اجتماعی

محمد تقی فاضلی میبدی

رابطه هنر، اعم از موسيقي و سينما، با فقه و يا فقيهان روشن و مشخص نيست. فقيهان حاضر نظر يكدستي در اين مقوله مهم ندارند، متوليان امر هنر، بويژه در معاونت هنري وزارت ارشاد تكليفشان روشن نيست، فيلمي و يا برنامه هنري ديگري با صرف وقت و هزينه زياد تهيه مي شود، هنرمندان نهايت تلاش خود را مي كنند تا كارخود را با نيكوترين وجه به تماشا گذارند، اما هنگام بهره برداري با حلال و حرام و يجوز و لايجوز كه از اجتهاد  فقيهي سرچشمه گرفته است مواجه مي شوند، و اين بلاتكليفي مذهبي، براي كارگزاران وزارت ارشاد، تهيه كنندگان، بازيگران و در نهايت انتظار تماشاكنندگان و از همه مهمتر بخش مهمي از فرهنگ كشور آسيب و اثرات بدي وارد مي كند.

نمونه اخير اين ماجرا و اين داستان فيلم رستاخيز ساخته آقاي درويش است، اين فيلم از جهت محتوا و ساختار مجوز خود را از وزارت ارشاد مي گيرد، كارشناسان مذهبي و تاريخي نظر مثبت مي دهند، به هنگام اكران با نظر فقيهي بزرگوار مواجه مي شود كه اكران آن جايز نيست، به اين دليل كه چهره حضرت عباس (ع) را به تصوير كشيده است، در اين جا نكاتي چند قابل طرح است،

١- در زمان مرحوم امام اين نوع مسايل به فتواي رهبر انقلاب حل و فصل مي شد و در نهايت با حكم يا فتواي ايشان حلال و حرام برنامه هاي هنري فيصله مي يافت. اگر فقيهي نظر ديگري داشت، لزوم ابراز آن را نمي ديد، نمونه آن بازي شطرنج بود، با اين كه برخي مخالف بودند و يكي از آقايان -مرحوم آقاي قديري- مخالفت خود را اظهار كرد، امام پاسخ مبنايي و اجتهادي محكمي داد و مشل حل شد.

٢- مسله هنر از موضوعاتي است كه بايد كارشناسان هنري موضوع را براي فقيهان روشن سازند، مانند مسله شطرنج كه از نگاه كارشناسان ورزش از مقوله آلت قمار خارج است، لهذا حكم حرمت برداشته مي شود، در اين باب نيز مسله سينما با مداحي و روضه خواني تفاوت مي كند، فقهاي بزرگوار با موضوعاتي از قبيل هنر و سينما رابطه چنداني نداشته اند و با موضوع چندان آشنا نيستند، مانند پديده پول و بانك در مسايل اقتصادي است، كه نمي توان بدون نظر كارشناس فتواي فقهي صادر كرد.

٣- در فيلم رستاخيز كه فرموده اند نبايد چهره عباس را نشان داد، بايد ديد دليل فقهي آن كدامست؟ دركجاي فقه و با چه عنواني اين حرمت استنباط مي شود؟ ممكن است بگويند كه سيماي حضرت عباس را در يك شخص هنرمند نشان دادن وهن و يا اهانت به آن حضرت تلقي مي شود، بايد گفت وهن از مفاهيم عرفي است و نه يك مقوله شرعي، همان طور كه سب از مفاهيم عرفي است، ممكن است  واژه اي و يا حركتي در عرفي وهن تلقي شود و در عرفي ديگر وهن تلقي نشود، اين مسله در باب سب و توهين آمده است، در قاموس سينما و در فرهنگ تماشاگران هيچگاه تصوير شمايل معصومان توهين تلقي نمي شود، همانطور كه در فيلم حضرت مسيح و يا حضرت مريم و يا فيلم حضرت يوسف توهين تلقي نمي گشت، و در ذهن و ضمير هيچ تماشاگري وهن خطور نمي كند، حال چرا اين ماجرا بر سر فيلم رستاخيز آمد نمي دانيم،؟ از مرحوم امام خميني و مقام رهبري و خيلي فقهاي ديگر از قمه زني سوال شد، پاسخ همگان بر اين است چون در حال حاضر وهن به دين تلقي مي گردد و يا اضرار به نفس است حرام مي باشد، و يا نظر امام بر اين بود كه اجراي حكم رجم چون وهن به دين است تعطيل گردد. بنابراين وهن از مقوله عرفي است، چه كسي گفته است كه شمايل ابوالفضل در فيلم وهن تلقي مي شود؟ سالها در اين كشور پرده خواني و يا تعزيه خواني صورت گرفته و چهره معصومين را در تعزيه خوانان نشان داده اند، كسي وهن تلقي نكرده و فقيهي از اين باب اعتراض نكرده است. بلي، اگر تحريف تاريخي صورت گيرد و اصل داستان را به گونه اي دگر جلوه سازد در آن صورت مي توان در اكران فيلم تامل كرد.

٤- با دقت عرفي پاره اي از اين مداحي هايی رايج  و يا روضه خواني ها ممكن است وهن به مذهب باشد ولي حساسيتي كه روي فيلم هست نسبت به اين نوع مداحي ها نيست ،چرا؟ شايد سينما در نظر برخي جايگاه ناپسندي است، در اين روزگار خيلي از مطالبي كه به عنوان دين گفته مي شود، جوانان و تحصيل كردگان را دين گريز كرده است، لهذا از آن جا كه همواره تهيه كنندگان و هنرمندان و مسولان وزارت ارشاد با اين مشكل مواجه هستند، سزاوار است يك نظر ملاك قرار گيرد تا نظرات مختلف كار را بر هنرمندان مشكل نسازد.

خوانده شده 5536 بار آخرین اصلاح در تاریخ یکشنبه, 26 آذر 1396 09:16
Share this article

About author

Super User
برای نوشتن دیدگاه وارد سایت شوید.
بازگشت به بالا