‌الله صانعی(ره)، در گفت‌وگو با «مردم‌سالاری آنلاین» با اشاره به اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی(ره) چند ویژگی داشتند که این ویژگی‌ها ایشان را برجسته کرده بود گفت: ایشان روستا زاده بودند و علیرغم اینکه پدرشان روحانی بود، اما خصلت مردمی بودن، روستایی بودن و عاطفی بودن را حفظ کرده بودند، برخورد ایشان با مردم بسیار مهربانانه بود و به همین دلیل همه دوستشان داشتند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی در ادامه با بیان اینکه داشتن حریت فکری و شخصیتی روی نظر و فتواهای ایشان تاثیر می‌گذاشت افزود: آدمی که مردمی باشد و از خانواده‌های اشرافی نباشد، حقوقا و فکرا آزادتر هم هست. این آزادی روی افکار ایشان تاثیر گذاشته بود و نظرات مفیدی داشتند که دلیلش همان استقلال فکری بود.
وی با تاکید بر اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی زود درس حوزه را شروع کرده بودند، اما چون استعداد و هوش فوق‌العاده‌ای داشتند، خیلی زود به مرحله اجتهاد رسیده بودند افزود: ایشان در فلسفه شاگرد آیت‌الله منتظری(ره) و در فقه شاگرد آیت بروجردی(ره) و حضرت امام(ره) بودند و بسیار از حضرت امام(ره) تاثیر پذیرفته بودند.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه استقلال و آزادگی که در امام(ره) بود در آیت‌الله صانعی(ره) هم وجود داشت افزود: بعد از انقلاب هم ایشان جوانترین مجتهدی بودند که از طرف حضرت امام(ره) منصوب شدند، ایشان هم سابقه عضویت در شورای نگهبان را در کارنامه خود دارند و هم دادستان کل کشور بوده‌اند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی افزود: آیت‌الله صانعی(ره) در مسائل علمی بسیار کنجکاو و پیگیر بودند. با اینکه سن بیشتری از ما داشتند و بیمار بودند، ولی زمانی که مساله علمی مطرح می‌شد، موشکافی می‌کردند، تجزیه و تحلیل می‌کردند و دقیق می‌شدند، به منابع مختلف مراجعه می‌کردند تا به جواب برسند؛ خودشان هم می‌گفتند «اگر شب قبل از خواب مساله‌ای در ذهنم جرقه بزند تا آن مساله را حل نکنم خوابم نمی‌برد.»
 این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه مرحوم آیت‌الله صانعی در حوزه کم‌نظیر بود، خاطرنشان کرد: ایشان مدت زیادی در حوزه تدریس کرده بودند، جوانترین مجتهدی بودند که درس خارج فقه را شروع کرده بودند و شاگردان بسیاری هم داشت، من قبل از انقلاب در سال 54 از شاگردان ایشان بودم.
وی همچنین تاکید کرد: ایشان از انسان‌هایی بودند که استقلال و شخصیت خودشان را حفظ کرده بودند و بعد از انقلاب هم تا زمانی که احساس کردند می‌توانند کار بکنند، در مسئولیت‌ها ماندند و مسئولیت پذیرفتند، موقعی که حس کردند در حوزه مفیدتر هستند به حوزه رفتند و درس را شروع کردند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی با اشاره به اینکه در سال‌های اخیر به دلیل استقلال و حریت فکری جفاهای زیادی به ایشان روا داشته شد، گفت: ایشان در این شرایط هم استقلال خود را حفظ کرد، اگر احساس می‌کردند کسی به هر دلیلی مظلوم واقع شده از او حمایت می‌کردند، لذا نسبت به حقوق افراد خیلی توجه داشتند.
وی افزود: مسائلی هم که راجع به حقوق زنان عنوان کردند، بسیار راه را باز کرده بود؛ مسائلی که مربوط به زن در این روزگار هست، در فقه قدیم مطرح بوده و الان قابل طرح نیست؛ ایشان تلاش کردند این موضوع را حل کنند و در مبنای خودشان هم حل کرده بودند، مانند مساله دیه، حق طلاق، حق حضانت و مسائل دیگری که ایشان مطرح و حل کرده بودند تا فقه ما در این روزگار از این منظر مورد تمسخر و توهین قرار نگیرد. ولی متاسفانه گاهی هنوز نگاهی که در فقه به زن هست، نگاه پانصد سال پیش است. اما ایشان فکرشان به روز بود و مسائل را به روز نگاه می‌کرد و در این زمینه موفق ‌هم بودند.
حجت‌الاسلام فاضل میبدی با بیان اینکه ایشان مردمی بودند خاطرنشان کرد: هیچوقت برای خودشان تشریفاتی درست نکردند و هرکسی می‌خواست به راحتی می‌توانست به ایشان دسترسی داشته باشد، همه می‌توانستند در دفترشان رفت و آمد کنند، سوال بپرسند و با ایشان دیدار داشته باشند. برای من خیلی جالب بود، مرجعی مانند ایشان در دفتری ساده می‌نشستند، بدون هیچ تشریفاتی، درب دفتر باز بود و همه راحت رفت و آمد می‌کردند. خودشان پیش نماز می‌شدند و به مردم پاسخگو بودند. اخلاق این است که انسان بتواند مردم را از خود راضی نگه دارد، آیت‌الله صانعی(ره) در این کار موفق بودند.
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در پایان با تاکید بر اینکه ویژگی اخلاقی دیگر ایشان حریت اخلاقی و شخصیتی بود افزود: اینکه انسان خود را به قدرتی نفروشد، متکی به قدرت خود باشد چیز کمی نیست، ایشان ظلم ستیز بودند و اگر حس می‌کردند کسی مورد ظلم واقع شده، سعی می‌کردند تا آن شخص از مظلومیت بیرون بیاید.
موسویان: از شخصیت های مذهبی که گرایشات خاصی دارند دعوت نکنید/ در انتخاب موضوعات مذهبی موفق نبودید.
شفقنا- در سطح نخبگان  و جامعه نسبت به عملکرد صدا و سیما در برخی برنامه های مذهبی به ویژه انتخاب سخنرانان یا مداحان انتقاداتی و از جمله درباره کیفیت برخی برنامه ها، سطح سواد برخی سخنرانان و غلبه گرایش سیاسی در انتخاب ها، انتقاداتی مطرح می شود و این دیدگاه وجود دارد که بعضا دیدگاه هایی  شاذ  و مبتنی بر تفسیر شخصی بیان می شود که از استحکام لازم برخوردار نبوده و موجب سوء برداشت و یا ایجاد شبهه در جوانان نسبت به محکمات دینی و روحانیت می شود.
حجت الاسلام و المسلمین سیدابوالفضل موسویان در گفت وگو با شفقنا، درباره خصوصیات و ویژگی های شخصیت های مذهبی دعوت شونده به صدا و سیما به خصوص از نظر سواد تحصیلی، رفتار اجتماعی و سیاسی، و قدرت بیان و دقت در انتخاب مطالب و اتقان محتوا، اظهار کرد: نکته حائز اهمیت که باید به آن توجه داشت این است که صدا و سیما با سایر تریبون ها متفاوت است، زمانی شخصیت یا کارشناس مذهبی در مسجد یا سالن اجتماعات سخنرانی می کند و مشخص است مخاطبین وی از چه گروهی و جمعیتی و با چه آگاهی و اطلاعاتی و گرایش های خاص هستند، اما مخاطبین صدا و سیما از نظر دینی، مذهبی و سطح معلومات بسیار متنوع هستند، از شخصیت های بزرگ، دانشمندان و محققین تا افراد عام و حتی مخالفین دینی و عقیدتی مخاطب صدا و سیما هستند بنابراین آنچه یک شخصیت مذهبی در این رسانه ملی بیان می کند در سطح وسیعی بازتاب دارد.
آنچه در صدا و سیما پخش می شود واکنش ها، حواشی و اثرات خود را بر جای می گذارد
وی ادامه داد: ممکن است برخی بیان کنند که در حال حاضر صدا و سیما به دلیل عملکردش مخاطب چندانی ندارد، به فرض که چنین هم باشد، اما شاهد بودیم که گاهی برخی از افراد، قسمتی از یک سخنرانی انجام شده در صدا و سیما را استخراج می کنند و آن را در سطح وسیعی منتشر می کنند که واکنش ها، حواشی و اثرات خود را بر جای می گذارد بنابراین این چنین نیست که مطالب در صدا و سیما تنها برای عده خاصی مطرح شده باشد بلکه از طریق فضای مجازی صدها نفر بیننده خواهد داشت؛ وقتی با یک مخاطب این چنینی مواجه هستیم طبعاً باید احتیاط لازم را به ویژه در مورد مسایل مذهبی داشته باشیم.
سخنان سخنرانان مذهبی نباید موجب تمسخر دین یا سستی اعتقادات عده ای شود
موسویان گفت: سخنرانان مذهبی که در صدا و سیما حضور پیدا می کنند نباید صرفاً به مسایل عرفی بپردازند بلکه باید همه جهات موضوعات را مدنظر داشته باشند و موجب آبروی اسلام و تشیع باشند، به گونه ای سخن بگویند که افراد از صحبت های او برداشت های متفاوت و آنچنانی نداشته باشند و موجب تمسخر نشود یا احیاناً انحراف یا سست شدن عده ای را در پی نداشته باشد، از سوی دیگر مسئولین صدا و سیما هم در این زمینه دقت داشته باشند و در انتخاب افرادی که مسایل دینی و مذهبی را تبیین می کنند کاملاً مراقب باشند و حساسیت بیشتری به خرج دهند.
از افرادی که گرایشات خاصی دارند دعوت نکنید
وی به ویژگی های لازم شخصیت هایی که به صدا و سیما دعوت می شوند، اشاره و بیان کرد: افرادی که نمی توانند خود را کنترل کنند و احیاناً تحت تأثیر احساساتی واقع می شوند یا گرایشات خاصی پیدا می کنند یا گرایشات خاصی دارند، نباید به  صدا و سیما دعوت شوند چه بسا این افراد گاف هایی دهند که بعدها خودشان هم گرفتار بعضی از این مسایل شوند.
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم اظهار کرد: حتی در سطوح دیگر هم سخنرانان باید بسیار مراقب سخنان خود باشند، شاهد بودیم که چندی پیش در نماز جمعه سخنی گفته شد که انعکاس وسیعی پیدا کرد و به واسط همین سخن به برخی از مسایل دامن زده شد. نباید گمان کنیم در گوشه ای صحبت می کنیم و سخن ما به گوش کمتر کسی می رسد، هر زمان در هر مکانی که خواستیم صحبتی کنیم ابتدا این اصل را در نظر بگیریم که این سخنی که بیان می کنیم به گوش بسیاری خواهد رسید.
برخی شخصیت های مذهبی در صدا و سیما از روایاتی استفاده می کنند که ضعیف هستند 
موسویان با بیان اینکه سخنرانان مذهبی صدا و سیما به دلیل مخاطب میلیونی باید در سخنان خود حساسیتی چند برابری داشته باشند، گفت: متأسفانه گاهی می بینیم که توسط شخصیت های مذهبی در صدا و سیما از روایاتی استفاده می شود که این روایات ضعیف هستند و نباید خوانده می شد، حتماً باید روایاتی خوانده شود که مورد تأیید باشد و از نظر سند صحیح و از نظر محتوا بتوان آنها را به خوبی بیان کرد و مقصودی که در آن روایت وجود دارد را مطرح نمود. بنابراین در انتخاب شخصیت مذهبی در صدا و سیما باید این جهت در نظر گرفته شود و صرف اینکه شخصی سیمایی دارد یا قدرت بیان خوبی دارد نباید تنها ملاک باشد.
صدا و سیما تحت تأثیر جوسازی ها و احساسات است. این رسانه به رشد و آگاهی جامعه توجه نمی کند
وی ارزیابی از عملکرد حوزه مذهبی صدا وسیما از بُعد کمی و کیفی داشت و بیان کرد: متأسفانه صدا و سیما تحت تأثیر جوسازی ها و احساسات است. این رسانه آنچنان که به مداحی توجه دارد، به رشد و آگاهی جامعه توجه نمی کند البته منظورم این نیست که مدام سخنرانی پخش شود چرا که سخنرانی هم از حد خود فراتر رود، اثر معکوس خواهد داشت بلکه منظور این است که صدا و سیما باید در مسایل اعتقادی و دینی به اشکال مختلف از شیوه های متفاوت برای تبلیغ دین استفاده کند.
در مورد عملکرد خود تحقیق، مطالعه، نظرسنجی و آمارگیری کنید
موسویان ادامه داد: صدا و سیما باید دقت کند که آیا مردم جامعه آمادگی و ظرفیت این را دارند که یکسری از برنامه های مذهبی را به طور مداوم پخش کنند و آیا با پخش این برنامه ها مردم را به دین علاقه مند کردیم یا نگاه آنان را نسبت به دین منفی کردیم، در این زمینه ضروری است که کارشناسان مطالعه و تحقیق کنند، نظرسنجی و آمارگیری شود و بازخورد این برنامه های مذهبی در جامعه را مورد بررسی قرار گیرد.
وی جناح گری را آفتی در صدا و سیما دانست و اظهار کرد: شاید صدا و سیما خواهان علاقه مردم به دین است، اما با عملکرد خود مردم را از دین گریزان کرده است. ممکن است گروهی بخواهند صدا و سیما را به سمتی بکشند، صدا و سیما نباید تحت تأثیر جوسازی ها قرار بگیرد و مدام باید بررسی کند برنامه ها و عملکردش در سطح جامعه اثرات منفی داشته یا مثبت بوده است.
سخنرانی ها باید اثر مثبت داشته باشد نه اثر تخریبی
موسویان تصریح کرد: صدا و سیما ظرفیت بسیار مهمی است که می تواند در سطح وسیعی تأثیرگذار باشد به همین دلیل امام خمینی(ره) زمانی فرمودند که «اگر یک ساعت رادیو را در اختیار ما بگذارند، خواهند دید که مردم چگونه به ما توجه می کنند» اما امروز که این تریبون در سطح وسیعی تری در اختیار ماست، متأسفانه باز می بینیم که در شهرهای حتی مذهبی، برخی از اتفاقاتی که می افتد موجب شرم و ناراحتی انسان می شود. لذا عملکرد این رسانه و سخنرانی هایی که در این رسانه انجام می شود باید مدام مورد بررسی قرار گیرد و هیچ تعارفی هم نباید با کسی داشته باشند، این تریبون مربوط به کل ملت است و باید در اختیار افرادی قرار گیرد یا برنامه هایی پخش شود که می تواند در جامعه موثر باشد و اثر مثبت داشته باشد نه اثر تخریبی.
شخصیت های مذهبی توجه کنند که مشکل امروز جامعه چیست
موسویان در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه برنامه های مذهبی از غنای لازم محتوایی و کیفیت ارائه و انتخاب سوژه ی مناسب برخوردار بوده و پاسخگوی نیاز امروز به ویژه در پاسخگویی به نیازهای فکری و  شبهات نسل جوان است؟ گفت:ما باید بدانیم که امروز حساسیت جامعه بر چه مسایلی است. با مثالی به صورت محسوس تر توضیح می دهم، وقتی کسی گرسنه است، هر  چه شما راجع به اخلاق با او صحبت کنید، این فرد مطلبی از اصول اخلاقی را متوجه نخواهد شد چرا که مساله و دغدغه اصلی او گرسنگی یا نداشتن دارو و امکانات اولیه زندگی است لذا این فرد گوش شنوایی برای دریافت مسایل دیگر ندارد و حتی اگر بیان هم شود تأثیری در او نخواهد داشت بنابراین شخصیت مذهبی به خصوص کسانی که در صدا و سیما حضور پیدا می کنند، در وهله اول باید درک کنند و متوجه باشند که مشکل امروز جامعه چیست؟
اگر روحانیت به گرفتاری ها بی توجه باشند و صرفاً به مسایل اخلاقی بپردازند یقیناً صحبت های آنان اثر آنچنانی نخواهد داشت
عضو هیات علمی دانشگاه مفید قم افزود: وقتی در مورد مسایل معنوی و اخلاقی و سایر مسایل از این قبیل برای جوانی صحبت کنید که امیدی به آینده ندارد و حتی امید خود را در جای دیگری جست وجو می کنم، قطعاً صحبت های شما بی نتیجه است و حتی نتیجه معکوس خواهد داشت. همانطور که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «کاد الفقر أن یکون کفرا؛ فقر به کفر نزدیک می شود.»
وی گفت: زمانی مأمون ابراز خوشحالی می کرد از اینکه توانسته برخی از مناطقی که مسلمان نبودند را فتح کند و آنها را به جهان اسلام ملحق نماید، امام رضا(ع) فرمودند: «قبل از اینکه به دلیل این فتوحات خوشحال شوی، برای مسلمانانی که اکنون در مناطق مختلف تحت نظر تو هستند و در فقر و نداری به سر می برند، چاره ای بیاندیش و زندگی آنان را اصلاح کن» این مساله مصداق امروز هم هست، اگر روحانیت به گرفتاری هایی که بخش عظیمی از جامعه ماست بی توجه باشند و صرفاً به مسایل اخلاقی بپردازند یقیناً صحبت های آنان اثر آنچنانی نخواهد داشت و حتی از سخنان آنان برداشت های دیگری می شود. به عنوان مثال سخنران مذهبی در صدا و سیما تبیین می کند که امام علی(ع) با دست اندازان به بیت المال چه برخوردی داشت، بلافاصله واکنش ها و پرسش ها شروع می شود که چرا در جامعه اسلامی ما با کسانی که میلیاردها از اموال بیت المال را بردند برخورد قاطعی نمی شود و هر کسی یک پاسخی برای این پرسش مطرح می کند و اثرات منفی بر جای  می گذارد.
سخنرانان بر بازگویی مشکلات امروز جوانان و راهکارهای حل آن تأکید داشته باشند
موسویان توجه به دغدغه و مسایل جوانان را از جمله موضوعات مهمی دانست که شخصیت های مذهبی باید نسبت به آنها توجه ویژه ای داشته باشند و گفت: جوانان امید و آینده سازان ما هستند، اگر امروز به مسایل و مشکلات جوانان توجه نداشته باشیم و در جهت رفع این مشکلات تلاش نکنیم، فردا نمی توانیم از جامعه انتظار یک جامعه بالنده، معتقد و اخلاقی داشته باشیم که در این صورت مطمئناً آینده را از دست خواهیم داد، اگر نسل جوان امروز را از دست دهیم، دیگر نمی توانیم امیدوار باشیم که نسل بعدی به اصول و ارزش ها پایبند خواهند ماند بنابراین شخصیت های مذهبی ضروری است در انتخاب موضوعات اولاً دقت لازم را داشته باشند، دوماً بر بازگویی مشکلات امروز جوانان و راهکارهای حل آن تأکید داشته باشند.

فاضلان در خانه

نوشته شده توسط
محمدتقی فاضل میبدی: متاسفانه وقتی گناهان بزرگی که در کشور ازطریق برخی انجام می‌شود و اقتصاد کشور را از بین می‌برد، نادیده مانده و کسی حرفی نمی‌زند یا اگر اعتراضی کند، بحث را سیاسی می‌کنند و همه‌چیز را بر سر رییس دولت خراب می‌کنند.
سال‌های گذشته شاهدیم که دو جریان به عنوان جریان تخریب با جدیت در کشور کار می‌کند؛ یکی جریانی که قوای اقتصادی و اجرایی کشور را نابود و از نظر اقتصادی و فرهنگی و سیاسی تخریب می‌کند و دیگری جریانی که به‌ دنبال هجمه علیه اسلام و از بین بردن دین است. مظهر این جریان بیشتر از نظر من صداوسیماست؛ لذا لازم است که بخشی از حاکمیت مدیریت این ماجرا را به دست بگیرد. جریانی که به صداوسیما فضا می‌دهد که چنین مطالبی را منتشر کند، باید جلوی نشر چنین سخنانی را بگیرد.
قوه قضاییه نیز مسوولیت دارد جلوی چنین بدعت‌گذاری‌هایی بایستد. اینکه فقط ما حرف بزنیم، فایده‌ای ندارد. چراکه در اثربخشی این مسائل، آبروی اسلام است که در خطر می‌افتد و این پرسش مطرح است که چرا کسی جلوی مسائل را نمی‌گیرد!؟ فرهنگ مملکت و اسلام باید توسط صداوسیما ترویج و تبلیغ شود. پیش از انقلاب می‌گفتیم اگر صداوسیما دست خودمان باشد، جهانیان را مسلمان می‌کنیم اما امروز نه‌تنها چنین نکردیم، بلکه با این روش‌ها حتی فرزندان خودمان را از اسلام دور می‌کنیم.
متاسفانه شاهدیم که افرادی برای مصاحبه یا سخنرانی به صداوسیما می‌روند و از اسلام به گونه‌ای سخن می‌گویند که جوانان از دین دور می‌شوند. چنین سخنانی از جانب افرادی مطرح می‌شود که ظاهرا حوصله مطالعه و تفکر ندارند و اظهاراتی را مطرح می‌کنند که فقط نظر عده‌ای عوام را جلب و جذب می‌کند.
شخصا بر این باورم که علمای اسلام و مراجعی که اگر موی دختری پیدا شود، فریادشان به آسمان می‌رود یا اگر زنی سوار دوچرخه‌ شود، غوغا می‌کنند، در چنین مواردی است که باید بیایند و فریاد سر دهند. بدعت‌های بسیار زشتی در دین گذاشته می‌شود و هیچ‌کس هم سخنی در اعتراض نمی‌گوید. متاسفانه وقتی گناهان بزرگی که در کشور ازطریق برخی انجام می‌شود و اقتصاد کشور را از بین می‌برد، نادیده مانده و کسی حرفی نمی‌زند یا اگر اعتراضی کند، بحث را سیاسی می‌کنند و همه‌چیز را بر سر رییس دولت خراب می‌کنند اما عوامل دیگری که در کشور نفوذ کرده و مافیاهای اقتصادی درست کرده و ثروت کشور را می‌بلعند و نابود می‌کنند، مورد غفلت ناظران قرار می‌گیرند، اوضاع درست نخواهد شد.
معتقدم این موضع‌گیری‌ها و طرح چنین‌ اظهاراتی آبروی دین اسلام را می‌برد. خرافاتی را در دین وارد می‌کنند که اسلام اساسا برای مبارزه با همین خرافات آمد. فراموش نکنیم که یکی از کارهای اسلامی که پیامبر عرضه کرد، مبارزه با خرافات و تحریف در ادیان پیشین بود. اما در همین دین پیامبر به دست علمای دین، کارشناسان دین و امروزه متاسفانه از تریبون صداوسیما خرافاتی بزرگ و تحریفاتی جدی وارد دین می‌شود. دلیل آن هم این است که کسانی که اهل علم و فضلند در خانه مانده و کسی آنها را تحویل نمی‌گیرد اما کسانی که سوادی ندارند، در صداوسیما سخنرانی و موعظه می‌کنند. لذا وقت آن است که علما، مراجع، کارشناسان و دلسوزان دین به اعتراض فریاد بزنند و جلوی این بدعت‌ها را بگیرند.
منبع روزنامه اعتماد
استاد سیدمحمدعلی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه، نیز در گفت‌وگو با ایکنا ضمن تبیین دو دسته از مبانی فقهی و انسان‌شناختی آیت‌الله صانعی به تحلیل واکنش‌ها به فتاوای ایشان پرداخت. وی با بیان اینکه آیت‌الله صانعی دو دسته از مبنای اساسی در فتاوای خودش داشت که او را از دیگر مراجع سنتی متمایز می­‌ساخت، گفت: نخست مبانی انسان‌شناسانه است؛ در مبانی انسان‌شناسانه ایشان سه نکته برجسته وجود دارد؛ نخستین موضوع کرامت انسان است که از آیه شریفه «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» استفاده شده است؛ یعنی انسان فارغ از نوع مذهب و اعتقادات، انسان از آن جهت که انسان است، دارای کرامت ذاتی است؛ لذا فرق نمی‌کند این فرد مسیحی، یهودی و بهائی مارکسیست یا مسلمان باشد، اگر انسان است حقوقی دارد؛ مخالفت و موافقت شخص با حکومت در این کرامت نقشی ندارد. برخلاف برخی که انسان­‌ها را تقسیم به خودی و غیرخودی، جنس اول و جنس دوم می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه مبنای دوم حق اراده انسان در انتخاب عقیده و تکلیف است، اظهار کرد: مفهوم این نظریه این است که هرچند خداوند از ما راهنمایی به عقایدی کرده و از ما تکالیفی خواسته، اما این کار را به اجبار و الزام نخواسته است. ایشان به آیاتی مانند: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ...»(بقره/۲۵۶)؛ «أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»(یونس/۹۹) استناد می‌کرد؛ عمدتاً فقها در تفسیر آیه «لا اکراه» بحث ایمان و اسلام ابتدای امر را مطرح کرده‌اند که اسلام دین اکراهی نیست و فرد نباید با اکراه، اسلام را بپذیرد، ولی وقتی آن را پذیرفت، حق ارتداد ندارد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: آیت‌الله صانعی معتقد بود که اول و آخر ندارد؛ حدوث و بقا ندارد. اینکه مثلاً نظر فردی در طول زمان به دلایل مختلف در اثر شبهه یا عملکرد بد از دین و یا اعتقادی برگردد، نباید او را به‌عنوان مرتد مجازات کرد. بگذریم که ایشان اساساً اجرای حدود را در زمان غیبت جایز نمی­‌دانست. این مسئله شامل الزام نسبت به احکام هم می­‌شود و نمی‌توان کسی را به خاطر ترک واجبی مجازات کرد. مگر جرمی اجتماعی مرتکب شده باشد که از حقوق عامه مردم باشد، که این مسئله عقلائی است و در همه دنیا کسی که حقوق عامه را نقض کند، مثل سرقت، اختلاس، اذیت دیگران، مجازات می‌­کنند.
یادی از فقیه نواندیش و مردم‌دار
ایازی با بیان اینکه مبنای سوم نگاه فراجنسیتی در آرای فقهی آیت‌الله صانعی است، تصریح کرد: معمولاً در فقه سنتی، مرد جنس اول و زن جنس دوم است، ولی در قرآن کریم، وقتی سخن از خلقت زن و مرد و رسیدن به حیات طیبه، خلافت انسان، تعلیم اسما، و حق حیات، و عرضه امانت و نفخه روح الهی، پاداش و عقاب و ... می­‌شود، فرقی میان زن و مرد نیست؛ ایشان می‌گوید معنا ندارد که ما یکسری قوانین را ایجاد کنیم که نگاه جنسیتی بر آن حاکم است؛ مثلاً  اینکه مرد می‌تواند شهادت بدهد، ولی شهادت زن نیمه است؛ مرد می‌تواند قاضی، مرجع، مجتهد، رهبر، رئیس‌جمهور و وزیر شود، ولی زن نمی‌تواند. یا دیه زن و مرد مساوی نیست.
نگرش عقل‌گرایانه و عدالت‌محور به احکام
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه ایشان افزون بر مبانی انسان­‌شناسانه، مبانی و بلکه روش فقهی داشتند که او را از مراجع سنتی متمایز می‌­کرد، گفت: مبنای نخست نگاه عقل‌گرایانه به احکام است؛ از اولین ویژگی‌های نگاه فقهی آیت‌الله صانعی که در فتاوای وی خیلی نمود دارد، خردگرائی است. البته که عقل از ادله استنباط حکم در فقه شیعه است، ولی در عمل فقهای سنتی از عقل به‌عنوان دلیل مستقل و معنادار کمتر استفاده کرده‌اند؛ آیت‌الله صانعی وقتی فتوایی از فقها برخلاف عقل بود، عقل را مبنا قرار می‌داد. نگاه اشعری نداشت که بگوید وقتی روایتی وارد شد، بگوید خوبی آن است که شارع بگوید و روایت مساوی با شارع باشد. می­‌گفت که این دلیل یکجایش اشکال دارد.
وی با اشاره به اصل عدالت و حاکم بر فتاوای آیت‌الله صانعی، ادامه داد: اصل دیگری که وی خیلی روی آن تأکید دارد، اصل عدالت است؛ وی معتقد بود خداوند عادل هرگز حکم خلاف عدل وضع نمی‌­کند. معیار عدالت هم درک عقلا از مسئله است؛ زیرا خداوند عدالت را تعریف نکرده و مصادیق این عدالت در طول ایام و مناسبات اجتماعی تغییر پیدا می­‌کند و تطبیق آن به مخاطب خود احاله داده است. ممکن است امری درگذشته مثل شیوه مجازات کردن، معمول بوده، مثل سنگسار کردن، از کوه پرتاب کردن، دست و پا را قطع کردن، اما امروز این نوع مجازات را عقلا برخلاف عدالت می­‌دانند.
نقش مناسبات اجتماعی در تغییر فتاوا
ایازی تصریح کرد: تبعیض در دیه زن و مرد را خلاف عدالت می­‌داند. فرقی میان زن و مرد در اداره کردن و قضاوت زن نمی­‌بینند. در تمام جهان زنانی نخست‌وزیر، وزیر و قاضی می‌­شوند. در حساس­ترین مناصب گمارده می‌­شوند، بدون آنکه جنسیت آنان در مدیریت آنان تأثیری داشته باشد. هیچ تفاوتی در قضاوت آنان با مردان نیست. حال بگوییم زن نمی­‌تواند قاضی شود، عقلا آن را خلاف عدالت می­‌دانند. قرآن که چنین تبعیضی را روا نداشته و احادیث ضعیف و غیرقابل اعتنا و تاریخی هم خلاف عدالت است.  
وی با اشاره به نقش تغییر مناسبات اجتماعی در فتاوای مرحوم آیت‌­الله صانعی، گفت: مبنای دیگری که وی بر آن تأکید دارد بحث تغییر مناسبات اجتماعی و استنباط حکم با لحاظ زمان و مکان است؛ بحثی را که مرحوم امام(ره) در اجتهاد مطرح کردند، اما مهم­‌تر جایی است که خود حکم با تغییر مناسب تغییر پیدا می‌­کند؛ مثلاً در دوره‌ای نظام بردگی و برده‌داری وجود داشته و جامعه هم آن را می‌پذیرفته است؛ حتی عقلا هم آن را می‌پذیرفتند، ولی اگر امروز برده‌داری نیست، معنا ندارد فردی که نظریه‌پرداز فقه سنتی است بگوید که اگر امروز هم شرایط اقتضا داشته باشد، افراد می‌توانند برده داشته باشند.
نظرات فقهی کارساز و مؤثر
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به برخی نظرات جنجالی آیت‌الله صانعی، افزود: نخستین نگاه جنجالی ایشان در بحث سن بلوغ دختران ایجاد شد که ایشان رسماً اعلام کرد مبنای تکلیف دختران سن ۹ سال نیست، بلکه ۱۳ سال است، یا وقتی است که عادت زنانه می‌شوند. این فتوا خیلی برای خانواده‌های متدین مفید، مؤثر و کارساز بود. همچنین ایشان وقتی در قوه قضائیه هم بود، نظراتی در باره اجرای احکام و یا مسائل قضائی داشتند که مشخص می‌شود آن مرحوم برخی رفتارهای قوه قضائیه با متهمان را قبول نداشتند و به آن اعتراض می‌کرده‌­اند؛ ولی وقتی به قم آمد، این مسئله روشن‌تر شد و همین نشان داد که مبانی وی متفاوت از فقه موجود سنتی و موضع او شجاعانه و چالش‌­برانگیز است و نه صرفاً اختلاف در چند فتوا.
این استاد حوزه تصریح کرد: زیر نظر ایشان به زبان فارسی رساله‌ای با عنوان فقه و زندگی برای بیان نظرات و مبانی فقهی خود نوشته شد که در توضیح و استدلال برخی از این نظرات بود، مثلاً از  بلوغ دختران، برابری دیه، دیه بر عاقله و برابری قصاص مسلمان و غیرمسلمان و زن و مرد دفاع کرد. این سنت از فقهای نواندیشی مانند مرحوم شهید صدر و آیت‌الله منتظری برمی‌خاست، همچنین شهید مطهری در بحث حجاب چادر آرای مختلفی با دیگران داشت، ولی نکته مهم طرح مبانی بود که آیت‌الله به‌صورت شفاف طرح کرده بود.
نظرات چالشی در حوزه‌های سنتی فقه
ایازی در پاسخ به این سؤال که آرای آیت‌الله صانعی در دوره حیاتشان با مخالفت‌هایی روبرو شد، از جمله اینکه آن را مخالف فقه و نظر مشهور فقهای شیعه و گاهی فریقین می‌دانستند، در این زمینه چه دیدگاهی دارید؟ بیان کرد: نظرات ایشان در فقه برای حوزه‌­های سنتی چالشی ایجاد کرد. با آرائی از فقها مخالفت شد، اما مخالف با قرآن نبود. البته در بحث ارث زن و مرد همین مبنای قرآن را مطرح می‌کردند و توضیحاتی می‌­دادند که در بیان ائمه(ع) هم آمده است، مثل این‌که مهر و نفقه به عهده مردم است و زن مسئولیتی ندارد. از طرفی زن ارثی را که می‌­برد، لزومی ندارد که به خانه شوهر ببرد، اما مرد این اموال را به خانه می‌­برد. به همین دلیل ارث مرد از سهم زن دو برابر است. اجحافی به زن نشده است، ولی در بحث دیه آیه‌ای دالّ بر تفاوت دیه زن و مرد و یا تفاوت دیه مسلمان و غیرمسلمان در قرآن نیست.
وی افزود: در قضاوت میان زن و مرد در قرآن بحثی نکرده است. اطلاقات ادله شامل زن هم می­‌شود. در دیه و حق قصاص مسلمان و غیرمسلمان در قرآن سخنی گفته نشده است. حکم به‌صورت کلی است. در قرآن ما چیزی به‌عنوان سنگسار نداریم. این نشانه جاودانگی قرآن است که هوشمندانه بسیاری از مناسبات عصر نزول را پشت سرگذاشته و چیزی در این باره نگفته است، اما در حدیث و فقه البته که تفاوت در همه این امور هست و منشأ فتاوای فقها هم همین روایات و فتوای بسیاری از فقها است، اما ایشان معتقد بود که روایات در این باب یا ضعیف است و یا ناظر به شرایط خاص دارد.
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در حقیقت به‌کارگیری عقل در فهم ادله و احکام و تکیه بر اصل عدالت و توجه به نقش زمان و مکان و از طرف مبانی انسان­‌شناسانه مثل اصل کرامت انسان و حق انتخاب و اراده و شکستن مرزهای جنسیتی از ویژگی‌های بارز آرای فقهی آن مرحوم محسوب می‌شود.
هادی سروش
امام حسن(ع) در خطبه‌ای خطاب به مردم فرمودند:«مردم من با معاویه بر سر چیزی که اختلاف داشتم آن حق من بود، از حق خود به خاطر مصلحت و حفظ خون و اموال شما گذشتم.» (شرح الاخبار ج۳ ص۱۰۵)
حُجر بن عَدی به امام حسن (ع) اعتراض می‌کند ؛ چرا صلح کردی؟ گران آمد بر حسن و از اين رو به او گفت :«تمايل اکثر مردم را در صلح دیدم و اینکه از جنگ گریزانند ، من نخواستم آنان را به چیزی وادار کنم از آن چیزی که از آن دوری میکنند و روی برگردانند و آن جنگ و خون‌ریزی بود، لذا صلح کردم برای ابقاء و حفظ پيروان و شیعیان راستین. من چنین نتیجه گیری نمودم که جنگ را موکول به زمان دیگری کنم ، پس جنگ را به روز دیگری واگذار کردم. تکلیف انسان بر اساس اوامر الهی هر روز به گونه‌ای است که باید آن را مناسب انجام دهد.» (دينوری در «الأخبار الطِّوال» ص ۲۲۱)
آیا مردم به وظیفه خود عمل نکردند؟
پاسخ در کلام حضرت امام حسن (ع) در سخنرانی‌ شان در شهر «مدائن» که شرایط زمانه را توصیف می‌کند ، چنین است:«وقتی در جنگ صفین با سپاه شام می‌جنگیدیم، وضعیت شما اینگونه بود که دین شما مقدم بر دنیای تان بود، اما اکنون دنیای تان مقدم بر دین تان شده» (اسدالغابه ابن اثیر ج۲ ص۱۳)
در اسلام نه جنگ اصالت دارد و نه صلح. 
درباره جنگ ، آمده است :«وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ‌. و در راه خدا با كسانى كه با شما مى‌جنگند...»[بقره/۱۹۰]
ودرباره صلح میفرماید:«وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . و اگر ( دشمنان) به صلح تمايل داشتند، (تو نيز) تمايل نشان ده ...» [انفال/۶۱]
مهم در اسلام به تعبیر شهید استاد مطهری "اسلام و حقوق مسلمین است" اگر این بقاء اسلام و استیفای حقوق مسلمین در جنگ است ، آنجا باید ایستادگی و مقاومت نمود ، و اگر بقاء‌اسلام و حقوق مسلمین درصلح باشد باید آن را تمکین نمود . و البته پشتوانه افکار عمومی و حضور مردم در صحنه برای مقاومت و حتی جنگ تعیین کننده است و حق آنان است که گرایش خود را نمایان کنند گرچه ممکن است اشتباه هم بکنند.
باری ؛در پیش گرفتن هر نوع سیاست مقاومت و جنگی و یا مذاکره و یا صلح ؛ مربوط به شرائط خودش میباشد و آن اثری که هر کدام میتواند داشته باشد. آنچه در مورد صلح امام حسن مجتبی (ع) از به صراحت از زبان خود حضرت صادر شده این است : "صلح ؛ درخواست مردم ، مصلحت ، حفظ خون  و اموال مسلمین بوده".
و این معیار ، آنچنان مشخص و گویاست که قابل توجیه نیست.
عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم معتقد است: اگر در جامعه‌ای عقل سرکوب و استبداد فکری حاکم شود و انسان‌ها برای خردورزی، اظهار عقیده و بیان، آزاد نباشند، شاهد حضور جامعه‌ای پیامبرپَسند نیستیم، جامعه پیامبرپسند، جامعه‌ای است که در آن عقلانیت، آزادی، اخلاق، امنیت، رفاه و معیشت برقرار باشد.
جامعه پیامبر پسند مبتنی بر آزادی، عقلانیت و عدالت است / رسم پیامبر(ص) در جامعه نیست
خداوند در قرآن کریم از پیامبر اکرم(ص) با عنوان «رحمت للعالمین» یاد کرده است که این تعبیر نوع جهت‌گیری و ویژگی شخصیت معنوی و اخلاقی ایشان را نشان می‌دهد. حضرت محمد(ص) مظهر و نمونه اعلای یک انسان‌ کامل و اخلاق‌مدار است که در مقام خاتم‌ پیامبران و برای هدایت انسان‌ها به پیامبری برگزیده شده‌اند. آنچه در سیره و زندگی شخصیت پیامبر اکرم(ص) برای همه انسان‌ها در همه عصرها و و مکان‌ها اسوه و الگوست، اخلاق نیکوی این شخصیت بزرگوار است. یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت اسلام نیز اخلاق نیکو و پرجاذبه پیامبر(ص) بود که قرآن کریم نیز در برخی از آیات خود به نقش اخلاق ایشان در جذب قلوب مردم تصریح کرده است. خبرنگار ایکنا در اصفهان، به‌‌مناسبت سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص)، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم  و پژوهشگر دینی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
آنچه در این گفت‌وگو می‌خوانید:
اولین پیام پیامبر(ص) تحقق عدالت در جامعه است
عقل توامان با دین است
عدالت در جامعه‌ای عقلانی و اخلاقی پیاده می‌شود
جامعه پیامبرپسند، عقلانی و اخلاقی است
چرا برخی در قبال برخی از بدعت‌ها ساکت هستند؟
روح مردم، روح شاد و فرحناکی نیست
رسم پیامبر(ص) در جامعه برقرار نیست
وجود اسلحه در کشورهای اسلامی هیچ افتخار نیست
پیامبر اسلام(ص) با اسلحه، پیام خود را پیاده نکرد
 
ایکنا ـ با توجه به اینکه پیامبراکرم(ص) هدف رسالت خود را مکارم اخلاق می‌دانستند و قرآن کریم نیز ایشان را «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» معرفی می‌کند، از این دو مقوله مهم در ابهاد نظری و عملی، چه پیام‌هایی می‌توان استنتاج کرد؟
درست است که رسالت پیامبر(ص) در این دو هدف خلاصه می‌شود، اما رسالت ایشان پیام‌های دیگری هم دارد که اگر آن‌ها محقق نشوند، این دو هدف نیز محقق نمی‌شود. اولین پیام پیامبر(ص) تحقق عدالت در جامعه است. «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» بودن پیامبر(ص) جنبه فردی ندارد، بلکه رحمت به معنای آسودگی و آسایش بین انسان‌ها است. در آیه ۱۲۸ سوره توبه آمده است: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است».
در این آیه به دو پیام مهم پیامبر(ص) اشاره شده است؛ اولین پیام آن، رفع دشواری‌ها از زندگی مردم است، یعنی مردم در جامعه اسلامی به لحاظ وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دشواری نداشته باشند. این دشواری نداشتن، عین تحقق عدالت اجتماعی است. پیام دوم پیامبر(ص)، هدایت و یا هدایت و درستی راه برای مردم است. براساس آیات قران اگر جامعه‌ای بخواهد از دشواری‌ها گذر و هدایت پیدا کند  ـ یعنی از بُعد سلبی در آن دشواری نباشد و از بعد ایجابی در آن هدایت باشد ـ طبیعتاً چنین جامعه‌ای محتاج یک‌سری تعالیم است.
پیامبر(ص) علاوه بر «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» و هادی بودن، معلم نیز هست. یعنی پیامبر(ص) آمده تا فرهنگ، علم و تحقیق را در جامعه زنده و پیاده کند و جهل و نادانی را از جامعه بزداید. پیامبر(ص) آمد تا مردمی که گرفتار جهل زمان جاهلیت بودند را آگاه کند و به تعبیر امام علی(ع)، پیامبر(ص) آمد تا عقل‌های خفته مردم را بیدار کند. اگر در یک جامعه‌ای، عقل‌ها خفته باشد، در آن جامعه رحمت و هدایت وجود ندارد. به همین دلیل روایتی از پیامبر(ص) داریم که می‌فرمایند: «بنیاد دین، عقل است». یعنی اگر بشر عقل خودش را به کار نگیرد، دین هم به کار او نمی‌آید، به همین دلیل تعقل‌ورزیدن، تدبر ورزیدن و تفکر ورزیدن از سفارش‌های موکد قرآن و از تعالیم پیامبر(ص) است؛ بنابراین اولین کار پیامبر(ص) معلم بودن ایشان بود. علاوه براین پیامبر(ص) معلم اخلاق است. اخلاق یعنی بیداری وجدان و علم، به معنی بیداری عقل است. در جامعه باید عقل و وجدان آن جامعه بیدار باشند. اخلاق و دانش و یا پرورش اگر در کنار هم رشد کند، آن جامعه «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» می‌شود، ولی اگر در جامعه‌ای عقل سرکوب، استبداد فکری حاکم شود، انسان‌ها از جهت خردورزی و اظهار عقیده و بیان آزاد نباشند، قطعاً چنین جامعه‌ای جامعه پیامبرپسند نیست. متقابلاً اگر در جامعه‌ای داوری با عقل باشد، «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» بودن نصیب آن جامعه می‌شود. ولی اگر در جامعه داوری با زور و ترس همراه باشد، آن جامعه جامعه پیامبرپسند نیست. معلم و یزکی بودن، یعنی اینکه جامعه عقلانی و در عین اخلاقی باشد. هدف پیامبر(ص) هم همین بود. در جامعه‌ای عقلانی و اخلاقی، عدالت اجتماعی پیاده می‌شود.
متأسفانه اکنون می‌بینیم که از تلویزیون کسانی سخنانی درباره اسلام و دین می‌گویند که جز خرافات چیز دیگری نیست. معجزه پیامبر اسلام(ص) قرآن و کتاب بود و این بزرگ‌ترین معجزه ایشان است. اما اگر ما امروز بیاییم خرافات را در جامعه و رسانه مطرح کنیم و به پیامبر(ص) نسبت‌های ناروا بدهیم، قطعاً چنین کاری باعث گریز نسل جوان از دین می‌شود که متأسفانه امروز چنین اتفاقی افتاده است. گفتارهای وهم‌آلود و جهل‌آلود بسیار خطرناک است و این‌ها نوعی بدعت است. بدعت در اسلام، کار بسیار ناپسندی است و فرقی نمی‌کند بدعت در اسلام و یا نسبت و دروغ ناروا نسبت به پیامبر(ص) و ائمه(ع) باشد، و در هر صورت کار بسیار ناپسندی است. به همین دلیل در روایات، کسانی که در برابر بدعت نمی‌ایستند، مورد مذمت واقع شده‌اند. در زمان قدیم اگر بدعتی در دین ایجاد می‌شد، خیلی‌ها آن بدعت را نمی‌دیدند و متوجه آن نمی‌شدند. ولی امروز اگر از تلویزیون و یا هر رسانه دیگری حرف بدعت‎آمیزی گفته شود، همه دنیا آن را می‌فهمند.
بدعت می‌تواند باعث اشاعه فحشا شود. من نمی‌دانم چرا برخی بزرگان در قبال برخی از بدعت‌ها ساکت هستند؟ در واقع چرا کسانی که فحشا را فقط بی‌حجابی، به ورزشگاه رفتن و دوچرخه‌سواری بانوان می‌دانند، چرا نسبت به دیگر بدعت‌ها در جامعه ساکت می‌شوند؟ آن هم بدعت‌هایی که باعث می‌شود آبروی اسلام از بین برود. بزرگ‌ترین معجزه پیامبر(ص) قرآن بود که به‌وسیله آن جهل را از بین برد. یکی از کارهای پیامبر(ص) مبارزه با بدعت‌هایی بود که در دین یهودیت و مسیحیت به دست برخی ملایان مسیحی و یهودی ایجاد شده بود و به تعبیر قرآن، این‌ها بدعت‌هایی در دین ایجاد می‌کردند تا منافع‌شان تأمین شود. به تعبیر قرآن «فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» و پیامبر(ص) در برابر این بدعت‌ها مقابله کردند. بنابراین در جامعه‌ای که به تعبیر قرآن در آن «قول زور» یعنی سخنان بیجا گفته شود و «وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ»، یعنی اموال بیجا خورده شود، رانت‌خواری و سوءاستفاده مالی وجود داشته باشد، آن جامعه پیامبرپسند نیست.
ما باید ببینیم جامعه‌ای که پیامبر(ص) به‌دنبال آن بودند چه نوع جامعه‌ای است. در آیه ۱۱۲ سوره نحل آمده است: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ؛ و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکم‌فرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می‌کردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها می‌رسید تا آنکه اهل آن شهر نعمت‌های خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند». براساس این آیه، خداوند وقتی می‌خواهد درباره جامعه مطلوبی مثال بزند، چند صفت و ویژگی برای آن برمی‌شمرد؛ اول می‌گوید جامعه‌ای که در آن آرامش باشد، دوم اینکه مردم نسبت به یکدیگر و آینده خود مطمئن هستند، سوم هم اینکه رزق و روزی مردم در آن جامعه و به فراوانی فراهم باشد. یعنی هم امنیت فکری و هم امنیت اقتصادی وجود داشته باشد. نمی‌شود گفت رزق باشد، ولی مردم قدرت خرید نداشته باشند. آرامش یعنی اینکه هرچه بخواهیم تامین شود و فرقی نمی‌کند آن غذای فکری باشد و یا غذای جسمی. اگر چنین جامعه‌ای با چنین ویژگی‌هایی که خداوند برای آن‌ برشمرده، کفران نعمت کند، خداوند دو لباس بَد و ناجور بر آن می‌پوشاند؛ یکی گرسنگی و دیگری ترس.
ناامنی فقط به این معنا نیست که داعش وارد کشور شود، این یک مصداق ناامنی است، ولی اگر کسی در اظهار فکر و عقیده خود بترسد و یا اگر کسی نگران آینده خودش باشد، این نگرانی‌ها در روح و روان مردم، نوعی ناامنی ایجاد می‌کند. فردوسی گفته است: «بکوشید تا رنج‌ها کم کنید/ دل غمگنان شاد و بی‌غم کنید / چو شادی بکاهی بکاهد روان / خرد گردد اندر میان ناتوان». بنابراین اگر شادی در جامعه نباشد، خرد و توان آدمی ضعیف می‌شود. فردوسی در ادامه می‌گوید: «هر آنکس که انديشه بد کند/ به فرجام بد با تن خود کند»، یعنی اگر اندیشه بَد و ناامنی در جامعه ایجاد شد، تن آدمی ضعیف می‌شود. به نظر من یکی از دلایل افزایش تعداد آمار مبتلایان به کرونا و سرطان در جامعه، به این دلیل است که روح مردم، روح شاد و فرحناکی نیست. اگر روح مردم شاد و فرحناک نباشد، سیستم ایمنی بدن ضعیف می‌شود، وقتی ایمنی بدن هم کم شود، بدن مستعد هر نوع ویروس و آسیب خواهد شد، چنانکه فردوسی گفته: «هر آنکس که انديشه بد کند/ به فرجام بد با تن خود کند».
پیامبر(ص) برای جامعه بهترین پیام‌ها یعنی رحمت، هدایت، دانش، تزکیه و اخلاق را به ارمغان آوردند که به اصطلاح امروز یک بسته کامل است، یعنی اگر همه این‌ها در کنار هم باشند، آن جامعه پیامبرپسند خواهد بود. اما نمی‌شود به مردم بگوییم نماز بخوانید، ولی نسبت به آسایش و رفاه آن‌ها بی‌توجه باشیم، یا بگوییم جامعه حجاب داشته باشد، ولی رزق آن‌ها‌ آن‌طور که باید و شاید فراهم نباشد، طوری نیست؛ نه این طور حرف زدن درست نیست و مردم چنین چیزی را نمی‌پسندند. اگر معیشت و امنیت جامعه در معرض آسیب قرار گرفت، نباید از آن جامعه انتظار ایمان داشت، بلکه به تعبیر قرآن در آن جامعه کفر ایجاد می‌شود.
امروز باید تحقیق و مطالعه کنیم ببینیم پیامبر اسلام(ص) چه فرموده‌اند. اما اینکه به‌دنبال پیدا کردن یک‌سری حرف‌ها و معجزات دروغین باشیم و آن‌ها را به پیامبر(ص) نسبت دهیم، نه تنها به درد جامعه نمی‌خورد، بلکه باعث بدبینی جامعه نسبت به دین می‌شود. امروز باید ببینیم جای کدام یک از پیام‌های پیامبر(ص) در جامعه خالی است. یعنی باید ببینیم آیا «لیقوم الناس بالقسط» مورد نظر خدا و پیامبر که همه مردم باید عادلانه در جامعه زندگی کنند، در جامعه امروز برقرار است یا نه؟ آیا «يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ»، یعنی رزق مردم در همه جا فراهم باشد،  است؟ آیا «كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً» یعنی اطمینان نسبت به یکدیگر و آینده وجود دارد؟ اگر همه این‌ها باشد، یعنی ما پیرو پیامبر(ص) هستیم و پیام پیامبر(ص) زنده است، اما اگر این‌ها ‌نباشد، ما غفلت کرده‌ایم.
ایکنا ـ به نظر شما امروز در جوامع و کشورهای اسلامی، جای چه پیام‌هایی از پیامبر رحمت خالی است؟
من معتقدم امروز در کشورهای اسلامی، فقط اسم پیامبر(ص) آن هم موقع گفتن اذان وجود دارد، اما رسم پیامبر(ص) در جامعه امروز برقرار نیست. امروز در جوامع اسلامی همه به‌دنبال جنگ قدرت و یا مسابقه تسلیحاتی هستند، این فرقه علیه آن فرقه، این گروه علیه آن گروه، این مذهب علیه آن مذهب. امروز در خاورمیانه و کشورهای اسلامی فقط بحث بر سر این است که کدام کشور قدرت بیشتری داشته باشد که نمونه آن آذربایجان و ارمنستان است. غربی‌ها هم از خدایشان هست که چنین جنگ‌هایی در خاورمیانه وجود داشته باشد تا اسلحه‌های خود را بفروشند و در قبال آن نفت بگیرند. وجود اسلحه در کشورهای اسلامی هیچ افتخار نیست، بلکه وجود رحمت، عدالت، اعتماد، امنیت و معیشت باعث افتخار است. یعنی اگر در کشورهای اسلامی هزاران انبار  سلاح و موشک باشد، ولی بین مردم آن کشورها، امنیت و معیشت وجود نداشته نباشد، به درد نمی‌خورد و ارزشی ندارد. پیامبر اسلام(ص) با اسلحه، پیام خود را پیاده نکرد، بلکه پیام خود را با اخلاق، سعه صدر، گشادگی روح، لطافت در بیان، نرمی در سخن در مکه پیاده و دل‌ها را به خود نزدیک کردند. به نظر من امروز در کشورهای اسلام هم حاکمان و هم عالمان آن کشورها از پیام و تعالیم پیامبر(ص) فاصله گرفته‌اند.
ایکنا ـ دلیل اینکه در این جوامع، فقط اسم پیامبر(ص) هست ولی رسم ایشان فراموش شده، چیست؟
به نظر من در این جوامع، از عقلانیت پیامبر(ص) فاصله گرفته‌‌اند و تنها به تقلید بها داده‌اند و مردم کمتر به فکر، تدبر و تعقل روی آورده‌اند. در چنین شرایطی دنیای غرب نیز پیشرفت کرد و از کشورهای اسلامی سبقت گرفت. در واقع حکومت‌ها به‌دنبال آرای مردم که مبتنی برعقل و عقلانیت باشد، نیستند، بلکه هر حکومتی به‌دنبال تداوم قدرت و استبداد خودش است. قطعاً جامعه‌ای که در آن استبداد باشد، رشد نخواهد کرد. اگر جامعه اسلامی بخواهد به پیام پیامبر(ص) نزدیک شود، باید از جوامع اسلامی جهل‌زدایی شود، یعنی مردم آگاهی پیدا کرده و تعقل بورزند. امروز اگر در کشورهای اسلامی عامه مردم در آسایش، امنیت، رفاه و عدالت باشد، مهم و باعث افتخار است، در واقع مهم این است که زیربنای جوامع اسلامی یعنی عقل، عدالت و اخلاق محکم و استوار باشد.
فاضل میبدی: ما باید این اصل را بپذیریم که انبیا و پیامبران الهی برای صلح آمدند نه برای جنگ و برای اینکه بشر راحت زندگی کند و همه انسان‌ها در کنار هم بتوانند زندگی کنند. برادری شعار انبیا است و جنگ یک مسئله فرعی است که در مقام دفاع از خود انجام می‌شود.
گروه سیاسی: رئیس جمهور در جلسه روز چهارشنبه ۲۳مهرماه هیات دولت با اشاره به صلح امام حسن (ع) گفت که ایشان وقتی خواست مردم برای صلح را دیدند، از ادامه جنگ با معاویه دست کشیده و صلح کردند و باید برای جنگیدن و صلح کردن به خواست مردم عمل کرد و هر کدام از این اقدام‌ها را در موقع مناسب خود انجام داد.
همین سخنان باعث شد که چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به طیف‌های تندرو اصولگرا روحانی را به تحریف تاریخ متهم کنند. این در حالی است که سابقه این جریانات نشان داده دغدغه آن‌ها تحریف تاریخ و روایت درست آن نیست چرا که خود ید طولانی در تحریف تاریخ اسلام و انقلاب دارند. همچنین، از دید بسیاری از صاحب‌نظران و ناظران سیاسی مسئله منافعی است که در شرایط تحریم و التهاب کشور نصیب برخی جریانات می‌شود. همین موضوع هم باعث شده با بهانه‌های واهی اما به نیت و قصد تامین منافع، با هر سخنی که بوی تنش‌زدایی با کشورهای مختلف بدهد مخالفت کنند.
در همین خصوص یك عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه عملیه قم  در پاسخ به این پرسش که چرا برخی جریانات با سخنان رئیس جمهور در مورد صلح و مذاکره مخالفت کردند و آیا این سخنان مغایر با مفاهیم دینی است، گفت: ما باید این اصل را بپذیریم که انبیا و پیامبران الهی برای صلح آمدند نه برای جنگ و برای اینکه بشر راحت زندگی کند و همه انسان‌ها در کنار هم بتوانند زندگی کنند. برادری شعار انبیا است و جنگ یک مسئله فرعی است که در مقام دفاع از خود انجام می‌شود.
محمدتقی فاضل میبدی افزود:ما باید اصل را بر این بگذاریم که به سمت صلح و صفا و صمیمیت حرکت کنیم. مسئله دوم اینکه ما نمی‌توانیم در زمینه مسائل سیاسی کشور با استفاده ابزاری از دین و مذهب شعارهای تند و افراطی سر دهیم و همیشه خود را آماده جنگ نشان دهیم.  به نظر من این با رویکرد قرآن و عقل هماهنگ نیست. نه تنها جنگ رویکرد قرآن نیست بلکه صلح و مذاکره راهبرد دینی و قرآنی ما است. بنابراین مسئولان و مطبوعات ما نباید تلاش کنند که تنش در روابط بین‌اللملی ما افزایش پیدا کند.
وی در مورد مخالفت برخی جریانات با مذاکره هم گفت: این رویکرد فقط در کشور ما نیست و در خیلی از کشورهای دنیا این مسئله وجود دارد. برای اینکه منافع عده‌ای در تنش، جنگ و تحریم است. در سایه تحریم منافع برخی جریانات در داخل کشور تامین می‌شود. این جریانات هم هیچ گاه مصلحت کشور، نظام و مردم را در نظر نمی‌گیرند و تنها تامین منافع شخصی و جریاناتی برای آن‌ها مهم است. ما در طول سال‌های گذشته این جریانات را تجربه کردیم و دیدیم کسانی که شعار جنگ و برخورد با کشورهای مختلف را دادند و خیلی از منابع کشور را هزینه شعارهای افراطی و بی‌حاصل کردند چه مصیبت‌هایی بر سر مردم آوردند.ببینید ممکن است این نگاه در کشورهای دموکراتیک هم وجود داشته باشد که برخی جریانات جنگ‌طلب باشند. منتها در این کشورها چون قانون قدرت دارد و بر اساس قانون عمل می‌شود هر فردی و جریانی نمی‌تواند در تصمیمات کلان اعمال نفوذ کند و افراد و جریانات سیاسی و فکری مختلف هر موضعی بگیرند مواضع رسمی سیاست خارجی آن کشور تلقی نمی‌شود . ولی در کشور ما گاهی شعارها  در سیاست خارجی ما هم نفوذ کرده و برای ما هزینه درست می‌کند.
فاضل میبدی با بیان اینکه باید خواست مردم مبنای عملکرد مسئولان باشد بیان داشت: ببینید ما در حال حاضر در روزگاری زندگی می‌کنیم که اگر بخواهیم در نشان دهیم که کشور اسلامی هستیم  بایستی با همه دنیا و با  همه ملت‌ها و حکومت‌ها  همزیستی داشته باشیم و اگر کسی بخواهد زور بگوید با این زورگویی با منطق مقابله کنیم. دنیا، دنیای جنگیدن نیست دنیای همدلی است و ایجاد هماهنگی و همدلی بین یک ملت بزرگترین خدمت به مردم است.
این فعال سیاسی افزود: در مسئله جنگ و صلح دقیقا باید به خواست مردم عمل شود و به منافع کشور هم توجه شود. یکی از آقایان اخیرا گفته که مردم گرانی‌ها را تحمل می‌کنند خب این حرف حرف بی‌جایی بود. گرانی‌ها به مردم فشار آورده و باعث نارضایتی آن‌ها شده است. اما سخن این فرد نشان می‌دهد که اطلاعی از زندگی مردم ندارد. برای همین هم این جریانات با مذاکره مخالفت می‌کنند. زندگی این‌ها می چرخد و مشکلی ندارند برای همین به مردم می‌گویند مقاومت کنید. کاش خود هم به جرگه مقاومت کنندگان می‌پیوستند.
آیت الله سید محمدعلی ایازی: مردم را نسبت به دین بدبین نکنید/ با بیان سخنان ضعیف باعث سخره دین نشوید
محقق و پژوهشگر برجسته قرآنی، ضمن انتقاد از تبیین سخنان ضعیف با پوشش دینی از سوی برخی از افراد، گفت: برای رسیدن به خواسته ها و حل مشکلات در زندگی باید به تلاش و کوشش توجه ویژه ای داشته باشیم و گمان نکنیم بدون تلاش و برنامه ریزی و تنها با دعا کردن و ذکر گفتن به خواسته های خود می رسیم. افرادی هم که چنین سخنانی را بیان می کنند توجه داشته باشند تبیین اینگونه از مسایل سبب بدبینی مردم به دین می شود و همچنین وسیله ای می گردد برای اینکه غیرمومنان دین را به سخره بگیرند.
آیت الله سیدمحمد علی ایازی در گفت وگو با شفقنا، بیان کرد: در فرهنگ دینی به منظور موفقیت در زندگی یا حل مشکلات، دو وسیله تعیین شده است، اولین وسیله برنامه ریزی، اندیشیدن، سعی و تلاش و استفاده از راه هایی است که ما را به نتیجه مطلوب برساند و دومین وسیله دعا و توسل کردن می باشد، حتی ممکن است یک ذکر و دعایی برای رسیدن به نتیجه سفارش شده باشد.
وی ادامه داد: دعا و اذکاری که در برخی از روایات آمده و معنای معقولی دارد به تلاش و کوشش توجه ویژه ای دارد، اینگونه نیست که شخصی در منزل بدون هیچ تحرک و تلاشی به دعا و ذکر اذکار بپردازد و خواهان اجابت خواسته خود و حل مشکلات باشد. این اصل تنها در مورد حل مسایل دنیوی نیست بلکه حتی در زمان بیماری نیز این چنین نمی باشد که شخص بیمار به جای مراجعه به پزشک و مصرف دارو جهت درمان و رعایت نکات بهداشتی، به دعا و توسل بپردازد و درمان خود را از این طریق طلب کند.
ایازی در پاسخ به این پرسش که اگر تلاش و کوشش انسان را به نتیجه می رساند، پس دعا چه خاصیتی دارد؟ گفت: دعا یک اعتمادی را ایجاد می کند و توکلی را به وجود می آورد و سبب می شود فرد امیدوارانه کاری را انجام دهد تا به نتیجه برسد. به عنوان مثال شخص بیمار برای درمان، دارو مصرف می کند، اما ترس و واهمه دارد که بهبود نیابد، همین ترس و واهمه سبب می شود داروها تأثیر چندانی نداشته باشند، اما اگر بیمار این امید را داشته باشد که خداوند کمک می کند تا این داروها نتیجه بخش باشند، همین امید از جهت روحی و روانی به این بیمار بسیار کمک می کند و سبب انرژی او در مقابله و مقاومت در برابر بیماری می شود.
وی به نمونه دیگری از ضرورت تلاش و برنامه ریزی برای حل مشکلات اشاره و خاطرنشان کرد: فرض کنید در کشور مشکل کمبود آب داریم، ممکن است برخی بیان کنند مردم دعا و نماز بخوانند تا باران بیاید و مشکل کمبود آب برطرف شود، از سوی دیگر در مصرف آب اسراف کنیم و هیچ برنامه و مدیرتی برای صرفه جویی نداشته باشیم! در این صورت چرا باید مشکل کمبود آب حل شود!؟ باید توجه داشته باشیم که در فرهنگ دینی ما وقتی صحبت از دعا و ذکر شده به معنای طی نکردن مسیر صحیح، برنامه ریزی، اندیشیدن و استفاده نکردن از نظرات کارشناسی و خبره نیست.
این محقق و پژوهشگر برجسته قرآنی در پاسخ به این پرسش که آیا در روایات و احادیث برای حل مشکلات یا رسیدن انسان به نتیجه مطلب، زمان قطعی و مشخصی تعیین شده است؟ گفت: در دسته ای از اعمال زمان یا عدد دخالت دارند، ممکن است که بگویند هفت روز یا هفت بار یا در فلان روز مشخص، اما فراموش نکنیم که اگر روایتی هم درست باشد هیچ کدام به معنای بی توجهی به اسباب و وسایل مقدمات نیست، باید مقدمات را طی کرد و سپس نتیجه گرفت.
وی در مورد طرح سخنانی مانند خواندن دو رکعت نماز به نیت مسلم بن عقیل به مدت ۴۰ روز و ذکر ۱۱۰ صلوات نثار روح ایشان و خانه دار شدن پس از این مدت تعیین شده و آسیب های بیان این نوع از مسایل، اظهار کرد: طرح این نوع صحبت ها در صدا و سیما اشتباه است و باعث بدبینی و سوء تفاهم می شود چون دو حالت بیشتر ندارد یا کسی به این مساله اعتقاد پیدا می کند و یا اعتقادی پیدا نمی کند، اگر اعتقاد پیدا کند و طبق آن عمل نماید و نتیجه نگیرد، نسبت به دین بدبین می شود؛ از سوی دیگر بیان اینگونه موارد باعث می شود انسان اقدامات درست و متقن را کنار بگذارد به عنوان مثال برخی از مدیران ضعیف هستند و نیروها و ارگان ها در امور یکدیگر دخالت و سنگ اندازی می کنند در نتیجه کشور ناکارآمد و مشکلات هر روز در حال افزایش است، به جای حل این اختلافات، برخی می گویند برای حل مشکلات کشور دعا بخوانید! طرح این نوع از مسایل آدرس اشتباه دادن به مردم است و هم برای مومنان و هم برای غیرمومنان مضر است.
ایازی گفت: بیان این موارد ضعیف و غیراصولی برای مومنان مضر است چون اگر طبق آن عمل کنند و به نتیجه مطلوب نرسند، نسبت به دین بدبین می شوند. برای غیرمومنان هم مضر است چون وسیله ای برای سخره دین می شود. متأسفانه برخی ازاداره کنندگان صدا و سیما سواد چندانی ندارند و ناآگاه و مروج خرافات هستند، شاهد آن پخش صحبت های اخیر کارشناس خانم در مورد خانه دار شدن به واسطه نماز برای حضرت مسلم بن عقیل است. وقتی مسئولین صدا و سیما به ابعاد و جوانب پخش چنین سخنانی توجه ندارد و نا آگاه است، نتایج آن بحث، حاشیه و جنجالی می شود که شاهد آن بوده و هستیم.
صفحه1 از149
بازگشت به بالا