دکتر داوود فیرحی گفت: به نظر می‌رسد جامعه مرتباً به سمت اداری شدن پیش می رود ارسطو هم به این نتیجه رسید که نباید اجازه داد جامع ماشینی شود اما چگونه؟ از طریق تلنگر به اندیشه ها و باورهای جامعه.
به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین داوود فیرحی در نشست تخصصی جامعه، مردم و آسیب های اجتماعی از منظر امام خمینی در خصوص بحران سلامت و جایگاه مستضعفان در ادبیات امام خمینی صحبت کرد و با اشاره به بحران کرونا گفت: سی و یکمین سالگرد ارتحال امام مصادف شد با بحران سلامت. بنده از منظر امام خمینی به این موضوع می‌پردازم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در نسبت مذهب و حکمرانی نیازمند بازاندیشی هستیم، افزود: برای این کار احتیاج به فکر، اندیشه و بیان مستمر در خصوص وضعیت خودمان داریم. به نظر می‌رسد جامعه مرتباً به سمت اداری شدن پیش می رود ارسطو هم به این نتیجه رسید که نباید اجازه داد جامع ماشینی شود اما چگونه؟ از طریق تلنگر به اندیشه ها و باورهای جامعه.
فیرحی ادامه داد: سوال جدی این است که رهبرانی مثل امام خمینی چه اندیشه و مشی ‌ای برای مسئله سلامت به ویژه سلامت اقشار مستضعف دارند. مفهوم مستضعف در ادبیات امام چه بود؟ در سخنرانی های اولیه پس از پیروزی انقلاب، ایشان کوشش کردند برخی مفاهیم از جمله مفهوم مستضعف را توضیح دهند. امام معتقد بودند مستضعفان به ذات فقیر نیستند بلکه این حکومت ها و ساختارهای سیاسی و رفتارهای آنهاست که انسانها را به ورطه استضعاف می کشاند.
وی ادامه داد: در اندیشه امام ناتوانی ذاتی انسان ها نیست. این مسئله قابل راستی آزمایی است. می‌توان طبقات پایین مثلاً کارتن خواب ها را سنجید و متوجه هوش بالای آنان شد. این طور نیست که عده‌ای ناتوان باشند و دولت یا ثروتمندان بر سر آنان منت بگذارند و آنها را مورد توجه و تفقد قرار دهند. در ادبیات امام خمینی اگر در جامعه مستضعفی وجود داشته باشد مقصر آن سیاستگذاران هستند. میزان مشروعیت و موفقیت دولت رابطه معکوسی با تعداد مستضعفان دارد. این معیار عیار درونی خوبی بود که توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی مطرح شد.
فیرحی سپس به وضعیت بحران سلامت پرداخت و افزود: این بحران فقط در درمان و بهداشت نیست بلکه در کالاهای اساسی مثل تغذیه و آموزش اولیه هم هست. جامعه گرسنه آسیب پذیر است اما جامعه توانمند راحت‌تر از بیماری به خصوص بیماری کرونا عبور می کند. دغدغه قشر ثروتمند جامعه در روزهای کرونایی بیرون رفتن از خانه و قدم زدن بود اما اقشار کم درآمد و فقیر غم نان و معیشت داشتند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: یک سیاست گذار در بحران سلامت باید به دو مسئله توجه داشته باشد اول چگونه سیاست‌گذاری کند که بحران ایجاد نشود و دوم اگر بحران به وجود آمد چطور برنامه ریزی کنند تا از آن خارج شود. امام به مسئله سلامت چه نگاهی داشتند؟ امام در تعریف جمهوری اسلامی اسم حکومت مستضعفان دارند. ایشان اعتقاد داشتند یکی از نعمت‌های جمهوری اسلامی حکومت مستضعفان است.
وی ادامه داد: حکومت مستضعفان یعنی حاکمان در شرایط و وضعیتی زندگی می‌کنند که جامعه را بفهمند و چنین حکومتی حکومت مستضعفان است که درد محرومیت را چشیده باشد. امام خمینی خود مصداق تجربه محرومیت بودند و با پوست و گوشت و استخوان شان تلخی آن را چشیده بودند. به همین دلیل ایشان تاکید داشتند رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزرا و نمایندگان مجلس باید محرومیت را تجربه کرده باشند در غیر این صورت نمی توانند سیاستگذار سلامت باشند.
فیرحی متذکر شد: مشکلی که وجود دارد که خود امام هم به آن اشاره کردند این بود که نسل دوم حکومت ها که فرزندان مسئولان باشند اصلا نمی دانند قضیه محرومیت چیست. فرزندان مسئولان محرومیت نمی کشند و اصلاً نمی‌توانند درد و تلخی محرومیت را درک کنند.
این استاد دانشگاه در ادامه به تاکید امام در خصوص تامین نان و معاش مستضعفان توسط دولت ها  اشاره کرد و افزود: امام از مسئولان خواستند در قضیه نان کاری کنند که اغنیاء مهمان فقرا شوند. دولت در سطح چهار حوزه بزرگ کالا و خدمات باید ثروتمندان را مهمان فقرا کند. نان، بهداشت، درمان و آموزش همگانی از جمله آنهاست. اگر قرار بر گرفتن مالیات از ثروتمندان است این کار نباید از طریق وضع مالیات قیمت نان بهداشت درمان و آموزش همگانی انجام شود بلکه این مالیات باید از دارایی ها و کالاهای سرمایه ای ثروتمندان اخذ شود. خصوصی سازی در این چهار حوزه از ابتدا اشتباه بود. ما هم می توانیم مثل نروژ برای درآمدهای نفتی مان صندوق ذخیره ارزی تشکیل دهیم اما از طریق درآمدهای مالیاتی کشور را اداره کنیم و از محل سود صندوق ذخیره ارزی به مردم خدمات بهداشتی و تغذیه ای بدهیم. امام اصلا دنبال یک دولت سوسیالیست نبودند بلکه دنبال جبران نابرابری‌های فی ما بین اقشار ضعیف و تهیدست جامعه با ثروتمندان جامعه بودند.
بسم الله الرحمن الرحیم
فرارسیدن سی و یكمین سالگرد درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی و یوم الله پانزدهم خرداد را به ملت شریف ایران و خانواده‌های شهیدان انقلاب اسلامی به ویژه شهدای پانزده خرداد تسلیت می‌گوییم.
پانزدهم خرداد از روزهای  ماندگار در تاریخ ایران و روز سمبل مبارزه با استبداد، دیکتاتوری و استکبار و روز تقابل عدل و ظلم  در تاریخ این کشور است. پانزده خرداد روزی است که ملت ایران در برابر حاکمیت مطلقه و فرمانروایی فردی و سلطنت  مطلقه شاه ایستاد و خواهان آزادی، عدالت اجتماعی و حاكمیت بر سرنوشت خویش شد .
حضرت امام خمینی راهی را که برگزیده بود و ملت را همراه خود می‌دید رها نکرد و سرانجام پس از پانزده سال بساط سلطنت را برچید و برای نخستین بار حاكمیت كشور بر اساس رای مردم در این کشور محقق شد و جمهوری اسلامی تاسیس گردید .
امروز که بیش از سی سال  از رحلت رهبر بزرگوار انقلاب می‌گذرد، باید آرمان‌ها و وعده‌هایی را كه او به ملت داده بود، بازخوانی کرد و اهداف او دوباره بررسی شود که تا چه میزان آن اهداف محقق شده و چقدر آن آرمان‌ها بر باد رفته است؟
بی شک استقلال، آزادی، اتکا به رای مردم و تحقق عدالت اجتماعی از اهداف امام خمینی و كسانی كه در این نهضت به دنبال او بودند، به شمار می‌رفت؛ ولی هزار افسوس كه برخی نخبگان، دلسوزان و پیروان راستین این اهداف، به خاطر سیاست‌های نادرست انحصار طلبانه حذف شدند و به انزوا رفتند؛ كوته نظران عرصه را بر طرفداران واقعی انقلاب تنگ كردند و عده‌ای فرصت‌طلب با شعارهای توخالی در نظام و انقلاب نفوذ كردند. در نتیجه، ملت به جای برخورداری از عدالت اجتماعی و آزادی‌های مشروع در قانون اساسی، با اختلاس و سلطان‌های سكه و ارز و ماشین و غیره روبرو شد و روز به روز پرونده‌های رانت‌خواری و اختلاس را مشاهده کرد. چرا بین آنچه در این روزگار وجود دارد و بین آنچه مرحوم امام در پی آن بود این قدر فاصله افتاده است؟ چه کسانی باید پاسخ دهند و چرا مردم پاسخی نمی‌شنوند؟
تحلیلگران در این ایام، باید اهداف انقلاب و امام را بازخوانی كنند و برای جوانانی كه هر روز به انقلاب و نظام بدبین می‌شوند، تبیین کنند كه عیب‌ها و نارسایی‌های کنونی، در اهداف انقلاب و امام نبوده است؛ بلكه اشکال از تحریف و نفوذی است كه در سال‌های اخیر صورت گرفته و یاران واقعی انقلاب یكی پس از دیگری به انزوا کشانده شده‌اند. آخرین نمونه آن، طرد نخبگانی است كه برای مجلس یازدهم  نام‌نویسی كردند و تیغ تیز نظارت استصوابی راه را بر آنان سد كرد؛ نظارتی که انقلاب را از مسیر اصلی خود، که اتکا به خواست اکثریت مردم بود، بازداشت.  نباید غافل بود از این که برخی افراد از روزهای نخست انقلاب با آرمان‌های امام سرِ سازش نداشتند و چیزی به نام جمهوریت را برخلاف اسلام می‌دانستند و گروهی دیگر اسلام را در کنار جمهوریت قبول نداشتند. این دو لبه قیچی همواره جمهوری اسلامی را در مضیقه قرارداده و برترین شعار امام و انقلاب را به حاشیه رانده است.
مجمع مدرسین و محققین در سالروز وقایع چهاردهم و پانزدهم خرداد، ضمن اظهار تسلیت به ملت ایران، بر این باور است كه باید جریان‌هایی را که با انقلاب نبودند یا در تقابل با امام و اراده ملت بودند و الان خود را میراث‌دار انقلاب می‌دانند، باز شناسی کرد و اداره کشور در انحصار گروه خاصی قرار نداشته باشد تا جریان‌های همراه با امام و مردم بتوانند در یک فضای باز و رقابتی به خواست مردم جامه عمل بپوشانند؛ آزادی، استقلال و جمهوریت نظام معنای واقعی خود را باز یابد و در سیاست‌گزاری‌های كلان سیاسی و اقتصادی كه تا كنون راه به جایی نبرده است، تجدید نظر شود.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
هادی سروش
چند روزی است جامعه ، ماتم سرای قتل دختری سیزده ساله و مظلوم بنام "رومینا" است ."رومینا" در میدان انقلاب تهران با تفنگ به قتل نرسید ، بلکه در یک روستای کوچک بنام «سفید سنگان لمیر» از بخش «حویق» شهرستان «تالش» در استان گیلان به قتل رسید ! و قتل هم توسط پدر بود و آلت قتاله هم "داس" بوده !این جزئیات ، اگرچه جزئی است ، اما نشان از یک حادثه کلی می‌دهد. و آن ؛ بروز یک فساد فراگیری است که بدتر و شدیدتر و وخیم تر از "کرونا" ؛ تا روستای "سفیدسنگان" را هم گرفته !!
اجازه دهید از زاویه ای متفاوت این موضوع را به بررسی بنشینیم.
ببینید ؛ وقتی فسادی گردن گیر جامعه ای میشود ، اهل اخلاق و حقوق و دیانت برای ریشه آن شروع به گمانه زنی میکنند و گمانه های خود را با برخی شواهد تاریخی و یا دینی قریب به واقع نشان میدهند .مثلا در مواجه با فقر سنگین اجتماعی و گرانی و بیکاری و یا اعتیاد و یا بیماری های مسری ، هر کسی بر اساس ذائقه خود منشاء منفی ای  را معرفی میکند ؛
عده ای میگویند :این چالشها و بدبختی از "بی حجابی" زنان است ، از اختلاط دختران و پسران است !
عده ای میگویند :همه این دردها را باید بحساب قضاوت های ناعادلانه برخی قضّات گذاشت .
عده ای میگویند :بیچارگی ملت از آن روزی شروع شد که رشوه ، و حق و ناحق کردن ها پدید آمد!
و عده ای میگویند: همه مشکلات از قوانین شُبه ناک بانکهاست که ربا را در بر دارد! و تحلیل های دیگر ..
اجازه دهید با نگاه به قرآنی ،درد فرا گیری که "ام الفساد" است را شناسایی کرده ، و بعد به سراغ درمانش رویم ؛ امروز در مطالعه تفسیر "الصافی" نوشته ملامحسن فیض (م ۱۰ هجری) به حدیثی رسیدم که در این موضوع راهگشاست .
قرآن درباره فسادهای فرا گیر کشوری و منطقه ای و یا جهانی میفرماید :«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ...» ﴿۴۱﴾ به سبب آنچه مردم با دست خویشتن فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است.
در ذیل این آیه ، فیض کاشانی از دو کتاب مهم شیعه ؛ یعنی تفسیر قمی و کتاب کافی حدیثی آورده که بحق ؛ استحقاق تفکر عمیق در این رابطه را دارد . و آن حدیث که از نظر کارشناسی سندی دارای اعتبار "صحیحه"  میباشد ،این است: «ذَاكَ وَ اللَّهِ حِينَ قَالَتِ‏ الْأَنْصَارُ مِنَّا أَمِيرٌ وَ مِنْكُمْ أَمِيرٌ» بخدا سوگند ؛ اين فساد فراگیر ، در آن موقعى شد كه انصار گفتند: باید حاکمی از ما باشد و نیز حاکمی از شما !
مقصود امام باقر (ع) آن است آن روزی که دعوای قدرت پیدا شد و مدعیان حکومت و مدیریت اقدام به کسب جایگاههای حکومتی نمودند فساد فراگیر آغاز شد. پس "فساد فرا گیر" ربطی به بی حجابی، رشوه و معاملات شُبه ناک بانکی ندارد ، گرچه میتواتد موثر باشد . اما علت تامه فساد فراگیر به فساد رفتن  "مدیریت جامعه" است که کمترین نشان آن "جنگ قدرت" است ، و از جنگ قدرت وخیم تر ؛ مخفی کردن فساد فاسدانِ نجومی ؛ [اعم از حقوق نجومی و یا املاک نجومی] است و سپس اقامتشان بر "صندلی ریاست" آنانست !شکی نیست که روی کار آمدن فاسدان ، ذره ای از خشکی و دریا  و یا از شهر و روستا را ، سالم باقی نمی‌گذارد.
مراجع بزرگوار و اساتید حوزه و دانشگاه و نویسندگان دلسوز ؛ قبل از توجه به "معلول"هایی چون اعتیاد ، فقر ، بیکاری ، طلاق ، ربای بانکی ، بی حجابی ، باید به "علت" بپردازند ، در اینصورت است که جامعه رو به اصلاح خواهد رفت . انشالله
سید محمدعلی ایازی استاد دانشگاه و قرآن‌پژوه ضمن تبیین دیدگاه قرآن در مورد قصاص، با بیان اینکه قرآن بهانه‌های مختلفی را برای اجرا نشدن قصاص مطرح کرده است، تأکید کرد: اگر پدر طبق قانون اسلام قصاص نمی‌شود، صرفاً به خاطر ولی فرزند بودن نیست، بلکه قصاص پدر عامل فروپاشی خانواده و تشدید خشونت است.
ایازیحجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی، استاد دانشگاه و قرآن‌پژوه، در گفت‌وگو با ایکنا با اشاره به قتل دختر ۱۴ ساله، گفت: هم خلأهای حقوقی و فقهی در این نوع حوادث دخیل است و هم زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و آموزشی در پدید آمدن این گونه حوادث تلخ مؤثر است؛ یعنی از یک طرف، کارآمدی قانون در زمینه ازدواج و مجازات مجرم وجود ندارد و از طرف دیگر، مشکل کشور صرفاً حقوقی و فقهی نیست، بلکه مجموعه‌­ای از عوامل دخیل است.
ایازی بیان کرد: مثلاً اگر قضات ما مهارت لازم در برخورد با این نوع حوادث داشته باشند، خودش عامل مهمی در تقلیل این حوادث است؛ یعنی اگر قانونِ خوب هم وجود داشته باشد، نوع مواجهه قضات مهم است؛ در همین قضیه قتل رومینا اگر قاضی به پدر هشدار می‌داد که برخورد خشنی با دختر نداشته باشد و از طرفی تأمل بیشتری به سخن دختر داشت که گفته بود اگر مرا به پدرم تحویل بدهید، مرا خواهد کشت، شاید شاهد این حادثه نبودیم. همچنین اگر قاضی آموزش و مهارت لازم را داشت و تمهیدی می‌اندیشید که دختر مدتی در محیطی فرهنگی تحت تربیت و آموزش لازم قرار بگیرد، شاید امروز رومینا کشته نشده بود، بنابراین افزون بر یک قانون خوب، اجرای قوانین فقهی و حقوقی در دستگاه قضایی خیلی مهم است.
ریشه‌های تربیتی و فرهنگی
وی اضافه کرد: بخشی از این نوع حوادث هم مربوط به مسائل تربیتی و فرهنگی جامعه مانند تعصبات است؛ مثلاً پدر ممکن است به دلیل اختلاف مذهبی، فاصله سن دختر یا مسائل دیگر با ازدواج دختر موافق نبوده و این مسائل هم در چنین فهم غلطی اثرگذار است. مهم‌تر آنکه خانواده‌ها باید مهارت‌های لازم را در برخورد با فرزندان را فرابگیرند؛ یعنی اگر پدر تعامل دوستانه، محبت‌آمیز و خوبی داشت، باز شاید این اتفاق رخ نمی‌داد.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی تأکید کرد: بنابراین در چنین پدیده‌هایی به نقش شرایط فرهنگی و آموزش رسانه­‌ها و نظام تعلیم و تربیت باید توجه شود و در بررسی مسئله نیز باید جامع‌نگر باشیم. پدیده‌های اجتماعی یک مجموعه مرتبط با همدیگر است، لذا اگر قصاص هم برای این نوع جرم‌ها تعیین شود، ولی ابعاد دیگر را تبیین نکنیم، مشکلی حل نمی‌شود.
لوازم حیات‌بخشی قصاص
وی گفت: این روزها در رسانه‌­ها بر این مسئله تأکید می‌شود که چرا قصاص برای مجازات چنین پدرانی در قانون لحاظ نشده تا جلوی تکرار حوادث مشابه را بگیرد؟ در قرآن کریم حکم به قانون قصاص داده و برای آن، فلسفه‌ای بیان شده و فرموده که فلسفه قصاص، حفظ و حق حیات است؛ یعنی مجازات قصاص برای ارزش­‌گذاری به حق حیات در جامعه مسلمان و غیرمسلمان است؛ نگاه کلی قرآن این است که چگونه حیات در جامعه تداوم یابد. به همین دلیل در عین بیان قانون قصاص، بلافاصله بر عفو تأکید شده تا مردم از حق خودشان تا حد ممکن استفاده نکنند.
این قرآن‌پژوه با بیان اینکه مجازات قصاص برای حفظ حق حیات لوازمی دارد، تصریح کرد: شاهد دیگر آن است که قرآن کریم وقتی قصاص را مطرح کرد، فرموده: «أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»؛ یعنی اگر یک فرد از شما را کشتند فقط یک نفر را بکشید؛ زیرا در بسیاری از جوامع و میان افراد قدرتمند و در دوره پیامبر(ص) و قبل و حتی بعد از آن و امروز کسانی هستند که وقتی یک نفر از خانواده و اقوام آنان کشته شود، به ازای آن تلاش می‌کنند تا چندین نفر را بکشند که قرآن این مسئله را زیر سؤال برده است؛ یعنی جهت‌گیری از یک واقعیت اجتماعی و مشکل رفتاری مردم است.
بهانه‌های قرآن برای اجرا نشدن قصاص
وی افزود: قرآن تأکید دارد که در برابر یک نفر فقط یک نفر باید کشته شود و اینکه عفو بهتر است؛ زیرا او می­‌خواسته به سمت کاهش آن پیش برود؛ لذا قرآن به بهانه­‌های مختلف خواسته است که قصاص اجرایی نشود. خیلی از افراد تصور می‌کنند که نبود حکم قصاص برای پدرانی که فرزند خود را می‌­کشند، به دلیل آنکه پدر چون ولی و پدر فرزند است، این حق را دارد که فرزند خودش را بکشد یا تنبیه کند، ولی عمده فلسفه رفع آن این است که قصاص پدر باعث فروپاشی یک خانواده و تشدید خشونت می‌شود، زن شوهر خود را از دست داده و فرزندان دیگر بی‌پدر می­‌شوند و این دور و تسلسل ادامه می‌­یابد و زمینه‌­های قتل‌های بعدی در خانواده فراهم می‌­شود.
ایازی با تأکید بر اینکه تردیدی در این نیست که چنین پدری باید مجازات شود و مجازات سنگین هم داشته باشند تا تنبه و پیشگیری برای دیگران ایجاد شود، تصریح کرد: همه مجازات قصاص نیست و راه­‌های دیگر هم ممکن است.
تناقض در سخن مدعیان ظلم بودن قصاص
وی اظهار کرد: تعجب من از برخی افراد است که وقتی به قصاص می­‌رسند می­‌گویند این حکم اسلام ظالمانه است، ولی وقتی با چنین پدیده­‌هایی روبه‌رو می‌­شوند، می‌گویند چرا در قانون قصاص برای چنین پدری وجود ندارد؟ یعنی تناقض در سخنان آنان وجود دارد.
ایازی در پاسخ به این سؤال که دلیل اصلی چنین حوادثی تعصبات ناموسی است، مرز میان تعصبات و غیرت به‌جا و بی‌جا چیست؟ گفت: باید میان تعصب و غیرتی که یک فرد به ناموس و اطرافیان خود دارد، با اجرای قانون تفاوت قائل شویم؛ آنچه حق پدر و برادر و بستگان درجه یک است، داشتن هوشمندی و مسئولیت‌شناسی به ناموس است و در این حوادث، آزردگی و ناراحتی شدیدی رخ می­‌دهد، ولی راه آن تنبیه و کشتن نیست. آنان حق ندارند مجری قانون بشوند، بلکه باید راهی پیدا کنند تا این مسئله حل شود.
وی اضافه کرد: در این ماجرا، پدر، خودش مجری قانون شده است و این درست نیست؛ غیرت آن است که پدر و برادر و ... رفتاری داشته باشند که سلامت خانواده، حفظ شود، ولی کشتن که هیچ، حق زدن هم ندارد و دستورات اسلامی چنین اجازه‌ای را به خصوص درباره دختران نمی‌دهد. به همین دلیل یکی از مواردی که باید در قانون لحاظ شود، جلوگیری از زمینه رخ دادن چنین حوادثی است.
ایازی بیان کرد: این ماجراها هشداری به خانواده‌هاست تا رفتار خوب و مناسبی با فرزندشان داشته باشند؛ الان یکی از مشکلات ما، کودک‌همسری است که به معضل تبدیل شده و برخی خانواده‌ها فرزند خود را مجبور به ازدواج در سن کم می‌کنند که آثار و عوارض بسیاری دارد و متأسفانه به این مشکل توجه نمی­‌شود. باید قانون مناسبی برای آن باشد، ولی مواردی استثنا هم هستند. در این مورد دختر قصد و نیاز به ازدواج داشت و باید در قانون طوری پیش‌بینی می‌شد تا قاضی و روان‌­شناس تشخیص دهند که این بچه نیاز به ازدواج و آمادگی برای این کار دارد و به صورت استثنائی عمل شود تا مشکلات کاهش یابد.
به نام خدا
مسلمانان بنا بر خواست بشر دوستانه و بر طبق سخن پیامبر اسلام، اهتمام به امور مسلمین را از ضروریات زندگی انسانی و اسلامی خود می‌دانند. سیاست خارجی ایران نیز، بنا بر اصل سوم قانون اساسی و بر اساس معیارهای اسلام و تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی‌دریغ از مستضعفان جهان تنظیم می‌شود. علاوه بر این، حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) 38 سال پیش، از عموم مسلمانان جهان دعوت کرد آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس انتخاب کنند و در این روز همبستگی خود را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. روز قدس روز حمایت از مردم فلسطین و اعتراض به غصب قبله اول مسلمانان است.
طرح معامله قرن و قصد دولت غاصب برای الحاق کرانه باختری و شهرک‌سازی‌های جدید، برنامه خطرناکی است که منطقه را دچار بحران خواهد کرد؛ به همین دلیل لازم است مسلمانان و دولت های اسلامی نسبت به این توطئه خطرناک خاموش ننشینند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن گرامی داشت روز قدس و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، این توطئه خطرناک را محکوم می کند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱/۳/۱۳۹۹
دکتر محمدرضا یوسفی با بیان اینکه دادن وعده و وعید از سوی کسانی که می‌خواهند پست و مقام بگیرند نشانه بی‌اخلاقی است، تأکید کرد: فساد سیستمی در جوامع، ناشی از مناسبات نادرست افراد ذی‌نفوذ در پشت پرده است.
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا یوسفی، استاد دانشگاه مفید، امروز، ۱۷ اردیبهشت‌ماه در ادامه سلسله مباحث شرح خطبه‌های نهج‌البلاغه به خطبه ۹۲ پرداخت و گفت: در حکومت عثمان، تبعیض، رانت‌خواری، اختلاس و ... وجود داشت و ارزش‌های الهی و انسانی زیر پا گذاشته می‌شد و بنی امیه مدیریت جامعه را دست داشتند، کسانی که در آخرین لحظات عمر پیامبر به ایشان ایمان آوردند.
یوسفی تصریح کرد: امام علی(ع) در این خطبه فرمودند که ما با وعده و وعیدهای بی‌پایه نشانه بی‌صداقتی است
یوسفی تصریح کرد: امام علی(ع) در این خطبه فرمودند که ما با رنگ‌ها و چهره‌های مختلف اجتماعی روبه‌رو هستیم و شرایط در این دوران، بسیار پیچیده است، لذا در این شرایط حکومت، بسیار سخت است؛ مردم قدرت شکیبایی این شرایط را نخواهند داشت و از طرف دیگر آن قدر شبهات مختلف برای مردم ایجاد شده بود که خیلی از مردم ثبات قدم خود را از دست داده بودند.
استاد دانشگاه مفید بیان کرد: حضرت به همین دلایل از حکومت امتناع فرمودند و ادامه دادند من اگر زمام امور را به دست بگیرم توقع نداشته باشید که چارچوب قبلی را ادامه بدهم، بلکه براساس دانش خودم عمل خواهم کرد. من به مصلحت‌اندیشی‌هایی که ممکن است منافع گروهی از بین برود توجهی نکرده، لذا شما تحمل اصول مرا نخواهید داشت؛ بنابر این دست از سرم بردارید و سراغ فرد دیگری بروید و من هم مطیع خواهم بود و هر چه مصلحت مردم باشد صادقانه در اختیار فرد منتخب شما قرار می‌دهم و اگر من مشاور و وزیر باشم بهتر از این است که امیر شما باشم.
وی با اشاره به نکات این خطبه اظهار کرد: اولین نکته این است که حضرت، آینده را پیش‌بینی کرده و هشدار می‌دهد؛ اگر از منظر تاریخی بنگریم می‌بینیم که دقیقا اتفاقاتی افتاده که امام گفته بودند و سه جنگ در مدت پنج سال رخ داد و نارضایتی‌هایی ایجاد شد و اقلیت ممتاز، اعتراضات شدیدی ایجاد کردند و شبهه‌پراکنی داشتند گرچه برای عموم مردم وضعیت بهتر شد.
یوسفی تصریح کرد: حکومت پیامبر در فضای کوچکی یعنی مدینه ایجاد شد و ایشان سننی بنا نهادند که هنوز در جامعه نهادینه نشده بود و بعد حکومت تغییر مسیر داد و خراج‌های حکومت میان نژادهای مختلف و به صورت ناعالانه تقسیم شد؛ در زمان خلیفه دوم بیشتر و در زمان خلیفه سوم تشدید شد؛ نابرابری حقوقی، قانونی شده بود و تلقی حاکمان از حکومت، کاملا متفاوت از قبل بود و آنان خود را پاسخگوی مردم نمی‌دیدند لذا مناسبات فاسد جدیدی در میان جامعه نهادینه و باعث ایجاد اقلیت ممتاز ثروتمند و قدرتمند شده بود.
فقر و فساد معلول مناسبات نادرست است
وی اضافه کرد: اگر ما در جامعه‌ای با فقر، فحشاء و نابرابری و آسیب‌های اجتماعی به صورت گسترده روبه‌رو شدیم که تبدیل به مسئله اجتماعی شده و پدیده موقتی هم نباشد حکایت از این دارد که مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به صورت نادرست پیش می‌رود. یعنی مردم از فقر، اختلاس و نابرابری و تنگدستی ناراحت هستند ولی همه اینها، معلول مناسبات نادرست است.
یوسفی تصریح کرد: امام خوب می‌دانستند برای اینکه میوه‌های تلخی مانند فقر و تبعیض و ... در جامعه تولید نشود باید مناسبات اقتصادی و اجتماعی اصلاح شود؛ باید سیستمی که تبعیض را قانونی کرده است نابود شود و در چنین حالتی مافیایی که قدرت در دست دارد و منافع مالی زیادی می‌برد در برابر این اصلاح می‌ایستد. ابن قتیبه می‌گوید طلحه و زبیر که محرک کشتن عثمان بودند، جایگاهی در میان مردم نداشتند و وقتی دیدند مردم به امام رو آوردند به سمت امام آمدند؛ حرف آنان این بود که بنی امیه نباید در قدرت باشند ولی با مناسبات نادرست آن دوره مشکلی نداشتند و تنها خواستار جابجایی قدرت بودند یعنی به جای مروان و ولید قرار است، طلحه و زبیر اختلاس کنند و به نان و نوایی برسند.
وی با بیان اینکه نگاه امیرالمومنین برخلاف طلحه و زبیر نگاهی عمیق است افزود: برای ایجاد اصلاحات عمیق باید قضیه را مناسباتی و سیستماتیک دید تا اصلاح در ساختار ایجاد شود، زیرا افراد منفعت‌طلب با ایجاد شبهه و شایعه تلاش می‌کنند که مردم را بر ضد امام کنند و جنگ‌هایی هم راه انداختند تا مردم از وضعیت جنگی خسته شوند و وضعیت معیشتی آنان دچار اشکال و کم کم نارضایتی گسترده ایجاد شود.
یوسفی تصریح کرد: ما نباید تصور کنیم این اتفاقات برای ۱۴۰۰ سال قبل است و الان هم اگر کسی بخواهد با اقلیت ممتاز که مناسبات نادرست دارند مبارزه کند او را از زوایای مختلف در منگنه قرار می‌دهند و با شبهه و ایجاد مشکل، سعی بر زمین‌گیر کردن او می‌کنند.
رابطه مناسبات پشت پرده و فساد
یوسفی با بیان اینکه در دوره امام علی(ع)، مردم درک عمیقی از قضایای پشت پرده نداشتند و صرفاً از تورم، بی‌عدالتی و فقر ناراحت بودند، افزود: مردم، مناسبات و عمق آن و سختی مبارزه با آن را نمی‌دیدند؛ به تعبیر گاندی یکی از مشکلات مصلحان اجتماعی آن است که مردم درکی از مناسبات پشت پرده ندارند لذا گرفتار شبهه شده و خسته می‌شوند.
وی افزود: وقتی با پدیده‌های مزمن مفسدانه و فساد سیستمی روبه‌رو هستیم باید مناسبات را ببینیم زیرا این مناسبات ریشه در شیوه حکمرانی دارد؛ و با تغییر افراد چیزی عوض نمی‌شود بلکه باید اصلاح عمیق صورت بگیرد که بدون همراهی با مردم ممکن نیست و همدلی و همراهی آنان هم نیازمند درک درست آنان از وضعیت است.
وی اضافه کرد: در نظام‌های مختلف می‌بینیم کسانی که می‌خواهند نماینده شده یا پست بگیرند شعارهایی می‌دهند که به آن معتقد نیستند و یا عملیاتی هم نیست؛ ولی امام علی(ع) سیاست اخلاقی داشتند و فرمودند که من اگر حاکم شوم وعده و وعید نمی‌دهم بلکه بر اصلاح عمیق امور تاکید دارم که می‌دانند دشمنی‌های زیادی هم ایجاد خواهد شد.
 وی افزود: امام نتایج را نمی‌گوید بلکه ضرورت تحولات ساختاری و سختی‌ها را می‌گویند یعنی نگاه امام مبتنی بر اصالت قدرت نیست؛ اگر در انتخابات، فرد و افرادی، وعده‌های شیرین می‌دهند اصالت با قدرت است ولی اگر کسی عمیق‌تر با مسائل برخورد کرده و تلاش‌های خاصی برای وعده‌های شیرین به مردم ندارد وضعیت متفاوتی دارد.
 وی با بیان اینکه امام برای آراء عمومی احترام قائل بودند و صادقانه مسائل را با مردم مطرح می‌کردند، اضافه کرد: اگر در جامعه امروز با یکسری مسئل مانند رانت‌خواری، اختلاس، بی‌عدالتی، فساد سیستمی، تورم مستمر، نرخ بیکاری بالا و آسیب‌های اجتماعی و فقر زیادی روبه‌رو هستیم نشان‌دهنده آن است که ما در درون ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای مشکلات جدی هستیم و مسئله فرد و افراد نیستند بلکه باید مناسبات را اصلاح کرده و بازنگری و مجددا طراحی کنیم.رنگ‌ها و چهره‌های مختلف اجتماعی روبه‌رو هستیم و شرایط در این دوران، بسیار پیچیده است، لذا در این شرایط حکومت، بسیار سخت است؛ مردم قدرت شکیبایی این شرایط را نخواهند داشت و از طرف دیگر آن قدر شبهات مختلف برای مردم ایجاد شده بود که خیلی از مردم ثبات قدم خود را از دست داده بودند.
استاد دانشگاه مفید بیان کرد: حضرت به همین دلایل از حکومت امتناع فرمودند و ادامه دادند من اگر زمام امور را به دست بگیرم توقع نداشته باشید که چارچوب قبلی را ادامه بدهم، بلکه براساس دانش خودم عمل خواهم کرد. من به مصلحت‌اندیشی‌هایی که ممکن است منافع گروهی از بین برود توجهی نکرده، لذا شما تحمل اصول مرا نخواهید داشت؛ بنابر این دست از سرم بردارید و سراغ فرد دیگری بروید و من هم مطیع خواهم بود و هر چه مصلحت مردم باشد صادقانه در اختیار فرد منتخب شما قرار می‌دهم و اگر من مشاور و وزیر باشم بهتر از این است که امیر شما باشم.
وی با اشاره به نکات این خطبه اظهار کرد: اولین نکته این است که حضرت، آینده را پیش‌بینی کرده و هشدار می‌دهد؛ اگر از منظر تاریخی بنگریم می‌بینیم که دقیقا اتفاقاتی افتاده که امام گفته بودند و سه جنگ در مدت پنج سال رخ داد و نارضایتی‌هایی ایجاد شد و اقلیت ممتاز، اعتراضات شدیدی ایجاد کردند و شبهه‌پراکنی داشتند گرچه برای عموم مردم وضعیت بهتر شد.
یوسفی تصریح کرد: حکومت پیامبر در فضای کوچکی یعنی مدینه ایجاد شد و ایشان سننی بنا نهادند که هنوز در جامعه نهادینه نشده بود و بعد حکومت تغییر مسیر داد و خراج‌های حکومت میان نژادهای مختلف و به صورت ناعالانه تقسیم شد؛ در زمان خلیفه دوم بیشتر و در زمان خلیفه سوم تشدید شد؛ نابرابری حقوقی، قانونی شده بود و تلقی حاکمان از حکومت، کاملا متفاوت از قبل بود و آنان خود را پاسخگوی مردم نمی‌دیدند لذا مناسبات فاسد جدیدی در میان جامعه نهادینه و باعث ایجاد اقلیت ممتاز ثروتمند و قدرتمند شده بود.
فقر و فساد معلول مناسبات نادرست است
وی اضافه کرد: اگر ما در جامعه‌ای با فقر، فحشاء و نابرابری و آسیب‌های اجتماعی به صورت گسترده روبه‌رو شدیم که تبدیل به مسئله اجتماعی شده و پدیده موقتی هم نباشد حکایت از این دارد که مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به صورت نادرست پیش می‌رود. یعنی مردم از فقر، اختلاس و نابرابری و تنگدستی ناراحت هستند ولی همه اینها، معلول مناسبات نادرست است.
یوسفی تصریح کرد: امام خوب می‌دانستند برای اینکه میوه‌های تلخی مانند فقر و تبعیض و ... در جامعه تولید نشود باید مناسبات اقتصادی و اجتماعی اصلاح شود؛ باید سیستمی که تبعیض را قانونی کرده است نابود شود و در چنین حالتی مافیایی که قدرت در دست دارد و منافع مالی زیادی می‌برد در برابر این اصلاح می‌ایستد. ابن قتیبه می‌گوید طلحه و زبیر که محرک کشتن عثمان بودند، جایگاهی در میان مردم نداشتند و وقتی دیدند مردم به امام رو آوردند به سمت امام آمدند؛ حرف آنان این بود که بنی امیه نباید در قدرت باشند ولی با مناسبات نادرست آن دوره مشکلی نداشتند و تنها خواستار جابجایی قدرت بودند یعنی به جای مروان و ولید قرار است، طلحه و زبیر اختلاس کنند و به نان و نوایی برسند.
وی با بیان اینکه نگاه امیرالمومنین برخلاف طلحه و زبیر نگاهی عمیق است افزود: برای ایجاد اصلاحات عمیق باید قضیه را مناسباتی و سیستماتیک دید تا اصلاح در ساختار ایجاد شود، زیرا افراد منفعت‌طلب با ایجاد شبهه و شایعه تلاش می‌کنند که مردم را بر ضد امام کنند و جنگ‌هایی هم راه انداختند تا مردم از وضعیت جنگی خسته شوند و وضعیت معیشتی آنان دچار اشکال و کم کم نارضایتی گسترده ایجاد شود.
یوسفی تصریح کرد: ما نباید تصور کنیم این اتفاقات برای ۱۴۰۰ سال قبل است و الان هم اگر کسی بخواهد با اقلیت ممتاز که مناسبات نادرست دارند مبارزه کند او را از زوایای مختلف در منگنه قرار می‌دهند و با شبهه و ایجاد مشکل، سعی بر زمین‌گیر کردن او می‌کنند.
رابطه مناسبات پشت پرده و فساد
یوسفی با بیان اینکه در دوره امام علی(ع)، مردم درک عمیقی از قضایای پشت پرده نداشتند و صرفاً از تورم، بی‌عدالتی و فقر ناراحت بودند، افزود: مردم، مناسبات و عمق آن و سختی مبارزه با آن را نمی‌دیدند؛ به تعبیر گاندی یکی از مشکلات مصلحان اجتماعی آن است که مردم درکی از مناسبات پشت پرده ندارند لذا گرفتار شبهه شده و خسته می‌شوند.
وی افزود: وقتی با پدیده‌های مزمن مفسدانه و فساد سیستمی روبه‌رو هستیم باید مناسبات را ببینیم زیرا این مناسبات ریشه در شیوه حکمرانی دارد؛ و با تغییر افراد چیزی عوض نمی‌شود بلکه باید اصلاح عمیق صورت بگیرد که بدون همراهی با مردم ممکن نیست و همدلی و همراهی آنان هم نیازمند درک درست آنان از وضعیت است.
وی اضافه کرد: در نظام‌های مختلف می‌بینیم کسانی که می‌خواهند نماینده شده یا پست بگیرند شعارهایی می‌دهند که به آن معتقد نیستند و یا عملیاتی هم نیست؛ ولی امام علی(ع) سیاست اخلاقی داشتند و فرمودند که من اگر حاکم شوم وعده و وعید نمی‌دهم بلکه بر اصلاح عمیق امور تاکید دارم که می‌دانند دشمنی‌های زیادی هم ایجاد خواهد شد.
 وی افزود: امام نتایج را نمی‌گوید بلکه ضرورت تحولات ساختاری و سختی‌ها را می‌گویند یعنی نگاه امام مبتنی بر اصالت قدرت نیست؛ اگر در انتخابات، فرد و افرادی، وعده‌های شیرین می‌دهند اصالت با قدرت است ولی اگر کسی عمیق‌تر با مسائل برخورد کرده و تلاش‌های خاصی برای وعده‌های شیرین به مردم ندارد وضعیت متفاوتی دارد.
 وی با بیان اینکه امام برای آراء عمومی احترام قائل بودند و صادقانه مسائل را با مردم مطرح می‌کردند، اضافه کرد: اگر در جامعه امروز با یکسری مسئل مانند رانت‌خواری، اختلاس، بی‌عدالتی، فساد سیستمی، تورم مستمر، نرخ بیکاری بالا و آسیب‌های اجتماعی و فقر زیادی روبه‌رو هستیم نشان‌دهنده آن است که ما در درون ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارای مشکلات جدی هستیم و مسئله فرد و افراد نیستند بلکه باید مناسبات را اصلاح کرده و بازنگری و مجددا طراحی کنیم.
محمدجعفر سعیدیان فر
تقوای اجتماعی ومحیط زیست درنهج البلاغه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏- بقره (2) آیه :183
ای کسانی ایمان آوردید روزه برشما مقرر گردیده چنان که برکسانی که پیش ازشما بودند مقرر گردیده بود باشد که تقوا پیشه کنید
در آیه شریفه وجوب روزه آثار وفوائد بدنی واخلاقی واجتماعی آن برای رسیدن به تقوا ذکر شده است « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏» توجه من دراین نوشته برتقوا دراجتماع دررابطه با حفظ محیط زیست است وهمان گونه که قبلا یاد آورشدیم در دررابطه باتقوای اجتماعی انوا ع روابط انسان هامطرح می شود که یکی از آنها ارتباط با هستی طبیعت و جهان پیرامونی انسان است بی توجهی به محیط زیست و تخریب مظاهر طبیعت، تأثیر مستقیم و غیر مستقیمی بر سلامت جسمی و روحی آحاد جامعه دارد. زیبایی های موجود در طبیعت از جمله مظاهر قدرت و زیبایی خداست، که توجه و تدبر در آنان به طور مستقیم موجبات نزدیکی و شناخت و معرفت نسبی نسبت به خالق هستی را برای افراد جامعه فراهم می کند، از این رو خدای متعال در آیات قرآن کریم توجه بندگان را به زیبایی و مظاهر طبیعی دنیا جلب می نماید« وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْزُونٍ‏ سوره حجر(15) آیه:19 و زمین را گستردیم و در آن كوه هاى ثابتى افكندیم و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم» وهمچنین خدای متعال در قرآن کریم علاوه بر حفظ محیط زیست انسان را به ساختن و آباد کردن زمین فرا خوانده است.« هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»:سوره هود(11) آیه: 61 اوست كه شما را از زمین آفرید، و آبادى آن را به شما واگذاشت »رابطه انسان با زمین باید بهره برداری آبادگرانه باشد وباتخریب وویرانی نباید همراه باشد
 عدم فساد، زیاده روی و اسراف در برخورد با طبیعت
با دقت و تأمل در آیات قرآن کریم می توان یک قاعده زیبای قرآنی در برخورد با طبیعت را استخراج کرد، عدم زیاده روی و برخورد مسرفانه یکی از راهکارهای زیبا برای دوستداران طبیعت است.« كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى (طه(20)آیه: 81‏ ) از پاكیزه های دلپذیری که روزی شما کرده ایم بخورید و در آنها زیاده روی نكنید، كه خشم من بر شما واقع شود و هر كه خشم من بر او وارد شود، حتماٌ سقوط مى كند!». خدای متعال در خصوص عدم فساد در زمین این چنین می فرماید.وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها؛ (اعراف(7) آیه: 56) در زمین پس از اصلاح آن فساد نكنید». «فساد به هر گونه تخریب و ویرانگرى و خروج از اعتدال اطلاق می شود همان گونه که راغب اصفهانی در مفردات خود این چنین بیان می دارد، «الفساد خروج الشی ء عن الاعتدال قلیلا كان او كثیرا، و یضاده الصلاح، و یستعمل ذلك فى النفس و البدن و الاشیاء الخارجة عن الاستقامة:(مفردات راغب ماده «فَسَدَ»ص379 )فساد هر گونه خارج شدن اشیا از حالت اعتدال است، كم باشد یا زیاد، و نقطه مقابل آن صلاح است و این در جان و بدن و اشیایى كه از حد اعتدال خارج مى شوند، تصور مى شود» فساد درطبیعت نیز به معنای تخریب و از بین بردن مظاهر طبیعی و خدادادی است، که خدای متعال عاملان آن را دوست نمی دارد کما اینکه خداوند در این باره می فرماید: وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَساد؛ (بقره(2) آیه: 205)
مرحوم آیت الله طالقانی درتفسیر آیه می نویسند: وَ إِذا تَوَلَّى‏: و آن گاه كه با تلاش و كوشش ولايت و زعامت يافت. هيئت فعل تولى و سياق آيات و افعالى كه آمده همين معنا را ميرساند و معناى روى گرداند كه متعدى به «عن» ميشود تناسبى ندارد. ليفسد فيها، بيان منظور و غايت يا لازمه كوشش او در زمين است: همين كه زعامت يافت ميكوشد در زمين براى افساد يا ميكوشد در راه پيشرفت قدرت و نفوذش در زمين كه لازمه آن افساد، مقابل اصلاح است- برهم زدن نظم و التيام طبيعى اشياء، از ميان برداشتن حقوق و حدود افراد، بستن راههاى رشد و كمال و باز نمودن راههاى تباهى و رشد استعدادها، برترى يافتن فرومايگان و بركنارى فرزانگان و ايجاد گروه‏ها و طبقات- همه مراتب و مظاهر افساد است كه به از ميان رفتن و تباهى محصول كشت و كار و نسل و استعدادها خلاصه ميشود: وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ. وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ، مبين اراده حاكم بر جهان و انسان است: همان اراده‏اى كه راههاى كمال و صلاح را از ميان موانع و پيچ و خمها باز و موجبات فساد را طرد مينمايد، فساد را دوست ندارد و نمى‏پذيرد و همچنين مفسد را گر چه اين عنصر مفسد و طاغى، در شرائط عارضى و مزاج جوامع بيمار و تخدير شده و غافل از خود و مسئوليتهاى خود چندى راه و دوام يابد. پس همين كه وجدانهاى بيدار مانند قدرت دفاعى بدن در مقابل ميكرب و عارضه بيمارى، به پا خاست و خفته‏ها و غافلها را هشيار و بيدار نمود ازاله آن حتمى است.« پرتوى از قرآن ج‏2 98» علامه طبا طبایی(ه) درتفسیر آیه مسئله والیان فساد کننده درزمین را این گونه مطرح می کنند: وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها ..." كلمه تولى به معناى داراى ولايت و سلطنت شدن و تملك آن است، و مؤيد اين معناجمله‏" أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ"بقره(2) آیه:26) گرفتار غرورى مى‏شود كه گناه در دل ايجاد مى‏كند در آيه بعدى است، و سعى به معناى عمل و هم به معناى سرعت در راه رفتن است، در نتيجه معناى آيه چنين است، وقتى دستش برسد، و داراى قدرتى شود و رياستى به دست آرد، سعى مى‏كند فساد را در زمين بگستراند(ترجمه تفسیر المیزان ج2 ص144) فشرده این که طبیعت از جمله مظاهری زیبای خلقت الهی است، که تدبر و تأمل در آن می تواند به نوعی انسان را به خدای متعال نزدیک کند، از این رو تخریب و ضایع و فاسد کردن آن گناهی بس بزرگ به شمار می آید
نهج البلاغه وتوجه ویژه به محیط زیست
توجه و اهتمام به محیط زیست در منطق امام علی(علیه السلام) از چنان اهمیت و جایگاهی برخوردار است، که درآغاز خلافت خود خطاب به مسلمانان این چنین بیان می دارد: در مورد بندگان خدا وشهرهایش تقواى الهى را پاس داريد كه از زمينها و دامها نيز بازخواست شويد.« اتَّقُوا اللَّهَ فِي عِبَادِهِ وَ بِلاَدِهِ فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِم (نهج البلاغه خطبه 167)امام علی (ع) در این حدیث روشنگرانه به خوبی وظایف و مسئولیت های مختلف اخلاقی و انسانی را حتی نسبت به مکان ها و جنبندگان وحیوانات مشخص می فرماید؛ کما اینکه در تعریف محیط زیست نیز محققان عناصری از محیط و جنبندگان موجود در زیستگاه را شامل دانسته اند. به هر حال این حدیث ارزشمند وظایف انسان ها را در برخورد با طبیعت و جنبندگان موجود در آن مشخص می کند تا اینکه افراد بر اساس هوای نفس و خواسته های زیاده طلبانه برخورد ننمایند، بلکه شایسته و لازم است، قانون تقوای الهی را حتی با حیوانات مراعات کنند به هر حال این حدیث ارزشمند وظایف انسان ها را در برخورد با طبیعت و جنبندگان موجود در آن مشخص می کند تا اینکه افراد بر اساس هوای نفس و خواسته های زیاده طلبانه برخورد ننمایند، بلکه شایسته و لازم است، قانون تقوای الهی را حتی باحیوانات مراعات کنند توجه امام علی(ع) درخطبه 185 نهج البلاغه به شگفتیهای آفرنیش مورچه وملخ وعقاب ودرخطبه 165 نهج البلاغه به زیبا یی های خلقت طاووس ودرخطبه 155 نهج البلاغه و به عجایب آفرینش خفاش نگاه توحیدی آن حضرت را دراهتمام به حفظ محیط زیست به صورت گونه های مختلف آن نشان می دهد وما را به ضرورت حفظ آن برای ادامه حیات وزندگی آگاه می سازد.
سیره وروش امام علی(ع) نسبت به استفاده آبادگرانه از زمیت تا به جایی اهمیت دارد که درنامه ارزشمند خود به مالک اشتر نخعی اهمیت آن را از گرفتن مالیات بیشترمعرفی می کندواین گونه می نویسد: و سزاوار است كه بيشتر از گردآورى خراج، به عمران زمين بينديشى، «وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ فِي عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فِي اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ» زيرا خراج جز از راه عمران به دست نمى‌آيد« لِأَنَّ ذَلِكَ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ» و هر كه بدون عمران خراج بگيرد، كشور را ويران و ملت را نابود مى‌كند و فرمانرواييش چندانى نمى‌پايد.« وَ مَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَيْرِ عِمَارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلاَدَ وَ أَهْلَكَ الْعِبَادَ وَ لَمْ يَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلاَّ قَلِيلا».
رعایت حقوق حیوانات و حسن برخورد با آنها
 از جمله راه های نگاه داری وحفظ محیط زیست، حفظ گونه های حیوانی موجود در طبیعت و رعایت حقوق آنها ست.]
نمونه بارز این عدالت و حسن برخورد با حیوانات را به وضوح می توان در سیره و سخنان امام علی(ع) مشاهده کرد ودر نامه 25 نهج البلاغه حضرت به بر تغذیه حیوانات و سیراب كردن و استراحت دادن به آنها این چنین سفارش می فرماید: زمانى كه امين تو آن را تحويل گرفت، به او گوشزد كن ميان ماده شتران و بچه‏هاى شيرخوارشان جدايى نيندازد . :فَإِذَا أَخَذَهَا أَمِينُكَ فَأَوْعِزْ إِلَيْهِ أَلَّا يَحُولَ بَيْنَ نَاقَةٍ وَ بَيْنَ فَصِيلِهَا: و در دوشيدن شير چنان زياده روى نكند كه به فرزندشان آسيب رساند : وَ لَا يَمْصُرَ لَبَنَهَا فَيَضُرَّ [فَيُضِرَّ] ذَلِكَ بِوَلَدِهَا: و به هنگام سوارى بر آنان فشار نياورد : وَ لَا يَجْهَدَنَّهَا رُكُوباً: و در اين كار رفتارى برابر با آنچه در باره ساير شتران (كه ملك شخصى افراد است و براى آن دل مى‏سوزانند) متداول است، داشته باشد.: وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَ صَوَاحِبَاتِهَا فِي ذَلِكَ وَ بَيْنَهَا:خسته را آسايش دهد، :وَ لْيُرَفِّهْ عَلَى اللَّاغِبِ: آزرده پا را آرام براند، :وَ لْيَسْتَأْنِ بِالنَّقِبِ وَ الظَّالِعِ:چون از بركه‏ها بگذرند مجال سيراب شدن دهد :وَ لْيُورِدْهَا مَا تَمُرُّ بِهِ مِنَ الْغُدُرِ: از سرزمينهاى سرسبز به راههاى خشك و بى‏گياهشان نراند : وَ لَا يَعْدِلْ بِهَا عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلَى جَوَادِّ الطُّرُقِ: ساعتهايى براى استراحتشان منظور دارد.: وَ لْيُرَوِّحْهَا فِي‏السَّاعَاتِ: چون بر مَرغزار بگذرند، مهلت چريدنشان دهد، : وَ لْيُمْهِلْهَا عِنْدَ النِّطَافِ وَ الْأَعْشَابِ: باشد كه با رخصت حق، فربه و دور از خستگى و رنجورى نزد ما آورده شوند: حَتَّى تَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اللَّهِ بُدَّناً مُنْقِيَاتٍ غَيْرَ مُتْعَبَاتٍ وَ لَا مَجْهُودَاتٍ: تا بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبرش- كه درود خدا بر او و بر خاندانش باد-آن را توزیع كنيم : لِنَقْسِمَهَا عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّة نَبِيِّهِ (ص) :رعايت اين نكته‏ها موجب خواهد شد كه پاداشى گران‏تر يابى و به رشد خويش نزدیك‏ترگردى بامشیت خداوند : فَإِنَّ ذَلِكَ أَعْظَمُ لِأَجْرِكَ وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ :واین گونه امام علی(ع)در تقوای اجتماعی برحفظ گونه های حیوانی محیط زیست درنامه 25 که آغاز آن خطاب به کارگزار بیت المال« انْطَلِقْ عَلَى تَقْوَى اللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَه» است تاکید می کند.
هر جا شهری شکل گرفته با کثرت و اختلاف سلیقه‌ها مواجه بوده است. کوفه هم چنین شهری است، شهری متشکل از 360 قبیله که تحت مدیریت علی ابن ابی طالب(ع) قرار داشت. کوفه شهر بزرگی بود و در آن گروه‌های بزرگی جمع شده بودند. مردمانی از ایران، حجاز، شامات و قبایلی از مصر در آنجا حضور داشتند. بنابراین کوفه به تعبیر امروز شهری چند ملیتی محسوب می‌شد.
وقتی شهر گسترده است و اختلاف دیدگاه وجود دارد، ممکن است که سه نوع کنش و رفتار در آن شکل بگیرد. یک نوع از این رفتارها از جنس اعراض هستند، یعنی برخی کوشش می‌کنند که خود را از مسائل اجتماعی دور نگاه دارند، مساله‌ای که هم اکنون هم جریان دارد.
یک قسمتی از مردم شهر هم اهل اعتراض هستند و نظر و ایده، و طرحی برای اداره زندگی دارند. برای صلح یا امنیت پیشنهاد دارند و این گونه افراد ممکن است در قدرت یا ناراضی از آن باشند. از درون این شهر، گروه‌های کوچکی هم هستند که دست به خشونت می‌زنند یعنی اهل تعرض و خشونت هستند. کوفه زمان امام علی(ع) هم چنین شهری بود.
جنگ صفین هفتادهزار کشته داشت، یعنی شهر، زخم خورده است، و شهری است که هفتادهزار مرد در آن کشته شده و هر کدام از آنها متوسط سرپرست حدود چهار نفر عائله هستند. امام علی(ع) حاکم چنین جامعه ای است که در آن مخالف، معاند و افراد آسیب دیده دارای توقع هستند و چنین شهری باید اداره شود.
شاید هر سیاستمداری در آن دوران شرایط ایجاد فضای امنیتی را در پیش می‌گرفت. با این حال، اسناد و روایاتی از امام علی(ع) وجود دارد که وی سیاست آزاد سازی را به جای امنیتی کردن جامعه دنبال کرد، آن هم در شهری که تازه از جنگ خلاص شده و دشمن هم پشت دروازه‌های شهر قرار داشت.
حق شهروند سه نوع است. یک نوع حق کرامت و آزادی یک شهروند است یعنی فرد احساس احترام کند. احترام بدون آزادی معنا ندارد و آزادی هم بدون آزادی عقیده بی‌پایه است و این یک نوع حق شهروندی است و مساوی حقوق بشر هم هست. دومین نوع حق شهروندی، حق بهره مندی از ثروت ملی است. در هر جامعه‌ای افراد یک ثروت شخصی دارند اما بخش بزرگی از ثروت برای همگان است، مثل نفت، و معادن. سومین نوع حق برخورداری از منافع شهروندی است، این که آدمی بتواند با دیگران آزادانه رقابت کند در اشتغال و به دست آوردن پست‌های عمومی و پرهیز از بیکاری و فقر. این موارد از حقوق یک شهروند است. آن کسی که مخالف سیاسی حاکم جامعه است، نباید از این سه حق محروم باشد و این کاری است که امام علی علیه السلام نیز انجام داد.
امام علی(ع) در مقابل خوارج، به دفاع از حقوق آن ها پرداخت و ایشان معتقد بود که هر شهروندی حق دارد با سیاست‌های دولت خود مخالفت کند و مخالف حقوقی دارد که باید رعایت شود. تحمل مخالف یکی از ویژگی‌های شاخص امام علی(ع) به شمار می‌ آمد.
در روایتی از امام علی(ع) آمده است که دولت، دولت است چه مومن و چه کافر. شهروندان حق دارند از خدمات دولت استفاده کنند. امام تأکید داشت که جامعه نیاز به حکومت دارد و این حکومت چه خوب و چه بد باید این کارها را انجام دهد و از آن حیث که دولت است چنین وظیفه‌ای دارد. در مقابل این دیدگاه، برخی نظریه‌پردازان ایرانی معتقدند که حکومت ملک حاکم و شخص است و او به هر کسی خواست امتیاز می‌دهد و از هر کسی هم خواست می‌گیرد. این یکی از مشکلات جدی جامعه‌ی ما هست، اما امام علی(ع) چنین نمی‌گوید.
این امام همام می‌فرماید لازم داریم حکومتی باشد که آنهایی که دین دارند راحت بتوانند به دینداری خود ادامه دهند، غیرمومنان هم بتوانند متاع خود را پیدا کرده و از زندگی بهره ببرند. امام علی(ع) اضافه می‌کند در چنین حکومتی درآمدهای عمومی باید بتواند جمع آوری و توزیع شود، جلوی مهاجمان به ممکلت سد شود، یعنی نیروی مسلحی درست شود که نیروی مسلح حاکم در مقابل شهروندان نباشد بلکه برای دفاع از جامعه باشد، راه ها امن شود و از آنهایی که حقوق ضعیفان را می‌خورند حقوق ضعیفان پس گرفته شود. این ویژگی‌هایی است که امام در خصوص حکومت مطرح می‌کند و هر کسی که شهروند آن حکومت است این حقوق را دارد اگر چه از میان خوارج باشد.
 از نظر امام علی(ع) تا زمانی که شهروند دست به سلاح و هجوم به دیگران نبرده کسی حق ندارد به حقوق وی تعرض کند. وی در هنگام جنگ با خوارج هم سه دستور دارد: نخست آنکه هر گروهی از خوارج هر لحظه که سلاح خود را زمین گذاشت؛ خونش محترم است. دومین دستور، هر گروهی از خوارج که تشکیلاتی ندارد که آنها را دوباره جمع کنند به آنها حمله نکنید، دستور سوم شاهکار است و در آن می فرماید این افراد کافر نیستند و بلکه قرائت متفاوتی از دین دارند و به این طریق آن حضرت از همین جا جلوی مکانیزم تکفیر را گرفتند.
دکتر محمدرضا یوسفی: فلسفه بازار مالی این است که توان تولید را افزایش داده و به رونق اقتصادی کمک کند، ولی در حال حاضر در اقتصاد ایران چنین رابطه‌ای میان بازار بورس و رشد اقتصادی وجود ندارد و اگر با سیر صعودی شاخص‌های بورس مواجه هستیم، این به معنای رشد بادکنکی و توافقات پشت پرده در این بازار است.
حجت‌الاسلام محمدرضا یوسفی، عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، درباره حکم شرعی درآمدهای حاصل از معاملات بورس، اظهار کرد: اگر صرفا به فعالیت‌های بورسی نگاه کنیم، می‌بینیم افراد فعال در این بازار یک‌سری اوراق بهادار را که دارای ارزش مالی است معامله می‌کنند و طبیعتا در هر معامله‌ای نیز باید دو چیز مال و مالیت وجود داشته باشد. یعنی شما پول می‌دهید و در قبال آن، سند معتبری را دریافت می‌کنید، مثلا سهام به سند مالکیت بخشی از یک کارخانه یا بنگاه اقتصادی مربوط می‌شود.
وی افزود: از این نظر، معاملات بورسی موجود ایراد شرعی ندارد و اینکه قیمت‌ها بالا و پایین می‌شود، این نوسان طبیعی بوده و ممکن است در بسیاری از مسائل رخ دهد، مثلا کالایی که سال گذشته خریداری کردیم، همان کالا در سال جدید ممکن است با افزایش یا کاهش قیمت مواجه ‌شود. افزایش یا کاهش قیمت دلیل بر غیرشرعی بودن نمی‌شود. قمار ادبیات مستقلی دارد که باید در نظر گرفته شود، بنابراین معاملات بورس را نمی‌توان قمار به حساب آورد.
عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید اضافه کرد: اصل معامله شرعا درست است، ولی یک‌سری شرایط دارد که باید در چارچوب آن شرایط انجام شود. از طرف دیگر، یکی از مسائلی که ممکن است در بازارهایی مثل بورس پیش آید، این است که گروه‌هایی با دلال‌بازی، ایجاد شایعه، جوسازی و هماهنگی‌های خاص و پشت پرده، تغییراتی در بازار ایجاد کنند که قطعا چنین فعالیت‌هایی که باعث قیمت‌های کاذب و افزایش قیمت‌ها به صورت غیرواقعی می‌شود، حرام است. ولی افراد عادی که با تصور افزایش قیمت، سهامی را خریداری می‌کنند، این کار آنها اشکالی ندارد.
سود حاصل از دلال‌بازی و توافقات پشت پرده، حرام است
حجت‌الاسلام یوسفی تصریح کرد: معاملات مربوط به اوراق بهادار شرعا ایرادی ندارد، مثلا سهام یک کارخانه مثل سند مالکیت شما بر بخشی از آن کارخانه است و اگر این کار به روال طبیعی انجام شود، مشکلی ندارد، ولی اگر بازار سهام تحث تاثیر عواملی مثل توافقات پشت پرده و مسائل حاشیه‌ای واقع شده، صف خرید و فروش‌های مصنوعی ایجاد شود و از این طریق با قیمت‌ها بازی کنند، این نوع کارهای مصنوعی حرام است. وی با بیان اینکه بازار مالی برای این ایجاد می‌شود که به رونق اقتصادی کمک کند، گفت: افراد با خرید سهام توان تولید جامعه را بالا می‌برند و طبیعتا با افزایش توان تولید، رشد اقتصادی باید بیشتر و بیکاری کمتر شود. بنابراین فلسفه بازار مالی این است که در خدمت تولید یک کشور باشد و وقتی با رونق بازار مالی مواجه می‌شویم، در واقع شاهد رونق اقتصادی باشیم.
عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه مفید افزود: وقتی این رابطه میان بازار مالی و رونق اقتصادی قطع شود و به حال اقتصاد مفید نباشد، مثل وضعیت حال حاضر اقتصاد ایران، یعنی مدام بر نرخ بیکاری افزوده ‌شود، چنانکه تحت تاثیر شیوع کرونا، حداقل دو میلیون نفر فرصت شغلی را در این دو ماه از دست داده‌ایم و رشد اقتصادی نیز منفی باشد، طبیعتا شاخص‌های بورس نیز باید روند نزولی را طی کند، ولی این شاخص‌ها در حال حاضر صعودی است. یعنی نوعی دلال‌بازی در حال رخ دادن بوده و عده‌ای بازارگرمی می‌کنند و متاسفانه دولت نیز در این قضیه بهره خودش را می‌برد و به این وضعیت دامن می‌زند. در نهایت ممکن است تحت تاثیر این دلال‌بازی‌ها، حباب ایجاد شده و شاهد سقوط بورس باشیم.
وی بیان کرد: برای اینکه ببینیم سیر صعودی شاخص‌های بورس نوعی رشد بادکنکی است یا نه، باید نسبت ارزش‌های سهام را با قیمت واقعی کارخانجات بسنجیم. مثلا اگر دستگاه‌ها و تجهیزات کارخانه الف هزار میلیارد تومان باشد، ارزش سهام آن در بازار بورس نیز باید در همان حدود یا کمی پایین‌تر یا بالاتر باشد، ولی اگر ارزش واقعی آن کارخانه هزار میلیارد تومان و ارزش سهام آن سه هزار میلیارد تومان یعنی سه برابر باشد، در اینجا می‌گوییم که نسبت به آن حباب وجود دارد و ممکن است آن ترکیدن رخ دهد. در حال حاضر وضعیت بورس کشور همین‌طور است. مثلا در مورد شرکت پدیده شاندیز، ارزش واقعی آن ۹ هزار میلیارد و ارزش بازاری آن ۲۳ هزار میلیارد تومان یعنی بیش از دو و نیم برابر بود. در واقع نسبت به آن حباب وجود داشت و در نهایت نیز شاهد بودیم که چه اتفاقی افتاد. شرایط کنونی بورس نیز شبیه همان وضعیت است.
حجت‌الاسلام یوسفی اظهار کرد: افرادی که برای فعالیت در بازار بورس مثلا وسیله نقلیه یا خانه خود را می‌فروشند یا پول رهن یک مغازه را وارد این بازار می‌کنند، آن هم به پشتوانه ۱۸۰ درصد سودی که سال گذشته داشته‌اند، باید بدانند که احتمال سقوط وجود دارد و فردای بعد از آن پولی برای آنها باقی نمی‌ماند که مغازه‌ای اجاره کنند یا ماشینی بخرند. مردم عادی و خرده‌پا برای فعالیت در بازار بورس حتما باید به کارگزاری‌های معتبر و قابل قبول مراجعه کنند و سهام‌هایی که خریداری می‌کنند، باید محتاطانه و کم ریسک باشد، نگاه بلندمدت داشته باشند و سود برخی کارخانجات آنها را فریب ندهد، چون باید بدانند که ممکن است در این رابطه، توافقات پشت پرده‌ای وجود داشته باشد و فردا روزی احتمال نابودی آن وجود دارد. افراد بهتر است اقدامات فردی انجام ندهند و فکر نکنند فلان فرد در این مسائل خیلی وارد است، بلکه به کارگزاری‌های معتبر و سالم مراجعه کنند تا با مشکلی مواجه نشوند.
محمدعلی کوشا معتقد است: واژه قدر به معنی شرف و فضیلت است، نه لزوماً به معنی تقدیر امور و حوادث تا سال آینده و شرف و فضیلت شب قدر به دلیل نزول قرآن حاصل شده، بنابراین شرف و فضیلت شب قدر، بالعَرض است نه بالذات.
شب قدر
سوره قدر در قرآن کریم از جمله سوره‌هایی است که بر نزول قرآن در شبی به نام شب قدر دلالت دارد و از طرفی به ارزش و اهمیت چنین شبی اشاره می‌کند و آن را از هزارماه برتر و با ارزشمندتر می‌داند. مفسران در باب تفسیر این سوره و همچنین کیفیت نزول قرآن و شب قدر، دیدگاه‌های مختلفی را بیان‌کرده‌اند که هر کدام از منظری خاص به ابن موضوع پرداخته‌اند. خبرنگار ایکنا در اصفهان، در همین رابطه گفت‌وگویی با حجت‌السلام والمسلمین محمدعلی کوشا، عضو مجمع محققین و مدرسین  حوزه علمیه قم و از شاگردان مرحوم آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی داشته است که متن آن را در ادامه می‌خوانید:
ایکنا ـ فلسفه و معنای قرآنی شب قدر چیست؟
در خصوص شب قدر باید بیش از هر چیز به معنای لغوی «قدر» نظر کنیم و ببینیم که مفسران درباره «قدر»، چه معناهایی به کار برده‌اند. برای واژه قدر چندین معنا به کار رفته که مشهورترین آن‌ها، قدر به معنای شرف و منزلت است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛ و خدا را آنچنان كه بايد به بزرگى نشناخته‏‌اند». مرحوم شیخ طوسی در تفسیر تبیان و محمدبن علی شوکانی، صاحب تفسیر «فتح القدیر» این را برگزیده‌اند که قدر به معنای شب شرف و فضیلت است، چون در این شب قرآن نازل شده است. برخی نیز گفته‌اند قدر به معنی تنگی و ضیق است، یعنی نزول تعداد فرشتگان در چنین شبی آن قدر زیاد است که فضای زمین برای آن‌ها تنگ می‌شود. شاهد قرآنی این مدعا آیه ۷ سوره طلاق است که می‌فرماید: «وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ».
برخی نیز قدر را به معنای تعیین سرنوشت بندگان از این شب تا سال آینده دانسته‌اند. روایتی از امام محمدباقر(ع) نقل شده است: «یُقَدّرُ فی لیلة القدر کلّ شیءٍ یکونُ فی تلک السّنة الی مثلها من قابلٍ، من خیرٍ و شرّ، طاعة و معصیة، و مولودٍ و اجلٍ، او رزقٍ فما قُدّر فی تلک السّنةَ و قُضیَ فهو المحتوم و لله عزوجل فیه المشیة؛ در شب قدر هر امری از امور بندگان تا شب قدر سال آینده معیّن می‌شود، از خیر و شرّ، طاعت و معصیت، ولادت و مرگ و روزی موجودات و هر آنچه در آن سال مقدّر گشته حتمی است و خداوند را در آن مشیّت است».
در تفسیر مجمع‌البیان آمده که در چنین شبی، کتاب ارزشمندی بر پیامبری ارزشمند و برای امتی که قدر و منزلت دارد، به واسطه فرشته جبرئیل نازل شده است. مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان فرموده‌اند: منظور از قدر، تقدیر و اندازه‌گیری است. یعنی خداوند در شب قدر حوادث و امور یک سال را تا سال آینده مقدر می‌‌کند که شامل مرگ، رزق، حیات، سعادت و چیزهای دیگر می‌شود.
ایشان در این زمینه به آیات ۴ تا۶ سوره دخان اشاره می‌کنند که می‌فرماید: «فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ؛ أَمْرًا مِنْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ؛ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». آنگاه می گوید:«فرق» به معنای جداسازی و مشخص کردن دو چیز از همدیگر است، و « يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ» یعنی آن امر و واقعه‌ای که باید رخ دهد را خداوند متعال تقدیر و اندازه‌گیری می‌کند. ایشان می‌فرماید: «یفرق» فعل مضارع و استمرار را می‌رساند. پس شب قدر منحصر به شب نزول قرآن و آن سالی که قرآن در آن نازل شده نیست، بلکه با تکرار سنوات، شب قدر هم تکرار می‌شود. طبق نظر علامه طباطبایی در هر ماه رمضان، شب قدری هست که در آن شب، امور و حوادث تا سال آینده مقدر می‌شود.
صاحب مجمع ‌البیان گفته‌است: کلمه قدر به معنای منزلت است و اگر شب قدر را قدر می‌نامند، به این دلیل است که در این شب، به واسطه نزول قرآن، چنین شبی ارزش و منزلت پیدا کرده است. برخی نیز با اشاره به آیه «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» که گفته شده ارزش شب قدر از  هزارماه برتر است، فضیلت آن را از جهت کثرت عبادت در آن شب دانسته‌اند، چون در این شب بندگان تقرب بیشتری به خدا می‌یابند و خداوند عنایت و توجه بیشتری به آنان دارد. برخی نیز درباره «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» گفته‌اند به سبب هر امری فرشتگان نازل می‌شوند.
این‌ها نقل قول‌هایی است که اجمالا درباره آن‌ها توضیح دادم. اما برداشتی که بنده با استناد به نظریات استاد مرحوم آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی دارم، این است که واژه قدر به معنی شرف و فضیلت است، نه لزوماً به معنی تقدیر امور و حوادث تا سال آینده؛ البته این دو معنا قابل جمع است و می‌تواند تقدیر حوادث تا سال آینده نیز با توضیحی که خواهم داد در آن لحاظ شود، ولی اصل قدر، به معنی شرف و فضیلت است و شرف و فضیلت شب قدر به دلیل نزول قرآن حاصل شده است، بنابراین شرف و فضیلت شب قدر، بالعَرض است نه بالذات.
نکته دیگر اینکه در اینجا «أَلْفِ شَهْرٍ» کنایه از کثرت است، نه اینکه منظور هزار ماه عددی برابر ۸۳سال و اندی باشد، بلکه منظور این است این شب خیلی از روزها و ماه‌های دیگر با فضیلت‌تر است، چون در این شب، انسان با اراده و اختیار خود توبه می‌کند و به سوی حق، حقیقت و خدای یکتا باز می‌‌گردد و در واقع این شب سرآغاز سعادت و خوشبختی آدمیان می‌شود.
واژه قدر به معنی شرف و فضیلت است، نه لزوماً به معنی تقدیر امور و حوادث تا سال آینده؛ البته این دو معنا قابل جمع است و می‌تواند تقدیر حوادث تا سال آینده نیز با توضیحی که خواهم داد در آن لحاظ شود، ولی اصل قدر، به معنی شرف و فضیلت است و شرف و فضیلت شب قدر به دلیل نزول قرآن حاصل شده است، بنابراین شرف و فضیلت شب قدر، بالعَرض است نه بالذات.
علامه طباطبایی فرموده‌اند: قرآن دو نزول دارد؛ یک نزول دفعی که در شب قدر بر پیامبر(ص) نازل شده و دیگری نزول تدریجی آن در طول مدت ۲۳ سال است. چندین نفر از مفسران و محققان، نزول دفعی قرآن را به چالش کشیده‌اند، بنده نیز همین موضع و نظر را دارم که قرآن یک نزول بیشتر ندارد و آن نزول تدریجی بوده که در طول ۲۳ سال بر پیامبر(ص) نازل شده است. ادله اثبات این مدعا نیاز به بحثی مفصل دارد. بنابراین در شب قدر، نزول قرآن آغاز شده و در طول ۲۳ سال و به مناسبت‌های مختلف نزول آن تداوم پیدا کرده است.
نکته دیگر اینکه تکرار شب قدر، به معنای تکرار سالگرد نزول قرآن است. مثلا ۲۲ بهمن که در یک روز تاریخی رقم خورده، ولی ما هر سال، سالگرد این روز را به عنوان یک ارزش، گرامی می‌داریم. بنابراین شب قدر به معنای تکرار سالگرد نزول قرآن است، نه اینکه در شب قدر امور تکوینی مقدر شود، درست مثل بعثت که در یک سال و یک لحظه خاص رخ داده و مانیز هر سال، سالروز عید مبعث را گرامی می‌‌داریم.
در سوره قدر گفته شده «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»، نگفته «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ لَیلهَ»، یعنی نگفته از هزار شب بهتر است، یا نگفته خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ اسبوع، مثلاًاز هزار هفته بهتر است و یا خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ السنه؛ از هزار سال بهتر است. اینجا سوال می‌شود چرا «أَلْفِ شَهْرٍ گفته است؟ باید گفت به خاطر رعایت حسن لفظی و فصاحت آیات قرآن کریم که در سجع و وزن آیات به کار برده شده است. آیات سوره قدر همه آیات آن با حرف «ر» ختم می‌شود. این که گفته شده «أَلْفِ شَهْرٍ» به خاطر آن سَجع و وزن لفظی است، زیرا قرآن در نهایت فصاحت لفظی نازل شده و سجع و وزن و رسایی آن بی‌نظیر است.
در این سوره آمده است: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ؛ در این شب فرشتگان از سوی پروردگار عالم برای انجام هرکاری نازل می‌شوند». مرحوم آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی حرف «و» در «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ» را به معنای «مع» یعنی «با» گرفته است و روح را به قرینه آیه ۵۲ سوره شوری به معنی «وحی» گرفته، یعنی روح در این آیه به معنی وحی و نبوت است، نه به معنای فرشته و جبرئیل. در آیه ۵۲ سوره شوری آمده است: «وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا؛ و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم». اینجا روح به معنای وحی است.
چندین نفر از مفسران و محققان، نزول دفعی قرآن را به چالش کشیده‌اند، بنده نیز همین موضع و نظر را دارم که قرآن یک نزول بیشتر ندارد و آن نزول تدریجی بوده که در طول ۲۳ سال بر پیامبر(ص) نازل شده است.
در این سوره، لفظ «تنزل» که در اصل «تتنزل» بوده لزوماً معنای استمراری ندارد که بگوییم شب قدر هر سال تکرار می‌شود. بلکه شب قدر فقط یک شب بوده که در آن شب، نزول قرآن شروع شده است. آری، قرآن در آن شب نازل شده است. ولی ما هرساله به احترام آن شب و گرامیداشت آن، به دعا و راز و نیاز با خدا می‌پردازیم. بنابراین «تَنَزَّلُ» به صیغه مضارع، بیان حکایت گذشته است. مثل اینکه اکنون خطیبی بگوید: روز ۲۲ بهمن مردم به کلانتری‌ها می‌ریزند، انقلاب را به پیروزی می‌رسانند، اظهار شادمانی می‌کنند. این فعل‌های مضارع که در زبان این خطیب مطرح می‌شود، در مقام بیان حال از گذشته است، نه استمرار حال و آینده. این نکته مهمی است که بارها در قرآن به کار رفته است، یعنی قرآن لفظ مضارع می‌آورد ولی معنی ماضی را از آن اراده می‌کند که به این می‌گویند بیان حکایت از گذشته و یا بیان حال از گذشته، نه اینکه لزوماً هر  فعل مضارع به معنای استمرار حال و آینده باشد، این هم نکته مهمی است.
اما تعبیر «مِن کُلِّ اَمر» انتخاب شده و نگفته «مِن اَمرِه» یا «مِن اَمرِنا»، به دلیل حرف «ر» برای تناسب آیات. چون آخر هر آیه به حرف «ر» ختم می‌شده، تا وزن وسجع آیات که نشانه‌ای از فصاحت قرآن کریم و گویای تناسب لفظی است زیبایی آیات را بیشتر جلوه گر سازد. «اَمر» در اینجا به معنی شیء نیست. «مِن کُلِّ اَمر» به معنای از هر چیزی نیست، بلکه اَمر در اینجا به معنای فرمان و دستور است، نه اینکه به معنی «مِن کُلِّ شَیء» یا «مِن کُلِّ حادِثَه» باشد. «تَنَزَّلُ المَلائِکَه وَالروحُ مِن کُلِّ اَمر»؛ یعنی فرشتگان به سبب هر امر و فرمانی از سوی خدا دراین شب نازل می‌شوند.
در این سوره، لفظ «تنزل» که در اصل «تتنزل» بوده لزوماً معنای استمراری ندارد که بگوییم شب قدر هر سال تکرار می‌شود. بلکه شب قدر فقط یک شب بوده که در آن شب، نزول قرآن شروع شده است.
به طور خلاصه، هدف نزول سوره قدر، جلوه دادن عظمت نعمت دین و فیض معنوی الهی در شب نزول قرآن بر رسول گرامی اسلام است که با نزول قرآن در این شب، درهای نعمت و رحمت الهی بر روی مردم گشوده شد و نور وحی سیاهی ظلمت جهل و نادانی را شکافت و از بین برد و تباهی‌ها را زدود که بیان این سوره با این الفاظ، نوعی تسلی و آرامش برای قلب پاک رسول خدا بوده است. یعنی ای پیامبر، تو این‌گونه با نزول قرآن در این شب مشمول عنایات و فیض الهی شدی و این‌گونه درهای رحمت و معنویت به سویت گشوده شد.
معمولاً برای تفسیر سوره قدر کم‌وبیش به نُه روایت از اصول کافی تمسک می‌جویند که البته این نُه روایت در واقع یک روایت است، منتها در نُه قسمت آمده و همه آنها هم به امام جواد(ع) نسبت داده شده است. روایاتی که درباره قدر در تفسیر سوره قدر در کتاب اصول کافی وارد شده، همه و همه از نظر سند ضعیف‌اند و نمی‌توان بر آنها استناد کرد، چون از جمله راویان این سلسله سند، حسن بن عباس بن حریش است که همه رجالیون گفته‌اند وی متهم به دروغ‌گویی و کذب است و لذا ما نمی‌توانیم به سخن یک آدم کذاب اعتنا کنیم. اما اینکه سرنوشت در این شب نوشته می‌شود، به این معناست که در چنین شبی آدمی سرنوشت خود را با استقبال از وحی الهی و تصمیم بر تحقق آن در زندگی، سرنوشت خود را می‌سازد. سرنوشت انسان به دست خود انسان است. قرآن کریم می‌‌فرماید: خدا هر لحظه در حال تقدیر حوادث است و این‌طور نیست که تقدیر حوادث را در یک شب انجام بدهد و بعد در سال آینده این کار را تکرار کند؛ «وکل يوم هو فی شان».
ایکنا – اینکه گفتید در این شب مقدرات انسان تعیین می‌شود، این تعیین شدن مقدرات نافی اراده و اختیار انسان نیست؟
عرض کردم سرنوشت انسان به دست خود انسان است. «انا هدیناه السبیل اما شاکراً واما کفوراً».  کسی که سال‌ها گناه کرده و در این شب توبه نصوح یعنی توبه واقعی می‌کند، سرنوشت خودش را با توبه تغییر می‌دهد. سرنوشت انسان به دست خود انسان بوده و آن جنبه تکوینی چیز دیگری است. به صورت تکوینی، خدا نه کسی را بدبخت و نه کسی را خوشبخت می‌کند، بلکه خدا انسان را آزاد و مختار آفریده است. انسان در این شب دعا و راز‌ و نیاز می‌کند و با خدا مرتبط می‌شود، در واقع با توبه ماقبل خودش را از اعمال سیئه و بد اصلاح می‌کند و درهای سعادت و خوشبختی را که به رویش بسته بود، باز می‌کند.
معمولاً برای تفسیر سوره قدر کم‌وبیش به نُه روایت از اصول کافی تمسک می‌جویند که البته این نُه روایت در واقع یک روایت است، منتها در نُه قسمت آمده و همه آنها هم به امام جواد(ع) نسبت داده شده است. روایاتی که درباره قدر در تفسیر سوره قدر در کتاب اصول کافی وارد شده، همه و همه از نظر سند ضعیف‌اند و نمی‌توان بر آنها استناد کرد، چون از جمله راویان این سلسله سند، حسن بن عباس بن حریش است که همه رجالیون گفته‌اند وی متهم به دروغ‌گویی و کذب است و لذا ما نمی‌توانیم به سخن یک آدم کذاب اعتنا کنیم.
واقع انسان می‌تواند سرنوشت خودش را با تصمیم و اراده قوی بسازد. دعاهای شب قدر نباید فقط لقلقه زبان باشد. دعا هم لفظی است و هم عملی. دعای لفظی در قالب همین ادعیه‌ای است که می‌خوانیم، ولی دعای عملی آن تصمیمی است که می‌گیریم و در عمل آن را پیاده می‌کنیم. پس شب قدر می‌تواند شب سرنوشت باشد، ولی نه از جانب خدا، بلکه از جانب خودمان. از جانب خدا هم باشد، به یک معنا درست است، یعنی اصل اینکه قرآن نازل شده و با نزول قرآن، سرنوشت بشر عوض شده است.
اصلا قرآن، نور است و تاریکی جهل را از بین برده است که خود نمونه‌ای از تغییر در سرنوشت است. ولی اینکه در طول سال سرنوشت به همان شب مختوم شود، این‌طور نیست، بلکه در طول سال سرنوشت ما به اراده خودمان رقم می‌خورد و انسان‌ها در شب قدر که شب ارزش و فضیلت و نزول قرآن است، باید قدر ارزش و منزلت خودشان را بدانند و با دعا و مناجات و تصمیم قطعی، از خطاها و لغزش‌ها برگردند و جبران مافات کنند، وگرنه اینکه خدا بخواهد به صورت جبری سرنوشت ما را تا سال آینده رقم بزند، ارزش و اعتباری نخواهد داشت.
ایکنا – رابطه و نسبتی که انسان می‌تواند با مقدرات و مشیت الهی برقرار کند، چیست. یعنی هم اراده و اختیار خودش را حفظ کرده و هم نسبت و پیوندی با مقدرات و مشیت الهی برقرار کند؟
خدای متعال بارها در قرآن با الفاظ گوناگون می‌فرماید هر حسنه‌ای که باشد، از جانب خداست و هر سیئه‌ای که باشد، از جانب بندگان خداست. خدا درهای رحمت خود را به روی ما باز کرده و گفته به شما عقل و اراده و آزادی دادم و می‌توانید دست به انتخاب بزنید، یعنی خدا خواسته است که ما سعادتمند شویم و اراده او بر خوشبختی ماست، ولی این خواسته خدا باید در فعل ما به فعلیت برسد و در کار ما عینیت پیدا کند. پس اگر ما در آن مسیری پیش برویم که خدای متعال فرموده هر حسنه‌ای از جانب من است، در واقع این اراده ما در طول اراده خدا سبب خوشبختی ما شده، ولی اگر خدا اراده کرده که ما خوشبخت شویم، اما در عین حال ما با آزادی اراده خود تصمیمی ضد خوشبختی بگیریم، اراده ما درست برخلاف اراده و مشیت الهی حرکت کرده است. این کاملا بدیهی و روشن است، خدا اراده کرده که انسان‌ها به سعادت برسند آن هم با آزادی اراده‌ای که خود آنها دارند.
خدا از یک طرف خیر را می‌خواهد و از طرف دیگر می‌گوید شما در انتخاب خیر آزادید. اگر خیر را برگزیدید، اراده شما در طول اراده خدا سبب خوشبختی‌تان می‌شود؛ ولی اگر شرّ را برگزیدید، در واقع اراده خودتان را در عرض و در مقابل اراده خدا قرار داده‌اید و بدبختی به سوی‌تان سرازیر می‌شود. به نظر بنده، بحث خیلی روشن است و اگر کسی به طور اجمال این‌ها را در سوره قدر مطالعه کند، بسیاری از ابهام‌ها حل می‌شود.
من در اینجا از ترجمه خودم نیز نکته‌ای را نقل می‌کنم: در سوره دخان، آیه چهارم آمده است: فیها یُفرَقُ کُلُّ اَمر حَکیم. من این آیه را این‌طوری ترجمه کرده‌ام که «در آن شب اصول هر کار سنجیده و استواری بیان گردیده وتفکیک و مشخص می‌شود». در پانوشت هم توضیح داده‌ام که امور مهمی که در سرنوشت انسان اثرگذار است به وسیله نزول کتاب آسمانی مشخص می‌شود، چون نزول قرآن دربردارنده خطوط اصلی و راه سعادت در تمام ابعاد حیات بشری بوده و آن شب سرآغاز طرح اصول و بنیادهای هدایت در بعد عقیده و اخلاق و عمل است. «یُفرَقُ» از مصدر فرق به معنای جدا کردن و جزء جزء کردن بوده و در این آیه، مراد از آن، متمایل نمودن و مشخص ساختن است. به تعبیر دیگر، در شب قدر، شب وقوع هر حادثه‌ای با تقدیر و اندازه‌گیری دقیق مشخص می‌شود، ولی همه این‌ها را خودمان می‌سازیم. چون اراده می‌کنیم که در شب قدر خودمان را مهذب و پاک و با تقوا بسازیم، این اراده ما در اعمال و رفتارمان تاثیر می‌کند و سبب می‌شود که به سوی سعادت و خوشبختی حرکت کنیم.
صفحه1 از144
بازگشت به بالا